سید محمد مهدی زاده
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۷۷ مورد.
ششمین کنفرانس عمومی «پوول» ائتلاف خبرگزاریهای کشورهای غیر متعهد
سینمای ایران در سینمای غرب (تحلیلی از فیلم سینمایی طبیب ”بوعلی سینا“)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده ناصر اسدی
حوزههای تخصصی:
بازنمایی سبک زندگی جوانان مبارز قبل از انقلاب به روایت مجموعه نمایشی «کیمیا»(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده محبوبه علیمحمدی
حوزههای تخصصی:
این مقاله با توجه به نقش نمایش های تلویزیونی در ترویج سبک زندگی بومی و بهره گیری از رخدادهای تاریخی به منظور تقویت انسجام ملی، فصل نخست سریال کیمیا را بررسی می کند. از آنجا که این فصل با به تصویر کشیدن زندگی مبارزان جوان، روایتی از انقلاب اسلامی ارائه می دهد، مقاله حاضر، با ترکیب نشانه شناسی سلبی کاودری، فیسک و بارت، به بازنمایی سبک زندگی این مبارزان و نحوه تمایز آنها می پردازد. در این روش، «تصویر» و «روایت» به عنوان عناصر سازنده متن، تحلیل می شوند. یافته ها از نوعی تمایز قطب بندی شده، حکایت دارند که در یک سوی آن، سبک زندگی مبارزان جوان «مذهبی» بر پایه همگرایی، هماهنگی و خردورزی استوار شده است و در سوی دیگر، سبک زندگی مبارزان «غیر مذهبی» به عنوان نمادی از گسستگی، ناآرامی و انزوا معرفی می شود. این بازنمایی، پیشگامی مبارزان مذهبی را در متن جنبش انقلابی مردم ایران توجیه می کند و دلایل برتری آن را بر دیگر گزینه ها یادآور می شود.
رهیافت های نظری گفت و گوی بین فرهنگ ها
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده
حوزههای تخصصی:
تحلیل وضعیت کنش ارتباطی در کافه های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده فرید عزیزی
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال یازدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴۱
69 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت کنش ارتباطی در کافه های تهران است. این پژوهش از نوع کیفی و به شیوه مصاحبه نیمه ساخت یافته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد کافه رو تهران است. به منظور انتخاب نمونه از روش غیر احتمالی نمونه گیری هدفمند استفاده شد. حجم نمونه مورد استفاده برای انجام مصاحبه 30 نفر می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش کد گذاری و تفسیر کد های بدست آمده، استفاده شد. نتایج حاکی از آن استالگوی های کنش ارتباطی افراد در کافه های تهران از الگوی کنش ارتباطی هابرماس پیروی نمی کند. در حقیقت کنش ارتباطی افراد بیشتر بر مبنای احساسات، سنت، قومیت و روابط دوستی بود و بسته به نوع مساله مورد بحث، نوع کنش فرق می کرد. در این رابطه به نظر می رسد که این امر در سطح کلان منجر به دو یا چند دستگی شدید در جامعه و بین اقوام و گروه های مختلف می شودکه این امرباعثبه وجود آمدن فضای تشنج در بین اقشار مختلف می شود.در این شرایط افکار موافق و مخالف وضع موجود چندان به چالش کشیده نمی شود و این امر می تواند منجر به تعارض، درگیری و ستیزبین طبقات مختلف در خوشبینانه ترین حالت و در بدترین حالت منجر به سرکوب و حذف یکی از طرفین شود.
رابطه حضور در فضای مجازی و هویت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده مظاهر توفیقی
حوزههای تخصصی:
مصرف فرهنگی و رسانه ای و مخاطبان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده
حوزههای تخصصی:
تأثیر فیلم های هنری و غیر هنری بر هوش و عملکرد تحصیلی درس علوم اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیستم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۷
35 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو تأثیر نوع فیلم (هنری و غیر هنری) بر هوش و عملکرد تحصیلی درس علوم اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دبیرستان شهر سنندج است که با استفاده از نمونه گیری در دسترس سه کلاس 20 نفری در درس «علوم اجتماعی» برای نمونه آماری انتخاب شدند. بدین ترتیب که سه گروه دانش آموزان به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش1، آزمایش 2 و گواه جایگزین شدند. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه است. بدین ترتیب که دانش آموزان به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و گواه گماشته شدند. به گروه آزمایش 1 فیلم های هنری، گروه آزمایش 2 فیلم های غیر هنری نشان داده شد و گروه گواه هیچ فیلمی را مشاهده نکردند. اطلاعات از طریق پرسشنامه های هنجار شده؛ هوش چندگانه گاردنر و عملکرد تحصیلی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی؛ میانگین، انحراف استاندارد و آمار استنباطی؛ مدل تحلیل کواریانس چند متغیره با نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد که نوع فیلم بر هوش بین فردی، هوش درون فردی و عملکرد تحصیلی درس علوم اجتماعی دانش آموزان تأثیر معناداری دارد؛ بدین ترتیب دانش آموزان گروه آزمایش 1 که فیلم های هنری را همراه با تدریس مشاهده کردند، به نسبت دانش آموزان گروه گواه که هیچ فیلمی مشاهده نکردند و گروه آزمایش 2 که فیلم های غیر هنری را همراه تدریس مشاهده کردند، عملکرد بهتری در هوش بین فردی، درون فردی و عملکرد تحصیلی داشتند.
بازنمایی خانواده و طبقه مبتنی بر الگوی مصرف: روایتی از دوره پیش از انقلاب در سریال کیمیا(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده محبوبه علیمحمدی
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۳
159 - 188
حوزههای تخصصی:
خانواده بستری مناسب برای شناخت ارزش ها و روند تغییر آنها در طی زمان است، نمونه ای خرد از جامعه کلان که به واسطه آن اولویت های ارزشی و ترجیحات رفتاری در دوره ای خاص، فهم می گردد. با این هدف، مقاله حاضر، سبک زندگی خانوادگی به نمایش درآمده در فصل نخست سریال کیمیا را با تمرکز بر الگوی مصرف مورد بررسی قرار می دهد تا از این رهگذر، چگونگی بازنمایی ساختار طبقاتی در دوره پیش از انقلاب اسلامی را نشان دهد. یافته های این مقاله مبتنی بر نشانه شناسی سه گانه کاودری- سلبی، بارت و فیسک، عناصر بصری و روایی متن را مورد تحلیل قرار می دهد. نتایج حاکی از آن است که در این بازنمایی طبقه متوسط با سه عنصر «مذهب»، «سنت» و «فرهنگ» پیوند خورده، به این ترتیب از طبقه بالای «فرادست، منفعت طلب و قدرتمند» متمایز می شود. این بازنمایی، «ارزش های ایدئولوژیک» را به نفع «ارزش های اقتصادی» برجسته می نماید و پیشگامی طبقه متوسط را در جنبش مردمی، موجه می سازد.
چارچوب سازی رویدادهای خبری توسط خبرگزاری ها در پیام رسان تلگرام؛ تحلیل چارچوب خبری نطق ترامپ و روحانی در مورد برجام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۹
35 - 60
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، برای شناخت چارچوب سازی سخنرانی ترامپ و روحانی در مورد مذاکرات برجام، توسط خبرگزاری های ایسنا، فارس، بی بی سی فارسی و بخش فارسی صدای آمریکا در پیام رسان تلگرام صورت گرفته و از نظریه چارچوب سازی به عنوان مبانی نظری تحقیق استفاده شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کمی و واحد تحلیل، مطلب است. در این پژوهش، کلیه اخبار منتشره در مورد رویداد موردبررسی در کانال های تلگرامی رسانه های خبری ذکر شده، به شیوه نمونه گیری هدفمند، کل شماری شده اند. ضریب پایایی تحقیق بر اساس فرمول اسکات محاسبه شد که برای همه متغیرها بالای ۸۰ درصد بود که این امر نشانگر پایایی مطلوب متغیرهای پژوهش حاضر است. بر اساس یافته های این تحقیق، در مورد سخنرانی ترامپ و روحانی، شیوه انتشار اخبار در خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری فارس و بی بی سی فارسی تقریباً مشابه یکدیگر بوده است و این رسانه های خبری (بی بی سی فارسی تا حدودی) علیه سخنرانی ترامپ، مطالب خود را منتشر کرده اند، در حالی اکثر قریب به اتفاق اخبار صدای امریکا علیه سخنرانی روحانی منعکس شده بود.
تحلیل انتقادی گفتمان برنامه تلویزیونی نود (90) در باب خشونت فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده مسعود تقی آبادی
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و ششم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
139 - 171
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف گفتمان کاوی مفهوم خشونت در برنامه نود و درک عملکرد این برنامه در نقد خشونت و بازتولید گفتمان نقد در مسائل فوتبال کشور صورت گرفته و با استفاده از روش تحلیل انتقادی گفتمان و تلفیق رویکردهای لاکلا و موفه با فرکلاف و ون دایک، با روش نمونه گیری هدفمند، به تحلیل سه برنامه با موضوع خشونت پرداخته شده است تا ضمن شناخت نظام گفتمانی این برنامه، دال های مرکزی، وقته ها و همچنین اپیزودهای معنایی آن مشخص گردد. بر این اساس، نتایج پژوهش حاکی از آن است که سوء مدیریت، بی هنجاری اخلاقی، فقر فرهنگی و نبود مشارکت مردمی، دال های مرکزی گفتما ن های مختلف این برنامه هستند. علاوه بر این، تنها نشانه تثبیت شده و انسداد یافته گفتمان ها نیز، «فرهنگ» است. افراط، بی قانونی، دخالت مردم، نبود مسئولیت رسانه ای، نتیجه گرایی، قانون گریزی، نبود آموزش، زیرساخت نامطلوب، تبعیض، عمل گرا نبودن و اهمیت ندادن به مردم به عنوان وقته های گفتمانی مشارکت کنندگان در نظر گرفته شده اند که در یک زنجیره هم ارزی، گفتمان های مدنظر آنان و نظام گفتمانی برنامه را شکل می دهند. در نهایت بوروکراسی ضعیف، روشن نبودن دلایل، بی توجهی به مردم و جان آنها ، سهل انگاشتن اتفاق، نبود برخورد جدی و نگاه تک عاملی نیز وقته های گفتمانی عادل فردوسی پور بوده اند. علاوه بر این در باب خشونت نمادین، این برنامه در همان حال که به نقد خشونت و تبعیض علیه زنان و گفتمان مردانه مسلط می پردازد، ناخواسته به صورت ضد گفتمانی عمل می کند و به دلیل استفاده از واژه «فوتبال بانوان» خود نیز به ابزاری برای بازتولید سلطه مردانه در فوتبال تبدیل می شود.
استخراج الگوی سبک زندگی ترویجی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان (مورد مطالعاتی : شبکه های من و تو و جم)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده سید محمدرضا خوشرو
حوزههای تخصصی:
رسانه ها، بویژه شبکه های تلویزیونی در قالب برنامه های متعدد مخصوصا سریال های تلویزیونی همواره درصدد هستند تا الگوهای مختلف سبک زندگی را ترویج نمایند. در این تحقیق، شبکه های ماهواره ای من و تو و جم به عنوان مهم ترین شبکه ها با کارکرد ترویج سبک زندگی انتخاب و با روش تحلیل محتوای کمی و با بهره گیری از آزمون کای اسکوئر الگوی ارائه شده در آنها تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد، در شبکه های مورد مطالعه، در قلمرو موضوعی فرد و خانواده، فرهنگی، اجتماعی و دینی شبکه «من و تو» به ترتیب با فراوانی 300، 1103، 256 و 38 بیشتر از شبکه جم به به تولید و پخش برنامه پرداخته است. شبکه های مورد بررسی بیشترین تولیدات خود را به حوزه فرهنگی و کمترین را به حوزه دینی اختصاص داده اند. به طوری که «الگوی خرید و مصرف» و «اوقات فراغت» از مولفه های سبک زندگی در حوزه فرهنگی، به ترتیب دارای بالاترین درصد فراوانی هستند و مقوله ی «پوشش و آرایش» دارای بالاترین میزان فراوانی است. در قلمرو موضوعات فرهنگی مولفه های تنوع طلبی، سرگرمی و تفریح بیش از دیگر مولفه های سبک زندگی در امر برنامه سازی دارای اهمیت است. این برنامه ها به ارائه الگوهای مدرن غربی در مدیریت خرید و مصرف فرد و جامعه با تاکید بر اشاعه نوع و میزان پوشش و آرایش، تشویق و ترغیب مخاطبان (به ویژه زنان) به عریانی و پوشش های نیمه عریان می پردازند که نشان دهنده تلاش این شبکه ها برای اشاعه عریانی در جامعه ایران به عنوان الگوی صحیح سبک زندگی است.
چیستی و کارکردهای ژانر فیلم و رویکردهای مطالعاتی آن
نویسنده:
حمیدرضا مدقق سید محمد مهدی زاده
منبع:
رادیو تلویزیون سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۰
75 - 100
حوزههای تخصصی:
ژانرها طبقاتی از انواع یا گونه های محصولات فرهنگی و هنری هستند که در عناصر معینی اشتراک دارند. این عناصر مشترک در حوزه فیلم شامل پی رنگ کلیشه ای، صحنه، شخصیت ها، سبک و شمایل نگاری می شود. در مطالعات فیلم، ژانر هم زمان یک رویکرد صنعتی، شاخصی برای مصرف کننده و مفهومی انتقادی و ابزاری برای نظریه پردازی درباره روابط بین گروه هایی از فیلم هاست. در معنای اخیر، ژانرهای فیلم راه های استانداردی برای بازنمایی جنسیت، طبقه، نژاد و قومیت محسوب می شوند. ژانرها نظام های معنایی و مملو از ارزش می باشند و بنابراین نمی توان آن ها را به مثابه چیزی مجرد و از نظر ایدئولوژیکی خالص به شمار آورد. ژانرها را می توان در سه سطح صنعت، مخاطب و متن مطالعه کرد و به ویژه در سطح متن، ژانر به مثابه بخشی از فرهنگ عامه پسند ابزار سودمندی برای پرداختن به متون رسانه ای از منظری دانشگاهی است. مطالعه ژانر از طریق شش رویکرد اصلی ساختارگرایی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصاد سیاسی، زیبایی شناختی، شباهت های خانوادگی و گفتمانی صورت می گیرد.
برساخت هویتِ ایرانیِ مهاجر در تلویزیون ایالات متحده؛مطالعه موردی سریال میهن(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده محمدمهدی وحیدی
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۳ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۱
185-221
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، از منظرِ یک راوی که زاویه ی دیدِ دانایِ کل محدود به یک شخصیت را برای روایتِ خود برگزیده است با تمرکز بر یک شخصیتِ ایرانیِ خاص در سریال تلویزیونی میهن، می کوشیم با استفاده از رهیافتِ تحلیلی نشانه شناسی اجتماعی تصویر که توسط کرس و ون لیوون چارچوب بندی شده است، نحوه ی برساختِ هویتِ ایرانیِ مهاجر را در یک متنِ رسانه ای بررسی کنیم. تحلیلِ ما نشان می دهد که در مدّت حضور این شخصیت در سریالِ میهن، سیرِ تطوّرِ هویتِ او، با استفاده از نمادپردازی های بصری و فنّ ِ بلاغت، به شیوه ای خاص به تصویر کشیده شده است. از منظر نشانه شناسیِ اجتماعی، روایت زندگی این قهرمان خیالی، می تواند به منبعی برای برسازیِ هویت های مطلوب و منطبق بر رویکردِ ایدئولوژیکِ سازندگان، تبدیل شود. فرح در کنار دیگر شخصیت های ایرانیِ مهاجرِ بازنمایی شده در متونِ رسانه ایِ دیگر، هم در برساختِ دوگانه ی خود/دیگریِ جدید مشارکت می کند و هم به جزئی از «منبعِ نشانه ایِ» ایرانیِ مهاجرِ امریکایی شده تبدیل می شود که بعداً نیز می تواند به منظورِ نیل به اهداف خاص، در متونِ دیگر مورد ارجاع قرار گیرد.
نقش بازی های رایانه ای در بازنمایی تروریسم به مثابه دیگری جدید غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده سید مهدی دبستانی
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۰
245 - 272
حوزههای تخصصی:
با پررنگ شدن روز به روز نقش رسانه ها در فهم و شکل گیری انسان ها و جوامع از خود و پیرامونشان و نقش بازی های ویدئویی در این زمینه به عنوان یک رسانه بسیار تأثیرگذار، فهم روش های تلاش این رسانه برای انتقال مضامین و نحوه به کار گرفته شدن این روش ها در زمینه های مختلف سیاسی و فرهنگی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. این پژوهش تلاش می کند به کمک نگاه انتقادی پسااستعماری در مورد بخش مشخصی از بازی های ویدئویی یعنی «بازی های نبرد با تروریسم» که در ژانر تیراندازی تاکتیکال قرار دارند به تحلیل این مضامین بپردازد. این تحقیق با تجزیه و تحلیل محتوای چهار بازی تیراندازی تاکتیکال با مضمون نبرد با تروریسم با نام های «هسته اسپلینتر: لیست سیاه»، «میدان نبرد 3»، «مدال افتخار: جنگجو» و «ندای وظیفه جنگ افزار مدرن» به روش تحلیل مضمون برای بازی های ویدئویی، به این موضوع می پردازد که بازی های ویدئویی نبرد با تروریسم چه محتوایی را به مخاطب بیان می کنند. کشف و بیان انتقادی مضامین این بازی ها که به شیوه استقرایی بر مبنای مفاهیم این بازی ها صورت می گیرد، بیانگر این است که آن ها فراتر از یک سرگرمی صرف، در راستای ارتباط راهبردی ایالات متحده مورد استفاده گرفته و با ارائه روایت راهبردی غرب از نبرد با تروریسم در چارچوبی شرق شناسانه، در تلاش برای تشدید دوانگاری متضاد برخاسته از استعمار نو، تعریف انسان خاورمیانه ای مسلمان به عنوان دیگری تمدنی دنیای غرب، تثبیت برتری غرب بر شرق و تحقیر انسان شرقی بوده و با تعریف انسان شرقی به عنوان یک تهدید تروریستی فوری برای تمدن غرب بر لزوم نبرد پیشگیرانه با وی تأکید می کنند.
نوجوانان اینستاگرامی و هویت دینی
نویسنده:
فاطمه محمدی زاده سید محمد مهدی زاده
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۳
1 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی بازنمایی ابعاد و مؤلفه های هویت دینی در محتواهایی است که نوجوانان از خود و بدن رسانه ای خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک می گذارند. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش با استفاده از روش نشانه شناسی بارت، محتواهای منتخب از 35 صفحه متعلق به نوجوانان اینستاگرامی، با نمونه گیری از میان پست ها، هایلایت ها و استوری های هر صفحه تحلیل شده اند.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، محتوای مرتبط با بعد احساسی هویت دینی، با آیین های شیعی ارتباط و نسبت مستقیمی داشته است. در بعد معرفتی هویت دینی -که با عقیده و باور کاربران نوجوان مرتبط است- رویکردهای فرادینی و درون دینی به صورت همزمان وجود داشته است، گرچه شناخت عمیقی که در پی تعمق و استدلال به دست می آید، کمتر دیده می شود؛ اما بعد ارزشی هویت دینی، به دلیل تکرار تصاویر و ویدئوهایی با پوشش های بی حجاب و یا باز و نیز ژست ها، حرکات و رفتارهای نامتعارف به ویژه از سوی دختران نوجوان، تضعیف شده است.بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، نوجوانان اینستاگرامی برخی مؤلفه های دینی را انتخاب کرده و برخی دیگر را کنار نهاده اند. ایم امر بیانگر نوعی سبک دینداری انتخاب گرایانه در میان آنان است. همچنین پیوند بین هویت دینی و نمایش «خود»، نشان دهنده «نمایشی شدن دین» در میان کاربران نوجوان شبکه اجتماعی اینستاگرام می باشد.
رسانه های اجتماعی و اخبار جعلی در عصر پساحقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده ناهید سعادت سیرت
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی و ارائه مؤلفه های اخبار جعلی رسانه های اجتماعی در ایران بوده است. شناسایی اخبار و اطلاعات جعلی در مقایسه با اطلاعات واقعی، پدیده شایان توجه رسانه های اجتماعی است که نوعی درهم تنیدگی معنایی را موجب می شود. در این پژوهش کیفی، داده ها با مصاحبه های نیمه ساختار یافته به صورت میدانی جمع آوری شده اند. جامعه هدف، متشکل از صاحبنظران و نخبگان حوزه ارتباطات اجتماعی، رسانه ها و خبر و روش نمونه گیری، هدفمند بوده است که از روش های نمونه گیری غیراحتمالی محسوب می شود. 29 مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری، انجام گرفته و داده های حاصل از طریق نرم افزار MAXQDA نسخه10 تحلیل شده است. در پژوهش حاضر با روش تحلیل مضمون، 4 مضمون فراگیر و 36 مضمون سازمان یافته به همراه مضامین پایه به عنوان گزاره های مطرح شده در مصاحبه ها، شناسایی شده اند. از مهم ترین مضامین سازمان یافته در تفاوت اخبار جعلی با اطلاعات واقعی (وسعت پوشش، فاقد اثر سازنده، مُغرضانه بودن ، شبیه سازی شده، ایجاد جنگ روانی و اعتبار منبع)؛ در تشابه اخبار جعلی با اطلاعات واقعی (کارایی مشابه، ارزش خبری، سبک خبری و ثُبات زمانی)، در اهداف اشاعه اخبار جعلی (ایجاد جنبش اجتماعی، فریب اذهان عمومی، تنش رسانه ای، جهت دهی افکار عمومی، فضای هیبریدی و گسترش ابهام) و در پیامدهای مصرف اخبار جعلی (ایجاد حس بدبینی، بی اعتباری نهادهای دولتی، اعتبار یابی سلبریتی ها، حذف نخبگان مدیریتی، تلقین پذیری، یأس اجتماعی و تصمیم گیری شتابزده) بوده است.
بازنمایی ایدئولوژی انقلاب اسلامی در روزنامه واشنگتن پست: مطالعه سال های 1980 و 2010 میلادی
نویسنده:
محسن گودرزی سید محمد مهدی زاده
منبع:
رادیو تلویزیون سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۰
9 - 42
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی به جهت نوع ایدئولوژی سازنده آن و نیز ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه مورد توجّه بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران بوده است. این مقاله به یکی از مهم ترین مسائل روز مرتبط با ایدئولوژی انقلاب اسلامی (اسلام شیعی) یعنی بازنمایی رسانه ای آن می پردازد. به همین منظور یکی از تأثیرگذارترین رسانه های چاپی آمریکا، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد فرکلاف بوده است. بازنمایی ایدئولوژی انقلاب اسلامی براساس گفتمان های غرب و دیگران، شرق شناسی، اسلام رسانه ای، و سنت و تجدّد مورد بررسی قرار گرفته وسپس براساس اصول استخراج شده از اسلام شیعی تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه این که کلیشه سازی، دوانگاری متضاد و انگ زنی برآمده از گفتمان غرب و دیگران، شرق شناسی، و اسلام رسانه ای به بازنمایی مغایر با اصول اسلام شیعی نظیر اصل ولایت فقیه، نفی استکبار و وابستگی به آن، روزنامه واشنگتن پست را انتخاب کرده و در دو مقطع حساس تاریخی یعنی سال 1980 و 2010 میلادی بررسی شده است. روش کار در این تحقیق ظلم ستیزی، پیکار و جهاد علیه دشمنان خدا، عقل و تجربه سیاسی می باشند. از دیگر تکنیک های استفاده شده، بهره گیری از روش ساده سازی در ذیل گفتمان اسلام رسانه ای است که طی آن تصویری ساده و غلط از ساختار حکومت به نمایش گذاشته می شود؛ این رویکرد مخالف اصل عقل و تجربه سیاسی ایدئولوژی انقلاب اسلامی است. از دیگر نتایج تحقیق حاضر می توان به حضور دائم «من» نویسنده در مقالات و آمریت اشاره کرد که باعث خلق گفتمان های مغایر و ناقص از ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران شده است.
همرسانی فرزندپروری در اینستاگرم و دروازه بانی حریم خصوصی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید محمد مهدی زاده فاطمه زنده بودی
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم بهار ۱۴۰۱شماره ۲۹
154 - 109
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناخت انگیزه های والدین از همرسانی فرزندپروری در اینستاگرام و میزان حساسیت آن ها نسبت به انواع مصادیق نقض حریم خصوصی کودکان انجام شده است. انواع همرسانی فرزندپروی، مسائل مربوط به حریم خصوصی کودکان، حریم خصوصی در جامعه شبکه ای، امنیت کودکان در فضای آنلاین، کارکردهای مشاوره ای و حمایتی همرسانی فرزندپروری، انگیزه های اقتصادی، مباشرت حریم خصوصی، نظریه محاسبه حریم خصوصی و شکل گیری هراس اخلاقی مبانی نظری این تحقیق را شکل داده است. به منظور جمع آوری اطلاعات موردنیاز، دیدگاه 267 نفر از والدین ایرانی ساکن ایران (مادر یا پدر) به روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه الکترونیک مورد ارزیابی قرار گرفت. طبق نتایج برقراری ارتباط با دوستان و آشنایان، ایجاد آلبوم خاطرات کودک در اینستاگرام و به اشتراک گذاری احساسات خوشایند ناشی از کارهای جذاب کودک مهم ترین انگیزه های والدین برای همرسانی فرزندپروری است. همچنین طبق مدل تحقیق و تحلیل بار عاملی برآوردشده مصادیق نقض حریم خصوصی به دو دسته بسیارحساس و عادی تقسیم شد. نتایج تحقیق نشان می دهد میان تحصیلات و میزان حساسیت نسبت به تمامی مصادیق نقض حریم خصوصی تفاوت معناداری وجود دارد و افراد با تحصیلات بالاتر حساسیت بیشتری نسبت به مصادیق نقض حریم خصوصی کودک دارند. علاوه بر این افرادی که به خطرات همرسانی فرزندپروری فکر کرده اند نسبت به مصادیق نقض حریم خصوصی کودک توجه بیشتری نشان می دهند..
کلیدواژههای مرتبط
علوم اجتماعی علوم سیاسی مطالعات زنان علوم اسلامی علم اطلاعات و دانششناسی فلسفه و منطق اقتصاد مدیریت جغرافیا