علیرضا عزیزی

علیرضا عزیزی

مدرک تحصیلی: کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور.
پست الکترونیکی: alirezaazizi@neyshabur.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران (مطالعه ای انتقادی بر سه اثر منتخب از سینمای ایران در دوران کرونا) (۱۳۹۹–۱۴۰۲)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
بازتعریف کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای ایران در دوره همه گیری کرونا و پس از آن (۱۳۹۹–۱۴۰۲)، به یکی از مسائل محوری در تحلیل گفتمان سینمایی بحران تبدیل شده است. این پژوهش با طرح این سؤال که ژانرهای تلفیقی در سینمای ایرانِ دوره بحران کرونا چگونه توانسته اند تجربه زیسته جمعی را بازنمایی کنند؟» به بررسی ساختارهای روایت، فرم های زیبایی شناختی و ابعاد ایدئولوژیک در سه فیلم شاخص این دوره می پردازد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای انتقادی است. سه فیلم منتخب دشت خاموش، موقعیت مهدی و مرد بازنده از منظر چگونگی تلفیق ژانر، کارکردهای روایی، بازتاب تجربه زیسته بحران، و ظرفیت های معنایی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این آثار، تلفیق ژانرها صرفاً راهکاری فرمی نبوده، بلکه پاسخی فرهنگی به اضطراب، سوگ و گسست های اجتماعی ناشی از بحران کرونا بوده است. در دشت خاموش، ساختار ایستا و مینیمالیستی با زیبایی شناسی سکوت و حذف کنش، تعلیق روانی و ترومای جمعی را بازنمایی می کند. موقعیت مهدی با بهره گیری از فرم بیوگرافی-حماسی-ملودرام، خاطره ملی را با تجربه سوگ و فقدان شخصی تلفیق می کند. مرد بازنده نیز با درهم آمیزی ژانر پلیسی، اجتماعی و روان شناختی، جامعه ای بی اعتماد و پریشان را در دل روایتی گسسته و ذهن محور به تصویر می کشد. این پژوهش نشان می دهد که ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران، به مثابه میانجی هایی میان فرم و محتوا، توانسته اند زبانی روایی خلق کنند که برای بازنمایی تجربه های پیچیده، گنگ، چندلایه و متزلزل دوره کرونا مناسب است. تلفیق ژانری نه تنها به بازنمایی بحران یاری رسانده، بلکه بستری برای مقاومت زیبایی شناختی و بازاندیشی فرهنگی در زیست اجتماعی فراهم کرده است.
۲.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی نور و تاریکی در بازنمایی خیر و شر در فلسفه اشراق سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۰
مسئله نسبت نور و تاریکی با خیر و شر و چگونگی پیوند آن با حقیقت و زیبایی، از مباحث بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است که در حکمت اشراق شهاب الدین سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون به دو صورت فلسفی و شاعرانه تبیین شده است. با وجود اشتراک در این دوگانگی، نحوه تبدیل مفاهیم نور و تاریکی به تجربه ای زیباشناختی و ابزار بازنمایی خیر و شر در این دو سنت، به روشنی تبیین نشده است. پرسش اصلی پژوهش این است که نور و تاریکی چگونه در اندیشه سهروردی و شعر میلتون به بنیانی برای بازنمایی خیر و شر و تجربه زیبایی تبدیل می شوند و این فرایند چه تفاوتی در ساختار ادراک و بیان آن ها دارد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تطبیقی و روش کیفی، بر اساس مطالعه دو متن «حکمهالاشراق» و «بهشت گمشده» (Paradise Lost)، به بررسی مبانی زیبایی شناختی این مفاهیم و تحول آن ها از سطح متافیزیکی به زیباشناختی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در حکمت اشراق، نور اصل وجود و منشأ معرفت و زیبایی است و شر فقدان آن است؛ در جهان میلتونی، نور صورت الاهیاتی فیض و ایمان است و تاریکی علاوه بر سقوط، بستر بازگشت به نور است. بدین ترتیب، خیر و شر در هر دو سنت در قالب حضور یا غیبت نور فهم می شوند، اما در حکمت اشراق ادراک زیبایی از طریق عقل شهودی و حضور نور حاصل می شود، در حالی که در شعر میلتون، تخیل شاعرانه تجربه ای دراماتیک شکل می دهد. زبان تمثیل و استعاره در هر دو سنت ابزار تبیین حقیقت و بازنمایی خیر و شر است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان