محمد محمودی

محمد محمودی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

واکاوی وضعیت جاری برنامه های درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
پیشنه و هدف : رشته آموزش علوم اجتماعی در دانشگاه فرهنگیان با هدف تربیت معلمان آگاه به مسائل اجتماعی و توانمند در انتقال این مفاهیم طراحی شده است، در همین راستا، سنجش کیفیت برنامه درسی اجرا شده این رشته، گامی اساسی در بهبود آموزش و ارتقای توان حرفه ای دانشجومعلمان است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر، واکاوی وضعیت جاری برنامه درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان بود. روش : به این منظور از روش داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین استفاده گردید. مشارکت کنندگان در پژوهش، اعضای هیأت علمی، مدیران گروه آموزش علوم اجتماعی و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته عمیق جمع آوری گردید، نمونه آماری شامل 15 نفر از اعضا هیات علمی، 4 نفر از مدیران گروه آموزشی علوم اجتماعی و 8 نفر از دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از رویکرد کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین (1990) تحلیل شده اند. یافته ها : یافته های پژوهش بیانگر این است که تدریس علوم اجتماعی به مثابه ارکستری با نواهای پراکنده، به مثابه پدیده محوری عمل می کند و  زمینه های ساختاری- مدیریتی، زمینه های آموزشی- تخصصی، زمینه های فرهنگی- نگرشی در این بخش تأثیرگذارند. همچنین شرایط علی شامل ضعف در سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی، کاستی در توانمندسازی اساتید و کادر آموزشی، ضعف سیستم ارزشیابی و نظارت مؤثر بود. عوامل مداخله گر محدود کننده نیز در دو محور موانع فردی و موانع اجرایی سازمان دهی شدند و راهبردهای مدنظر، طراحی نقشه تدریس، اجرای تدریس و نظارت بر آن، تعاملات فراکلاسی احصا شدند. نتیجه گیری : درنهایت پیامد وضعیت جاری برنامه درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان ، کاهش کارایی و اثربخشی برنامه های درسی اجرا شده عنوان گردید
۴۲.

واکاوی عوامل موثر بر فرهنگ سازی و پذیرش هوش مصنوعی در فرایند غنی سازی برنامه های درسی مهندسی با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر فرهنگ سازی و پذیرش هوش مصنوعی در غنی سازی برنامه های درسی مهندسی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۸ عضو هیئت علمی، ۵ مدیر گروه و ۶ دانشجوی تحصیلات تکمیلی (۱۹ نفر) بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با مضمون بندی سه مرحله ای تحلیل گردید. یافته ها چهار مضمون اصلی را آشکار ساخت: (۱) راهبری و سیاست گذاری برای گذار به مهندسی دیجیتال شامل تدوین نقشه راه، سرمایه گذاری هدفمند، مدیریت ریسک و چارچوب های اخلاقی؛ (۲) توانمندسازی هیئت علمی شامل ارتقای سواد هوش مصنوعی، نگرش های پداگوژیک و درک فرصت ها و تهدیدها؛ (۳) تحول در برنامه های درسی شامل تزریق هوش مصنوعی در دروس، گذار به صورت بندی مسئله و توسعه سنجش شایستگی دیجیتال؛ (۴) الزامات زیرساختی شامل ایجاد آزمایشگاه دیجیتال، مخازن داده و پشتیبانی چندتخصصی. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان چارچوبی مفهومی و راهنمایی عملی برای سیاست گذاران آموزش عالی مورد استفاده قرار گیرد.
۴۳.

آسیب شناسی سیاست کیفری ایران در قبال جرائم بغی، محاربه و افساد فی الارض در پرتو مفهوم امنیت ملی و ثبات سیاسی کشور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش آسیب شناسی، سه عنوان کیفری مهم یعنی بغی، محاربه و افساد فی الارض را در ارتباط با تهدید علیه امنیت و ثبات اجتماعی مطرح می کند. هر سه جرم با مفهوم «امنیت ملی» و «ثبات سیاسی کشور» پیوند مستقیم دارند، اما از نظر مبنا، انگیزه و گستره آثار، تفاوت هایی بنیادین دارند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که تفاوت های مفهومی و حقوقی میان جرم بغی، محاربه و افساد فی الارض چیست و هر یک چه نسبتی با مفهوم امنیت ملی و ثبات سیاسی جمهوری اسلامی ایران دارند؟ هدف پژوهش، تبیین دقیق حدود و ثغور این جرائم در نظام کیفری ایران و روشن سازی کارکرد هر یک در حمایت از ساختار سیاسی و اجتماعی کشور است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع فقهی، قانونی و آرای تفسیری فقها و حقوقدانان انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که بغی ناظر به اقدام گروهی و سازمان یافته علیه حکومت اسلامی و تهدید مستقیم نظم سیاسی است، در حالی که محاربه بیشتر به تهدید امنیت عمومی از طریق ایجاد خوف و ناامنی فیزیکی در جامعه اشاره دارد و افساد فی الارض جنبه ای عام تر داشته و هرگونه فعالیت گسترده مخل نظم و ثبات را دربرمی گیرد. جنبه نوآوری پژوهش در تحلیل تطبیقی این سه عنوان با شاخص های معاصر امنیت ملی و ثبات سیاسی است که در آثار پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نتیجه آن است که تفکیک دقیق این مفاهیم می تواند از کاربرد نادرست یا هم پوشانی مفهومی جرایم امنیتی جلوگیری کرده و موجب انسجام بیشتر در سیاست کیفری کشور گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان