حیدر مسجدی

حیدر مسجدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

Criteria for Attributing Conflicting Narrations to Taqīyya in Tahdhīb al-Aḥkām: A Comprehensive Study of the Criterion of Conformity with the ʻᾹmma (Sunnis) with an Examination of One Case(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
One of the observable phenomena in jurisprudential Ḥadīth texts is their contradiction ( Taʻāruḍ ), which makes it difficult to understand their true intent. There are several methods for dealing with this category of narrations. Shaykh Ṭūsī , in his book Tahdhīb al-Aḥkām , utilized multiple approaches to resolve conflicting narrations. One of these is attributing the narration to Taqīyya (dissimulation). Based on the narrative texts of the Ahl al-Bayt (AS) regarding the discrepancy in ḥadīths , it becomes clear that various factors contributed to these differences, one of which is Taqīyya . The present study aims to answer the following questions: ‘What are Shaykh Ṭūsī' s criteria for attributing narrations to Taqīyya ?’ ‘To what extent does the attribution to Taqīyya align with the Fatwas (religious decrees) and narrative sources of the Ahl al-Sunna (Sunnis)?’ ‘Are the reconciliatory interpretations presented in this case considered arbitrary reconciliations or are they based on valid evidences and signs?’ Using a descriptive-analytical method and examining the book Tahdhīb al-Aḥkām , the researchers concluded that Shaykh Ṭūsī 's criteria for attributing a narration to Taqīyya are not solely limited to conformity with the views of the ʻĀmma (Sunnis); other standards also exist. With respect to the latter two questions, a specific case study was rigorously validated, and it was observed that in that instance, the attribution to Taqīyya based on conformity with the views of the ʻĀmma , and its reconciliatory interpretations, lack strong argumentative support. It appears that this method was predominantly adopted with the aim of reducing narrative conflicts. The authors' objective in presenting this case is to create a reasonable doubt regarding the Taqīyya -based attributions and reconciliatory interpretations proposed by Shaykh Ṭūsī , so that researchers avoid uninvestigated acceptance and analyze the narrations and viewpoints with greater scrutiny. This study demonstrates that Shaykh Ṭūsī utilized arbitrary reconciliation in presenting some of the reconciliatory interpretations.
۲.

بازشناسی شخصیت «حسن بن حمزة» و نقش وی در فرآیند انتقال میراث حدیثی قم به بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۱۳
شریف حسن بن حمزه مرعشی مامَطیری(د. 358ق.) محدث امامی سده چهارم هجری قمری است. درک مشایخ متعدد در طبرستان، خراسان، مکه، کوفه، ری، قم و سپس هجرت به بغداد، او را به حلقه میانی مدارس حدیثی متعدد مبدل ساخت. اثرگذاری وی در فرآیند انتقال میراث حدیثی به مدرسه بغداد به گونه ای است که نام او در شرح حال 125 راوی در فهرست اسماء مصنفی الشیعه نجاشی، الفهرست و مشیخه شیخ طوسی ذکر شد. وی علاوه بر انتقال میراث های مهم حدیثی به بغداد، استاد محدثانی همچون شیخ صدوق و شیخ مفید است. مسأله پژوهش، یافتن نقش ابنحمزه در فرآیند انتقال میراث حدیثی قم به بغداد است. پس از بازشناسی شخصیت وی، نخست با روش توصیفی تحلیلی، میراث مشایخ قمی ابن حمزه علی بن ابرهیم قمی، ابن بطه قمی، احمد بن ادریس قمی و احمد بن عبدالله برقی مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس به مقایسه با محدثان معاصر و نقش آفرین در فرآیند انتقال میراث حدیثی قم به بغداد پرداخته شد. یافته های پژوهش، برای نخستین بار با سندپژوهی و تحلیل فهرستی طریق ابن حمزه به یافته های نوینی دست یافت که بر آن اساس، ادعای پیشتازی سایر انتقال دهندگان بر ابنحمزه در تمام ابعاد و انگاره غلط بودن طریق فهرستی وی به ابن بطه، ناصواب است.
۳.

اعتبارسنجی روایات فقهی یونس بن ظبیان در کتب اربعه با رویکرد آماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۷۱
یونس بن ظبیان، راوی مستقیم امام صادق  ، نزد غالب رجالیان، متّهم به کذب و جعل است و از این رو به اعتبار احادیث وی به دیده ی تردید می نگرند. از این راوی 12 روایت فقهی (بدون تکرار) در کتب اربعه وجود دارد و پژوهش حاضر در صدد اعتبارسنجی این روایات به عنوان گامی در شناخت دقیقتر اعتبار مصادر مذکور برآمده است. پنج سنجه منبع، راوی، سند، مطابقت با سنّت و عمل متخصّصان مبنای پژوهش است. نتایج این اعتبارسنجی نشان داد بیش از 50% روایات یونس در دیگر منابع متقدّم معتبر نقل شده که فزون بر نیمی از آن ها از طریق راویانی ثقه روایت شده است. با تأثیر دادن مؤلفه ی حضور راویان شاخص در أسانید، روایات معتبر از این حیث را می توان تا بیش از 70% دانست. جز یک روایت در من لایحضره الفقیه، سایر مرویّات دارای سندی متّصل است. دستِ کم بیش از 85% از این فرازها با دیگر روایات معتبر، تطابق دارد و در نهایت از میان فرازهای قابل بررسی از حیث سنجه ی عمل متخصّصین، حدود 85% روایات وی مورد اعتنای ایشان قرار گرفته است. نتایج نهایی با تجمیع داده ها پیرامون هر روایت نشان داد که تنها دو روایت از دید سنجه های مطرح شده، فاقد دلیلی وافی برای اعتبار است.
۴.

The Role of Transforming Meanings in Understanding Narrative Texts; a Case Study of Memorization (Ḥifẓ) and Forgetting (Nisyān)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
In the Imamiyyah and Sunni narrative collections, there are hadiths regarding the themes of "Memorization" and "Forgetting" of the Quran. The former is encouraged while the latter is discouraged. The contemporary understanding of these two terms and their application in understanding these hadiths has led to the prevalence of a specific and recognized meaning for them. The problem with this meaning is the disregard for the intended and commonly understood meanings of them at the time of their issuance, as the meaning transformation is an occurrence that may be imposed on any word over time. The main objective of this research is to find the meaning of these two terms, especially in their application with the Holy Quran, in their original context. The present study, in a library-based manner, explores the lexical sources and uses of these two terms in the earliest religious texts, namely the Holy Quran and primary narrative collections. It also analyzes contextual indicators to ascertain the intended meaning of memorization and forgetting of the Holy Quran in the relevant narrations. The result indicated that "Memorization" means to keep and maintain, while "Forgetting" means to abandon and leave behind. These two terms have been used in narrative texts with more specific, mental and practical meanings, and sometimes more general meanings. Regarding their application to the Quran, contextual indicators reinforce the practical meaning for these terms.
۵.

بررسی تطبیقی دیدگاه بی نیازی تفسیر قرآن از احادیث و دیدگاه همراهی قرآن و حدیث در تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
یکی از اساسی ترین مباحث مرتبط با تفسیر قرآن، بررسی میزان نقش روایات در تفسیر است. مفسران با توجه به میزان بهره گیری از روایات، دیدگاه های متفاوتی را در روش تفسیر قرآن پذیرفته اند. در دیدگاه بی نیازی تفسیر قرآن از احادیث، هرچند که به خلاف دیدگاه قرآن بسندگی، بهره گیری از روایات جائز است ولی ضروری نیست؛ ولی در دیدگاه همراهی قرآن و حدیث در تفسیر، بهره گیری از روایات ضرورت دارد و به خلاف دیدگاه حدیث بسندگی، برای دست یابی به تفسیری صحیح از قرآن بهره گیری از تمام منابع معتبر مانند قرآن، حدیث و عقل ضروری است. در این مقاله با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، با بهره گیری از آیات و روایات، ثابت شده است که دیدگاه همراهی قرآن و حدیث در تفسیر بر دیدگاه بی نیازی تفسیر قرآن از احادیث ترجیح دارد و با آیات و روایات سازگارتر است، زیرا طبق برخی از آیات و روایات، تبیین و تفسیر قرآن به معصومانسپرده شده است وبرای رسیدن به تفسیری صحیح و کامل از قرآن، بهره گیری از روایات معتبر الزامی است.
۶.

نظرة جدیدة لوصف النساء بنواقص العقول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث نقد الحدیث
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات انسان در روایات
تعداد بازدید : ۱۱۵۵ تعداد دانلود : ۹۱۴
وصفت بعض الأحادیث النساء بکونهن «نواقص العقول»، وقد أثارت هذه الأحادیث جدلاً محتدماً فی الأوساط العلمیة، حتی إنه کتبت حولها رسائل ماجستیر. واختلف الباحثون فی التعاطی معها؛ بین رادّ لها ومنکر لصدورها، وبین موافق لها ومذعن لنقص عقول النساء، وبین موافق لها مؤوّل لمعناها. علماً أن هذه النصوص قد وردت فی أهم المصادر الحدیثیة للفریقین، فاستقصیناها أولاً، ودرسناها من جوانب عدیدة ثانیاً، وانتهینا الی أنه لا یمکن الطعن فی صدورها، کما لا یمکن الطعن فی المقطع المشار الیه منها؛ لاستخدامه فیها بوفرة وکثرة، فلا یبقی مجال إلا البحث فی دلالتها. وبعد دراسة معانی «العقل» فی اللغة والحدیث، وتسلیط الأضواء علی بعض جوانب الروایات المذکورة، مضافاً لملاحظة القرائن المتوفرة، انتهینا الی أن المراد بالعقل لیس هو القوة الإدراکیة، وأن المراد الجدی من هذه الروایات هو ذم غلبة النساء للرجال، لا الطعن فی قواهن الإدراکیة کما هو المفهوم منها فی الغالب. واعتمدنا فی بحثنا أسلوبی التتبع فی الکتب والتحلیل.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان