مرضیه دهقانی زاده

مرضیه دهقانی زاده

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسم های روان شناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان (مورد مطالعه: شرکت الکترو کویر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسم های روان شناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان در شرکت الکترو کویر شهر یزد بود. روش پژوهش حاضر، بر اساس هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه کارکنان شرکت الکترو کویر شهر یزد (380 نفر) می باشد که حجم نمونه 191 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه های استاندارد بود که روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات تعدادی از خبرگان این حوزه مورد تأیید قرار گرفت و برای تعیین پایایی ابزار اندازه گیری از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد و روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری بود. یافته های پژوهش نشان داد که مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت با رفتار خلاقانه کارکنان، تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان رابطه معناداری دارد. همچنین متغیرهای تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان با رفتار خلاقانه کارکنان رابطه معناداری دارند و همچنین نقش میانجی تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان در رابطه بین مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و رفتار خلاقانه کارکنان تأیید شد. بنابراین طبق نتایج پژوهش مشخص شد که با استفاده از تئوری هویت اجتماعی، درک کارکنان از مسئولیت اجتماعی شرکت الکترو کویر یزد، باعث افزایش تعهد عاطفی و اقدامات توام با شفقت کارکنان شرکت شده و این امر، باعث افزایش اثرات انگیزه درونی کارکنان شده و بدین ترتیب، رفتار خلاقانه کارکنان این شرکت افزایش می یابد.
۲۲.

کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف پژوهش حاضر کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی بود که بر اساس پارادایم تفسیری و با رویکرد کاربردی توسعه ای به صورت کیفی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بودند که 16 نفر به صورت هدفمند بر اساس معیارهایی انتخاب شدند. روایی و پایایی داده های به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از معیارهای مقبولیت و قابلیت تائید و باز آزمون بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش داده بنیاد و فرایند کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. کدگذاری ها در هر سه مرحله تشریح و مدل انگیزه به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی برای اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بر اساس روش داده بنیاد ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد که چهار مقوله هم راستایی راهبردی اشتراک دانش، عوامل مدیریتی، عوامل فردی و ایجاد محتوا عوامل تأثیرگذار در انگیزه اشتراک گذاری دانش بوده؛ همچنین، محیط اشتراک، جنبه های آموزشی، ارزیابی، مسائل فنی، زیرساخت و مسائل اطلاعاتی، عوامل اصلی زمینه ای هستند و دو مقوله عوامل شخصیتی اعضا و بی ثباتی فرهنگ سازمانی به عنوان مقوله های مداخله گر شناسایی شدند و راهبردهای این پژوهش شامل چهار عامل تحول، رشدگرایی، بافت سازمانی و راهبردهای سازمانی است و بخش آخر مدل پژوهش، شامل پویایی سازمانی، پیامدهای اجتماعی، توسعه عوامل ساختاری و ایجاد سازمان یادگیرنده به عنوان پیامدهای ارتقای انگیزه اشتراک گذاری دانش در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور شناسایی شدند.
۲۳.

تأثیر کاربرد هوش مصنوعی و شایستگی های دیجیتال بر تعالی سازمانی با نقش میانجی شایستگی های کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر کاربرد هوش مصنوعی و شایستگی های دیجیتال بر تعالی سازمانی با نقش میانجی شایستگی های کارکنان در استانداری یزد بود. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری داده ها توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان رسمی استانداری یزد (۲۷۰ نفر) بود که ۱۵۹ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه های استاندارد بود و فرضیات پژوهش با تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی (262/0=β) و شایستگی های دیجیتال (233/0=β) تأثیر مستقیم و معناداری بر تعالی سازمانی دارند. همچنین، شایستگی های کارکنان به عنوان متغیر میانجی، این رابطه را تقویت کرد (098/0 و 140/0=β). نتایج این پژوهش حاکی از آن است که سرمایه گذاری در توسعه هوش مصنوعی و شایستگی های دیجیتال کارکنان می تواند به عنوان راهبردی کلیدی برای دستیابی به تعالی سازمانی در نهادهای دولتی مورد توجه قرار گیرد و در این راستا، شایستگی های کارکنان نیز به عنوان متغیر واسطه ای عمل می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی عملی، زمینه را برای سیاست گذاران، جهت تحول دیجیتال و بهبود عملکرد سازمانی فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان