نسبت حکمت و شریعت در فلسفه سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای فلسفه دین سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
263 - 290
حوزههای تخصصی:
مواجهه فلسفه با دین به عنوان یک مسئله در تاریخ فلسفه و حکمت اسلامی سابقه طولانی دارد،جهان اسلام با دو رویکرد متفاوت در این مساله مواجه بوده است؛ برخی قائل به تقابل بوده و گروهی در صدد تلائم و سازگاری بین حکمت و شریعت بوده اند. جریان اخیر که با کندی و فارابی آغاز می شود، در فلسفه ابن سینا با شدت و جدیت بیشتر استمرار می یابد و در حکمت متعالیه صدرایی به اوج می رسد. مساله پژوهش، چگونگی استمرار این فرایند در فلسفه سینوی و تاثیرگذاری آن در فلسفه اسلامی است، مواجهه ابن سینا با مساله نسبت دین و فلسفه چگونه بوده است؟ یافته ها:1) اثبات عدم ناسازگاری و عدم تنافی بین حکمت و دین؛2) ابتناء حکمت بر دین (محدودیت حکمت /عقل و گستره نامحدود دین) -3) تغییر ساختار و محتوای حکمت بر اساس مبانی دینی و اعتقادی (اسلام). نتیجه: به نظر می رسد اسلامی سازی و بومی سازی فلسفه در ساختار و محتوا، مسئله محوری ابن سینا بوده است. لذا رویکرد ابن سینا در فرایند جمع و تقریب بین حکمت و شریعت، دین محور است و بر اصالت دین مبتنی است؛ و فلسفه در هر دو شاخه نظری و عملی تابع دین است و مشروعیّت خود را از دین به دست می آورد.