عزت الله احمدی

عزت الله احمدی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۳ مورد از کل ۶۳ مورد.
۶۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی سالمندان دارای اختلال وابسته به مواد محرک در شهر رشت در سال 1403 تشکیل داد. از این جامعه آماری تعداد 30 نفر سالمند دارای اختلال وابسته به مواد محرک با استفاده نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مسئولیت پذیری اجتماعی (SRS، سالکووسکیس، 2000)، بهزیستی روان شناختی (PWS، ریف، 1989) و شادکامی (OHI، آسفورد، 1990) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هر هفته یک جلسه و هر جلسه 60 دقیقه براساس محتوای جلسات درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز شرکت کردند. داده های با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح (001/0>P) وجود داشت. با توجه به یافته های پژوهش می توان اظهار داشت که مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند رویکرد مناسبی برای بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد باشد.
۶۲.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر ضربه بر علائم افسردگی و تحمل پریشانی در دانشجویان با تجربه ضربه عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر ضربه بر علائم افسردگی و تحمل پریشانی دانشجویان با تجربه ضربه عشق انجام شد. روش: روش پژوهش، شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون–پیگیری ۳ ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل دانشجویان دارای تجربه ضربه عشق دانشگاه های شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۳ بود. به روش نمونه گیری در دسترس، ۲۸ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. از پرسشنامه افسردگی بک (ویرایش دوم) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر(۲۰۰۵) در سه بازه زمانی (پیش آزمون، پس از مداخله و پیگیری) استفاده شد. گروه آزمایش ۱۰ جلسه درمانی ۷۵ دقیقه ای براساس پروتکل اکت متمرکز بر ضربه (هریس، ۲۰۲۱) دریافت کردند. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر تعامل زمان * گروه روی متغیر های وابسته در سطح ۰۰۱/۰ و برای گروه در سطح ۰۵/۰ معنادار است. آزمون پس تعقیبی بنفرونی برای مقایسه میانگین ها، نشان داد تفاوت میانگین ها در گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون-پس آزمون و پیش آزمون-پیگیری به لحاظ آماری معنادار است (۰۵/۰ p<). اما در مرحله پس آزمون-پیگیری معنادار نیست (۰۵/۰ p>). نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که اکت متمرکز بر ضربه می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای کاهش علائم افسردگی و افزایش تحمل پریشانی در افراد دارای تجربه ضربه عشق، مورد استفاده روان درمانگران قرار گیرد.
۶۳.

روابط ساختاری تجارب ناخوشایند دوره کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۴
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری تجارب ناخوشایند دوران کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به میگرن 20 تا 30 ساله مراجعه کننده به کلینیک های درد مشهد در سال 1403-1404 بود. حجم نمونه 204 نفر از بیمارانی بود که تشخیص میگرن توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب دریافت کرده و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش رضایت داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعه سازی درد سالیوان و همکاران (1995)، پرسشنامه تجارب نامطلوب دوران کودکی دانگ و همکاران (2004)، مقیاس افسردگی بک (1996) و مقیاس اضطراب بک (1988) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجارب ناخوشایند دوران کودکی از طریق افسردگی تأثیر معناداری بر فاجعه سازی درد دارد (0/01>p)، اما این تأثیر از طریق اضطراب معنادار نبود. همچنین، افسردگی با ضریب مسیر 0/531 بیشترین تأثیر را در میانجی گری داشت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تجارب اولیه زندگی و حالات عاطفی منفی، به ویژه افسردگی، نقش مهمی در ادراک درد و فاجعه سازی آن در بیماران مبتلا به میگرن ایفا می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان