مدل ساختاری اهمال کاری تصمیم گیری بر اساس نیاز به شناخت: نقش واسطه ای راهبردهای یادگیری خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
207 - 236
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی نقش واسطه گری خودتنظیمی در یادگیری در رابطه بین نیاز به شناخت و اهمال کاری تصمیم گیری با رویکردی شناختی-انگیزشی پرداخته است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش (11200 نفر)، شامل تمامی دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل در دوره متوسطه دوم نظری نواحی 1 و 2 شهرستان یزد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 377 نفر از دانش آموزانی که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند، پرسشنامه ها یی را تکمیل کردند که سطوح نیاز به شناخت (Cacioppo et al., 1996)، خودتنظیمی در یادگیری (Weinstein & Palmer, 2002) و اهمال کاری تصمیم گیری (Mann et al., 1997) آن ها را اندازه گیری می کردند. ضریب پایایی و شاخص های روایی تمامی ابزارها مطلوب گزارش شدند. بر اساس یافته های مدل ساختاری نهایی، اگرچه اثر مستقیم نیاز به شناخت بر اهمال کاری تصمیم گیری معنی دار نشد، اما نیاز به شناخت، بر خودتنظیمی در پردازش اطلاعات، انگیزش و مدیریت زمان و نیز، مؤلفه های سه گانه خودتنظیمی در یادگیری، بر اهمال کاری تصمیم گیری اثر مستقیم معنی داری داشتند. هم چنین، خودتنظیمی در یادگیری، در رابطه بین نیاز به شناخت و اهمال کاری تصمیم گیری نقش واسطه گری ایفا کرد. به طورکلی، یافته های پژوهش حاضر با مدل نظری تعارض تصمیم گیری هم خوانی داشته و نیز، با ارائه نشانه هایی از اهمیت و نقش اساسی انگیزش شناختی و راهبردهای خودتنظیمی در درک چگونگی رویارویی دانش آموزان با تعارض تصمیم گیری در موقعیت های تحصیلی، مبنایی نظری و تجربی را برای سبک های تصمیم گیری متعارض فراهم کردند.