کاربست روش تحلیل مضمون در تفسیر موضوعی استخراجی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم دربردارنده دیدگاه های فراگیر و پرکاربرد است. دست یابی بدان ها با شناسایی و گِردآوری آیات هم سو با یک موضوع، تحلیل، جمع بندی و گزارش آن ها صورت می گیرد. این سبک که از آن به «تفسیرموضوعی استخراجی» یاد می شود، با پشتیبانی روش «تحلیل مضمون» پی آیندهای ساختاریافته و نظام مند را پدید می آورد؛ زیرا «تحلیل-مضمون»، افزاری برای شناخت، تحلیل و گزارش منظم مفاهیم موجود در داده ها است. ازاین رو: تبیین چگونگی کاربست روش «تحلیل مضمون» در «تفسیرموضوعی استخراجی» بایسته است. نوشتار پیش رو با بهره گیری از روش تحلیل عقلی با روی کرد روش شناسانه و ابزارکتابخانه ی، در پی پاسخ بدین پرسش است که: کاربست روش «تحلیل-مضمون» در «تفسیرموضوعی استخراجی» چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که: «تحلیل مضمون» کلان عنوانی است که در دامن آن دیدگاه ها، مکتب ها و روی کردهای پرشماری مطرح شده است. از میان نظرگاه ها، شیوه «استقرائی» و نگره که «مضمون» را دارای «ماهیت تفسیری» و به مثابه «خروجی تحلیل» و به معنای «الگوی مبتنی برمعانی مشترک» می داند، با «تفسیرموضوعی استخراجی» سازواراست. برهمین اساس مکتب «بازتابی» برخلاف دو مکتب «کدگذاری پایا» و «کتابچه کد»، شایسته گی خدمت رسانی به این سبک تفسیری را دارد؛ زیرا برنقش پژوهش گر تأکید ورزیده و «مضامین» را به صورت «استقرائی» از دلِ داده ها کشف و به عنوان «خروجی تحلیل» و «الگوهای مبتنی برمعانی مشترک» نمایش می دهد. مکتب «بازتابی» هم آهنگ با روی کرد «شبکه مضامین» فرایند «تحلیل مضمون» را در شش گام-آشنایی با داده ها، کدگذاری اولیه، شناخت مضامین (پایه، سازمان دهنده و فراگیر)، ترسیم شبکه مضامین، تحلیل شبکه مضامین، نگارش گزارش تحقیق و توصیف الگوها- به ثمر می رساند که با مراحل اجرایی تفسیرموضوعی، برابری دارد. بنابراین: مکتب «بازتابی» و روی کرد «شبکه مضامین» در «تفسیرموضوعی استخراجی» قابل استخدام است.