هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین هوش سازمانی و مؤلفه های آن و بهره وری مدیران ادارات تربیت بدنی آذربایجان شرقی بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی– همبستگی بوده و به صورت میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل مدیران ادارات تربیت بدنی استان های آذربایجان شرقی و حجم نمونه آماری 34 نفر از این جامعه است. به این منظور از پرسشنامه هوش سازمانی آلبرخت و پرسشنامه بهره وری و از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره با روش گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که براساس ضریب همبستگی پیرسون بین تمامی مؤلفه های هوش سازمانی و هوش سازمانی کل و بهره وری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در نهایت، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین مؤلفه های هوش سازمانی، میل به تغییر، روحیه و کاربرد دانش، قادر به پیش بینی معنادار بهره وری هستند.
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین عوامل تعهد سازمانی و کیفیت زندگی کاری دبیران تربیت بدنی آذربایجان شرقی است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است و به صورت میدانی انجام شده است. جامعة آماری پژوهش را دبیران تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی تشکیل میدهند که در سال 1388 تعداد آنها 991 نفر بوده است. نمونه گیری براساس جدول مورگان و به صورت تصادفی خوشه ای انجام شده و تعداد نمونه ها 276 نفر است. برای انجام پژوهش، از پرسشنامة تعهد سازمانی مییر و آلن و پرسشنامة کیفیت زندگی کاری والتون استفاده گردید. تجزیه و تحیل داده ها، با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون کروسکال والیس و u مان ویتنی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد بین دو بُعد تعهد سازمانی (تعهد عاطفی و تعهد هنجاری) و کیفیت زندگی کاری دبیران رابطه ای معنیدار وجود دارد، اما در بعد تعهد عقلانی و کیفیت زندگی کاری دبیران رابطة معنیداری وجود ندارد. همچنین بین تعهد سازمانی برحسب ویژگیهای جمعیت شناختی در (سن، وضعیت تأهل، مدرک تحصیلی، مقام، سابقة خدمت، سابقة انجمن و نوع فعالیت ورزشی) تفاوت معنیداری وجود دارد، اما در جنسیت تفاوت معنیداری وجود ندارد. بین میزان کیفیت زندگی کاری براساس سن، وضعیت تأهل، مدرک تحصیلی، مقام، سابقة انجمن ورزشی و میزان سابقة خدمت تفاوت معنیداری وجود دارد، اما در جنسیت و نوع فعالیت ورزشی تفاوت وجود ندارد.
هدف تحقیق حاضر توصیف و مقایسه تبحرحرکتی دانش آموزان دختر و پسر10و 11 ساله شهرستان ارومیه بود. 360 دانش آموز (180 پسر و 180 دختر) از پایه های چهارم و پنجم مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهرستان ارومیه به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری تحقیق حاضر مجموعه آزمون تبحرحرکتی بروینینکس ازرتسکی(BOTMP ) بود. دو گروه آزمونگر آموزش دیده اجرای آزمونها و ثبت اطلاعات را برعهده داشتند. نمرات خام حاصل از اجرای آزمونها ثبت و پس از تبدیل به نمرات استاندارد T ، به تفکیک جنسیت و سن طبقه بندی و مقایسه شدند. از روشهای آمار توصیفی و آزمونهای آمار استنباطی t مستقل و تحلیل واریانس دوطرفه برای مقایسه گروهها به تفکیک جنسیت و سن در سطح معناداری 05/0=α استفاده شد. نتایج نشان داد پسران در مهارتهای حرکتی درشت و دختران در مهارتهای حرکتی ظریف به صورت معناداری بهتر از گروه مقابل بودند. در تبحر حرکتی هم، برتری از آن دختران بود. دانش آموزان 11 ساله در مهارتهای حرکتی درشت و تبحر حرکتی به صورت معناداری نسبت به دانش آموزان 10 ساله بهتر عمل کردند اما در مهارتهای حرکتی ظریف تفاوت معناداری بین دانش آموزان 10 و 11 مشاهده نشد.
امروزه جذب، سازماندهی و حفظ داوطلبان، از اهداف مهم مدیریت ورزش در حوزه منابع انسانی است. هدف این تحقیق، بررسی انگیزش، رضایت مندی و تحلیل رفتگی داوطلبان ورزشی در جامعه ایران است. جامعه آماری را 260 نفر از داوطلبان ورزشی فعال در هیات های ورزشی استان فارس تشکیل می دادند که 74 نفر از آنها از طریق نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق چهار پرسشنامه تحلیل رفتگی پیتز (1984) با 21 مورد سنجش انگیزش داوطلبان لیات کولیک (2007) با 28 سؤال، پرسشنامه رضایت مندی اوموتو و اسنیدر (1995) و پرسشنامه مشخصات فردی جمع آوری شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه ها در یک مطالعه راهنما و با استفاده از ضریب همبستگی آلفای کرونباخ به ترتیب 81/0، 87/0 و 75/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون همبستگی و MANOVA انجام شد. تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که عامل حمایت از خانواده و تقدیر و تشکر، بیشترین و کمترین عامل انگیزشی در جذب داوطلبان محسوب می شوند. بین قدرت با عامل حمایت از خانواده، دریافت پاداش و تقدیر و تشکر ارتباط معنی داری مشاهده شد. همچنین رضایت مندی و تحلیل رفتگی در زنان بیشتر از مردان بود. بین قدرت، دریافت پاداش و فقدان تقدیر و تشکر با رضایت مندی داوطلبان ارتباط معنی داری یافت شد. همچنین مذهب، قدرت، دریافت پاداش و فقدان تقدیر و تشکر با تحلیل رفتگی داوطلبان ورزشی ارتباط معنی داری وجود داشت.
هدف از این تحقیق، مقایسه وضعیت سلامت عمومی و روابط اجتماعی کارکنان فعال و غیرفعال حرکتی دولت در شهر اصفهان بود. جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان دولت در شهر اصفهان بودند که براساس آخرین آمار و اطلاعات مرکز آمار ایران در سال 85، تعداد آنها 93482 نفر اعلام شده است. 384 نفر از جامعه مذکور با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان به شیوه تصادفی از ادارات وابسته دولتی در نقاط مختلف شهر اصفهان انتخاب و پرسشنامه های تحقیق بین آنان توزیع شد. نتایج بررسی وضعیت سلامت عمومی کارکنان نمونه تحقیق نشان داد که 268 نفر وضعیت سلامت عمومی قابل قبول و 37 نفر وضعیت سلامت عمومی قابل قبولی نداشتند. در ضمن، آزمودنی های زن و نمونه های متاهل و افراد با مدرک تحصیلی کارشناسی، از حیث سلامت عمومی نسبت به دیگر آزمودنی ها وضعیت بهتری داشتند. نتایج تحقیق نشان داد روابط اجتماعی بیشتر آزمودنی ها (286 نفر) مناسب وضعیت روابط اجتماعی 53 نفر آنها مناسب نبود. آزمون خی دو تفاوت معنی دار را بین سلامت عمومی و روابط اجتماعی کارکنان فعال و غیرفعال حرکتی دولت در شهر اصفهان نشان داد. در این زمینه، پیشنهاد می شود مسئولان با برنامه ریزی جلسات مختلف در راستای اهداف سازمان و دعوت از کارکنان کم سابقه، امکان همصحبتی و حضور کارکنان کم سابقه خود را در محافل اجتماعی فراهم ساخته و به ارتقای سطح روابط اجتماعی آنان کمک کنند.
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین خرده سیستم مدیریت دانش در سازمان یادگیرنده و هوش سازمانی و مؤلفه های آن در ادارات تربیت بدنی آذربایجان شرقی و غربی بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی – همبستگی بوده و به صورت میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان ادارات تربیت بدنی استان های آذربایجان شرقی و غربی میباشد و حجم نمونه آماری تعداد 172 نفر از این جامعه است. در این تحقیق، از پرسشنامه هوش سازمانی آلبرخت و پرسشنامه خرده سیستم مدیریت دانش مارکوارت، و همچنین از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره با روش گام به گام استفاده شده است.
نتایج پژوهش نشان میدهد که براساس ضریب همبستگی پیرسون بین خرده سیستم مدیریت دانش و تمامی مؤلفه های هوش سازمانی و هوش سازمانی کل، رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد ( ضرایب همبستگی از 484/0 برای چشم انداز استراتژیک تا 737/0 برای سرنوشت مشترک در سطح 01/0 >p معنیدار بوده است. ) در نهایت، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داده است که مؤلفه های هوش سازمانی، سرنوشت مشترک، کاربرد دانش و اتحاد و توافق قادر به پیش بینی معنیدار خرده سیستم مدیریت دانش در سازمان یادگیرنده هستند.
هدف از این تحقیق، مقایسه میزان علاقه مندی به شرکت در ورزش هندبال و عوامل انگیزشی مؤثر میان بازیکنان تیم های ملی هندبال ایران و کره برای شرکت در چنین ورزشی بوده است. این تحقیق به روش علّی- مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری شامل: کلیه بازیکنان (28 نفر) تیم های ملی هندبال ایران و کره شرکتکننده در سیزدهمین دوره مسابقات هندبال مردان قهرمانی آسیا بوده است. دو پرسشنامه استاندارد انگیزش شرکتکنندگان(PMQ)، شامل: پرسشنامه علاقه مندی شرکتکنندگان به فعالیت ورزشی(ASPFQ) و پرسشنامه جمعیت شناختی، ابزارهای تحقیق را تشکیل دادند. در این تحقیق، برای توصیف داده ها (توزیع فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آزمون فرضیه ها ازتحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس چندعاملی(MANOVA) استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس تفاوت معنیداری را بین عوامل انگیزشی بازیکنان ایران و کره (**558/8= F ،001/0= P) جهت شرکت در ورزش هندبال نشان داد. ضریب همبستگی پیرسون عوامل هشت گانه انگیزش بازیکنان دو کشور را برای شرکت در ورزش هندبال، مثبت و مرتبط (05/0≥ P & 01/0≥ P ) نشان داد. در نهایت نتایج تحلیل واریانس چندعاملی تفاوت معنیداری (**569/15= F ، 001/0= P) را بین ملیت و شرکت در فعالیت های ورزشی نشان داد. به منظور توسعه و رشد میزان مشارکت و علاقه مندی به ورزش هندبال در کشور، نیازمند برنامه ریزی گسترده بر اساس اولویت بندی عوامل انگیزشی توسط بازیکنان تیم ملی ایران و مقایسه آن با تیم ملی کره هستیم.