آمنه مافی تبار

آمنه مافی تبار

مدرک تحصیلی: دکتری پژوهش،هنر دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران، نویسنده مسئول

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

بررسی اقلام پارچه ای در خوان و مطبخ عصر قاجار با استفاده از آرشیو دیجیتالی دانشگاه هاروارد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مطبخ قاجار خوان قاجار پارچه قاجار سوزن دوزی چاپ قلمکار کتابخانه دیجیتالی دانشگاه هاروارد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
منسوجات در عصر قاجار همچون هر دوره دیگر، کاربرد گسترده ای در زندگی روزمره مردم داشته اند. هدف این پژوهش، بازیابی انواع کاربرد پارچه درخوان و مطبخ قاجاری در مرتبه اول و شناخت چگونگی شیوه های تزیین و تکمیل آنها در مرتبه دوم است. با این حساب مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است: چگونه می توان با استفاده از آرشیو دیجیتالی دانشگاه هاروارد، نسبت به بازیابی و تحلیل قطعات پارچه ای کاربردی در خوان و مطبخ قاجار اقدام نمود؟ این پژوهش تاریخی، با اتکا بر شیوه توصیفی تحلیلی نسبت به نمونه گیری هدفمند از منسوجات قاجاری با کاربرد در آماده سازی خوراک و ضیافت آن اقدام کرد و نتیجه نشان داد: پارچه، نقش مؤثری در نگهداری وسایل مربوط به خوراک و پذیرایی آن دوره داشت که در بیشتر موارد با رودوزی زینت می شد. در معدود مواردی همچون سفره و دستارخوان، چاپ قلمکار بسیار کارآمد نشان می داد. هرچند ممکن بود در مصارف آشپزخانه ای از پارچه های منقوش مبتنی بر شیوه های بافت، استفاده شود اما کاربرد گسترده روشهای تزیینی تکمیلی به ویژه سوزندوزی و در مرتبه بعد چاپ قلمکار احتمالاً از ابعاد کوچک اکثر این قطعات، جلوه تزیینی و نمایشی آنها در ملاء عام و چه بسا پنهان داشتن کهنگی پارچه مصرفی در برخی نمونه-ها نشأت می گرفته است.
۴۲.

جایگاه پارچه به مثابه روانداز آرامگاهی در ایران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ایران اسلامی آرامگاه روانداز مقبره پارچه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
پارچه، نوعی از منسوجات است که در شکل دستگاهی (در مقابل داری) تولید می شود و در صور گوناگون کاربرد دارد که یکی از آنها، روانداز مقبره است که در سایه اهمیت قالی های کاربردی در این مصرف مغفول مانده است. از سویی مفهوم آرامگاه است که سهل اما ممتنع می نماید و در این پژوهش، منظور، مدفن و مقبره است. به عبارتی این مقاله تلاش دارد تا کارکرد نمادین پارچه به عنوان روپوش آرامگاهی در ایران عصر اسلامی را بررسی کند و این موضوع را نه از منظر جزییات و دقایق صوری طرح و نقش یا موردپژوهی انواع آن همچون ضریح پوش یا صندوق پوش و... که صرفاً از منظر چرایی مصرف پارچه در این کاربرد به چالش بگیرد و پرسش آن است: در ایران عصر اسلامی، نقش و جایگاه پارچه به عنوان روانداز مقابر چگونه تبیین می شود؟ نتیجه این پژوهش کیفی، به شیوه توصیفی – تحلیلی و با نظر به مستندات تاریخی مبتنی بر متن و تصویر نشان داد: یکی از این مصارف پارچه، روانداز اشیاء/ مکان های ارزشمند است که بدین طریق از دو جهت بر آن می افزاید: اول، آن را محفوظ می دارد که نمود بارز آن در روپوش خانه خدا به منصه ظهور می رسد. دیگر آنکه، پارچه های مورد استفاده در این نوع کاربرد، معمولاً صاحب نفاست هستند و به جهت ارزشمندی خود، سند اعتباری می شوند که بر اهمیت محتوا دلالت می کنند. اعتبار چنین پارچه هایی از مواد مصرفی در بافت و دوخت آنها و همین طور از مضامین کاربردی نشئت می گیرد که در قالب طرح، نقش و کتیبه جلوه گر می شوند. پارچه به عنوان روانداز هم می پوشاند و پاسبانی می کند؛ و هم دالی است که بر ارزشمندی مدلول صحه می گذارد و بر گرانمایگی آن می افزاید. سنتی که تا به امروز حیات یافته است، مانند انواع پوشش هایی که برای اشیاء ارزشمند و حتی مصرفی در خانه در نظر می گیرند. با این تعبیر پارچه به مثابه پوشش آرامگاهی در ایران، اعتبار نمادینی دارد که به جهت ذات و کارکرد خود مترادف اعزاز، تجلیل، حرمت و عزت است. هرچند جنسیت مواد مصرفی، رنگ آرایه های تزیینی، طرح، نقش و کتیبه نگاری احتمالی می تواند این اعتبار را فزونی بخشد؛ اما حتی فارغ از آن نیز به جهت خاستگاه نمادین چرایی وجود پارچه در این استعمال، متضمن مفهوم ارزشمندی برای مظروف خود است.
۴۳.

پوشاک طبقات جامعه در اصفهانِ عصر شاه سلیمان صفوی به روایت نقاشی های «جانی فرنگی ساز» در سفرنامه انگلبرت کمپفر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پوشاک صفوی در اصفهان شاه سلیمان فرنگی سازی انگلبرت کمپفر جانی فرنگی ساز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
در بررسی پوشاک عهد صفوی، معمولاً لباس این عصر در بازه زمانی نزدیک به دو قرن و نیم به صورت یک واحد خاص تبیین می گردد. هرچند در آن ادوار، دگرگونی های عرفی در پوشش، به کندی رخ می نمود و حتی در صورت بروز، این تغییرات نسبت به دنیای معاصر در مقیاس اندک بود اما به یقین، بازهم نمی توان ادعا کرد که در تمام جامعه، همه مردم از یک اسلوب ثابت در جزییات پیروی می کردند. هدف این مقاله تدقیق در خصایص پوشاک مردمان عصر شاه سلیمان صفوی در اصفهان است که برای حصول به نتیجه به نقاشی های جانی فرنگی ساز در سفرنامه انگلبرت کمپفر رجوع می کند. تصویرسازی هایی که به دلیل شیوه خاص نقاشانه، می تواند همچون سند تصویری معتبر برای جستجو در احوال مردم آن دوران در ایران به ویژه اصفهان مؤثر باشد. بدین تقریر، پرسش آن است: بر اساس نقاشی های جانی فرنگی ساز در سفرنامه کمپفر، پوشاک طبقات مختلف جامعه ایرانی در اواخر عهد صفوی و به طور خاص در دوره شاه سلیمان در اصفهان چگونه تعریف می شده است؟ نتیجه این مطالعه تاریخی به شیوه تحلیلی-تطبیقی و با غور در هجده پیکره نگاری از دوازده صفحه تصویری از نسخه مذکور، محفوظ در موزه بریتانیا نشان داد: کلیات اجزای پوششی بین مردم در طبقات مختلف اجتماع تقریباً یگانه بود اما برخی از عناصر، در طول زمان کارکرد نمادین یافت: چنانکه کلاه، گیوه و پاتابه تفنگچی ها و جزایری ها در نقطه مقابل طمطراق قبای گرجی قزلباش ها و سواره ظام بود یا کلاه و بالاپوش نسبتاً کوتاه زنان گرجی و رومی ایشان را از زنان چارقددار و شال پوش ارمنی و زرتشتی متمایز می ساخت، چه رسد به زنان مسلمان ایرانی که در خارج از منزل چادر و روبنده داشتند. به این ترتیب می توان مدعی بود تنوع پوشاک در عهد شاه سلیمان صفوی در تشخیص فرقه های دینی مختلف، ملیت های مقیم اصفهان یا حتی رسته شغلی-نظامی ایرانیان کارآمد می نمود.
۴۴.

تحلیل مضمونی نقوش انسانی در قالب های قلمکار قاجاری محفوظ در کاخ موزۀ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هنر قاجار کاخ موزه گلستان قالب قلمکار تحلیل مضمونی نقش انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
کاخ موزه گلستان به عنوان یکی از اصلی ترین مراجع میراث دار هنر قاجار، نزدیک به سی قالب قلمکار را در خود محفوظ دارد. درمیان قالب های مذکور، تعداد هفت نمونه با نقش انسانی تعریف شده است. این در شرایطی است که معمولاً نضج هنر قلمکار با عصر صفوی شناخته شده و مضامین عمده این هنر در شکل چاپی، در تمامی ادوار به ویژه قاجار با صور گیاهی نسبت پیدا می-کند. درحالی که پژوهش حاضر می کوشد، نسبت به تحلیل مضمونی تعدادی از قالب های قلمکار قاجاری اقدام کند که صاحب نقش انسانی هستند تا از این مسیر ضمن اثبات حضور و وجود نقش انسانی در قالب های قلمکار آن عهد، موضوعات بازنمایانه در این مهرها را در ارتباط با دیگر هنرهای تصویری آن دوره همچون نقاشی به چالش بگیرد و به جهت مفهومی مورد شناسایی قرار دهد؛ بنابراین پرسش آن است: چگونه می توان با مطالعه نقوش انسانی مصور بر قالب های قلمکار قاجاری (محفوظ در کاخ موزه گلستان) نسبت به ارزیابی مضمونی آنها دست یافت؟ نتیجه این مطالعه تاریخی به شیوه توصیفی – تحلیلی، با گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی و میدانی شکل گرفت و نتیجه نشان داد: در این مهرهای قاجاری، نقوش انسانی به صورت تقریباً طبیعت گرا ظاهر شده اند یعنی می توان آنها را در قیاس دیگر با هنرهای تجسمی عصر قاجار به خوانش گرفت. نقوشی که در ساخت و ساز فرم ها و مهم تر از آن، نحوه بازنمایی به هنرهای تصویری هم دوره در عهد قاجار ادای دین می کنند. ظاهراً این قالب ها برای تکمیل منسوجات با نقش معراج حضرت رسول (ص)، نمود شاه عباس صفوی، نادرشاه، ساقیان، رامشگران و خدمتگزاران به کار می آمده اند بنابراین می توان مدعی بود در این مهرها، مضامین دینی، خسروانه و بزمی قابل بازیابی است. در این بین، همچون سایر جلوه های فرهنگی و هنری آن دوره، مصادیق مؤثر در شکل گیری محفل ملوکانه و شاهوار بیش از سایر موضوعات خودنمایی می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان