عطّار پیش گام ملّاصدرا؛ صیرورت در اندیشه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صیرورت یا شدن، به معنای تغییر تدریجی، در زبان فارسی با عبارت «حرکت جوهری» رایج شده است. پیشینه نظریّه صیرورت به آرای حکمای پیش از سقراط، به ویژه هراکلیتوس یونانی، می رسد. از نظر آنان، هستیْ پیوسته در حرکت و تغییر است و نمی توان آن را ایستا تلقّی کرد. به باور ارسطو و فلاسفه مشّاء، حرکت به معنای تغییر تدریجی صرفاً در اعراض صورت می گیرد و حرکت در جوهر از نوع کون و فساد است. عرفای ما از تغییر و تحوّل در هستی به «خلق جدید» یا «خلق مدام» تعبیر کرده اند. به نظر آنان، عالم هستی بنا بر سنّت الهی لحظه به لحظه حدوث و زوال می یابد و، در نتیجه، وجودی لحظه ای و آنی دارد. از میان عرفای مسلمان فارسی زبان، عطّار نیشابوری (عارف قرن هفتم هجری) توجّهی ویژه به این موضوع داشته ؛ تا آنجاکه می توان گفت شالوده فکری خود را بر این پایه نهاده است. در اندیشه او، حرکتْ سفر وجودیِ عالم هستی است؛ وجود در مرتبه کثرت متغیّر و متحوّل است و تغییر و تحوّل مادّه ناشی از ذرّات متحرّکی است که بُعد جسمانی ندارند. حرکت موجودات، از قوّه به فعل، غایتمند و درجهت شوق به کمال است. بااین همه، حرکت، از دیدگاه عطّار، به مثابه اندیشه ای بنیادی، مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته و به نظر ما شایسته بررسی و ملاحظه دقیق تر است. در این نوشته، حرکت در اندیشه عطّار به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود.