محمد محمدرضایی

محمد محمدرضایی

مدرک تحصیلی: استاد گروه فلسفه، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۴۴ مورد از کل ۱۴۴ مورد.
۱۴۱.

چرایی تألیف رساله «الجمع» توسط فارابی؛ یک اشتباه تاریخی یا ایده ای بزرگتر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۶
رساله معروفِ فارابی موسوم به «الجمع بین رأی الحکیمین» در صدد آن است که نشان دهد علی رغم اعتراضاتی که مردم عصر فارابی به وجود اختلافات اساسی میان افلاطون و ارسطو _به عنوان دو تن از اعلام فلسفه_ و در نتیجه بی اعتباری روش فلسفی می کردند، میان آن دو اختلافی وجود نداشته است و برداشت اختلافات، نتیجه نگاه های سطحی است. ما ضمن پاسخ به کسانی که در انتساب رساله الجمع به فارابی تشکیک کرده اند، به بررسی این مطلب خواهیم پرداخت که چرا فلاسفه نخستینِ جغرافیای اسلام مجبور بودند الجمع بنویسند و در پی چنین اندیشه ای باشند. توجه به این «چرایی» حلقه گمشده، و پاسخ به منتقدینی خواهد بود که الجمع را بدون توجه به کارکردش در آن برهه زمانی، مولود یک اشتباه تاریخی پیرامون اثولوجیا می پندارند؛ توجه فارابی به ارسطو، و ترجیح دادن برخی آرای وی به افلاطون، خود مؤید این نکته است که حتی خود فاربی نیز برخلاف روح کلی رساله الجمع، اختلافاتی بین ارسطو و افلاطون قائل است. این مقاله در پی ترسیم روح حاکم در عصر فارابی است که نشان می دهد «الجمع» رساله ای برای نجات فلسفه در برهه ای خاص بوده که چه بسا نویسنده اش نیز به خوبی آگاه بود که کارکرد رساله اش صرفا برای آن مقطع زمانی است؛ بگونه ای که امروزه واضح است برخلاف عصر فارابی هیچ نیازی وجود ندارد که ثابت کنیم افلاطون و ارسطو هیچ اختلافی نداشته اند، بلکه وجود اختلافات اساسی بین ایشان به بدیهیات و مسلمات پذیرفته شده نزد متخصصین فلسفه یونان تبدیل شده است. پژوهش حاضر با مطمح نظر قرار دادن عوامل تاریخی به بررسی این موضوع می پردازد.
۱۴۲.

تحلیل انتقادی مبانی طبیعت گرایانه گراهام آپی در رد براهین غایت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
این مقاله به تحلیل انتقادی مبانی طبیعت گرایانه گراهام آپی، فیلسوف معاصر، در رد براهین غایت شناختی (براهین نظم و طراحی) می پردازد. آپی با تکیه بر چارچوب فلسفی طبیعت گرایی استدلال می کند که وجود نظم و پیچیدگی در جهان نیازی به تبیین با یک موجود هوشمند ماوراءطبیعی (خدا) ندارد. او معتقد است پدیده های جهان می توانند به طور کامل با قوانین فیزیکی و فرایندهای طبیعی توضیح داده شوند. هدف این پژوهش، فراتر از صرفاً بازگویی استدلال های آپی، نقد مبانی متافیزیکی این رویکرد است. مقاله حاضر نشان می دهد که طبیعت گرایی آپی به جای آنکه یک نتیجه گیری مبتنی بر شواهد باشد، خود یک فرض فلسفی پیشینی است که با نفی امکان وجود پدیده های غیر طبیعی به مصادره به مطلوب در نقد براهین غایت شناختی می انجامد. در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که نقد آپی به براهین غایت شناختی قویاً به فرضیات فلسفی او وابسته است و موفقیت آن به پذیرش طبیعت گرایی به عنوان تنها جهان بینی ممکن منوط است.
۱۴۳.

وجود داشتن یا نداشتن عالم در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۱
در عرفان ابن عربی وحدت وجود پررنگ ترین نقش را دارد و بدون درک درستی از آن نمی توان دیگر اندیشه های او را دریافت. در این میان، یکی از مهم ترین پرسش ها پرسش از نسبت وجود حقیقی یا آفریدگار با عالم و آفریدگان است. از دیدگاه وحدت وجود برمی آید که پاسخش به این پرسش چنین باشد که وجود حقیقی و عالم با هم وحدت دارند. از سوی دیگر، در عرفان ابن عربی از غیریت میان وجود حقیقی و عالم نیز بسیار سخن رفته است؛ وحدت از وجهی است و غیریت از وجهی دیگر. این بیان دوگانه این پرسش را مطرح می سازد که آیا عالم وجود حقیقی دارد یا اینکه توهم محض است؟ این تناقض نمایی است که در عرفان نظری همواره اذهان را به خود مشغول کرده است. در این نوشته استدلال می شود که اگر عالم به معنای چیزهایی که هستند باشد چون نمی توان عالم را توهم دانست و وجود را از آن سلب کرد و هم نمی توان وجود عالم را در بیانی تناقض گونه پذیرفت و هم رد کرد و همچنین نمی توان به شیوه ای تشکیکی بهره ای کمتر و ضعیف تر برای وجود عالم در نظر گرفت، تنها پاسخی که می ماند پذیرش وجود داشتن عالم است. نتیجه این پژوهش از این قرار است که عالم از منظر وجودشناسی وجود حقیقی دارد ولی از منظر معرفت شناختی ما درگیر با گونه ای از توهم هستیم. خود اصطلاح عالم در عرفان بیشتر سویه معرفت شناختی دارد. بنا بر این دیدگاه همه ساختار وجودشناسی عرفان نظری و حضرات و عوالم گوناگون نیز با وضعیت معرفت شناختی و شهودی انسان تبیین می پذیرد.
۱۴۴.

نقد خودتنظیمی کیهانی در بودیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله به بررسی انتقادی دیدگاه بودیسم می پردازد که جهان را خودتنظیم گر می داند و براهین غایت شناختی برای نظم کیهانی را نمی پذیرد. روش شناسی این پژوهش، تحلیل تطبیقی و فلسفی است که در آن، مبانی نظری خودتنظیمی در بودیسم (نظیر وابستگی متقابل و کارما) تشریح شده و در مقابل، استدلال های کلیدی براهین غایت شناختی (مانند نظم ظریف ثابت های کیهانی و پیچیدگی های بیولوژیکی) تبیین می گردد. این تحلیل این امکان را به ما می دهد تا به نقد و بررسی تبیین بودیستی برای منشأ و استمرار نظم جهان بپردازیم. هدف این مقاله، چالش کشیدن کفایت تبیین بودیستی برای منشأ و استمرار نظم جهان است. نتیجه گیری این است که هرچند دیدگاه بودیسم در سطح فردی و اخلاقی دارای عمق است، اما در ارائه توضیحی جامع و قانع کننده برای نظم شگفت انگیز و هدفمند کیهانی، نارسایی هایی دارد و صرف "خودتنظیمی" بدون یک عامل غایی یا ناظم اولیه، در مواجهه با شواهد نظم غایت شناختی با دشواری هایی روبروست و ممکن است نتواند به طور کامل به پرسش های بنیادی در مورد منشأ و هدف نهایی هستی پاسخ دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان