رضایت مشتریان از کیفیت خدمات پس از فروش نقش استراتژیک بسیار مهمی در موفقیت و سودآوری شرکت ها ایفا میکند. به دلیل اهمیت این موضوع همواره این سؤال مطرح است که چگونه می توان میزان رضایت از کیفیت این خدمات را در شرکت های مختلف مورد ارزیابی قرار داد. در این راستا برای انجام این پژوهش با مطالعه ادبیات موجود و راهنمایی استادان و استفاده از تجربه های خبرگان شرکت، عوامل کیفیت خدمات پس از فروش شرکت (وضعیت ارتباطی شرکت با کاربران، نحوه پاسخ گویی تیم پشتیبانی، میزان کارایی عوامل فنی شرکت، سطح عملکرد محصولات شرکت، قابلیت دسترسی به خدمات شرکت) شناسایی شد. در مرحلهی بعد برای ارزیابی ارتباط این مؤلفه ها با میزان رضایت کاربران از خدمات پس از فروش شرکت، بر مبنای فرضیه ها و مدل پژوهش پرسشنامه ای تهیه شده است و روایی و پایایی آن به تایید رسید. نتایج پس از جمع آوری اطلاعات و انجام تحلیل های آماری مورد نیاز بیانگر آن است که بین مؤلفه های گفته شده با رضایت کاربران از خدمات پس از فروش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. همچنین درانتها پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارایه شده است.
با توجه به حضور جدی رقبای خارجی در بازار لوازم خانگی ایران و استفاده آنان از فناوری اطلاعات و ارتباطات در این بازار، موقعیت رقابتی شرکتهای داخلی در شرایط نامطلوبی قرار دارد و لازم است با نگاهی علمی و دقیق، استراتژی مناسب رقابت در بازارهای داخلی طراحی شود تا بنگاهها بتوانند بر اساس آن از استراتژیهای مناسبی استفاده نمایند. از اینرو، در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش تئوری سازی داده بنیاد و با بررسی رفتار مصرفکنندگان و تولیدکنندگان لوازم خانگی ایران، الگوی رفتار مصرفکنندگان طراحی و تبیین شود. نتایج این مطالعه نشان میدهدکه مصرفکنندگان لوازم خانگی ایران دارای سه الگوی رفتاری عقلایی، احساسی و هوشمند هستند و به طبع آن بنگاهها نیازمند استفاده از استراتژیهای بازاریابی مبادلهای، تعاملی و هوشمند میباشند.
مدلی مفهومی این تحقیق نشان دهنده ارتباط مستقیم و غیرمستقیم (از طریق ایجاد ارزش) بین بازارگرایی و عملکرد کسب و کار است. به منظور ارزیابی مدل مفهومی، نظرات 50 نفر از خبرگان از طریق پرسشنامه (شامل سوالات باز و بسته) دریافت و تحلیل گردید. به منظور تحلیل دادههای سوال باز از روش تحلیل محتوا (تکنیک آنتروپی شانون) و در رابطه با دادههای سوالات بسته از آزمون دو جملهای (جهت اهمیت مستقل) و آزمون رتبهبندی فریدمن (جهت اهمیت نسبی) استفاده گردید. یافتهها نشان میدهند که از نظر خبرگان کلیت مدل مفهومی بازارگرایی و عملکرد کسب و کار در ایران با برخی اصلاحات مورد تائید میباشد. کلیه مولفههای مدل بطور مستقل حائز اهمیت میباشند. در باب اهمیت نسبی، سه عامل بازارگرایی، ایجاد ارزش و عملکرد کسب و کار از اهمیت یکسانی برخوردارند. اهمیت نسبی مولفههای بازارگرایی به ترتیب (1) پاسخ و اقدام استراتژیک، (2) بخشها و سیستمهای هماهنگ و (3) فرهنگ و رفتار هوشمند است. اهمیت نسبی مولفههای ایجاد ارزش به ترتیب (1) ارزش ادراکی مشتری از بنگاه، (2) ارزش ادراکی بازار از بنگاه، (3) ارزش ادراکی رقبا و (4) ارزش ادراکی درون بنگاه است. اهمیت نسبی مولفههای عملکرد کسب و کار به ترتیب (1) عملکرد بنگاه در قبال مشتری، (2) عملکرد بنگاه در قبال بازار، (3) عملکرد رقابتی (در قبال رقیب) و (4) عملکرد درونی بنگاه است.
برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی از موضوعاتی است که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است چراکه بسیاری از پروژههای سیستمهای اطلاعاتی در درون سازمانها به این صورت انجام میگیرد. از طرف دیگر نرخ شکست این گونه پروژهها نیز بسیار بالا است. هدف از ارائه مقاله این است که عوامل موثر در موفقیت مدیریت ریسک برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی را در بانکهای تجاری ایران بیابد تا با استفاده از این عوامل، ضریب موفقیت مدیریت ریسک پروژههای برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی را بتوان افزایش داد. روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی، ابزار آن، پرسشنامه و جامعه آماری، خبرگان حوزه بانکداری تجاری است. در این تحقیق ابتدا ریسکهای برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی شناسایی و رتبهبندی گردید، سپس علل برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی مورد پیمایش قرار گرفت و بالاترین علل شناسایی شد و در نهایت ریسکهایی که ارتباطی با بالاترین دلایل برونسپاری سیستمهای اطلاعاتی نداشتند حذف و عوامل موثر در موفقیت مدیریت ریسکهای باقیمانده استخراج گردید.
مدیریت راهبردی برند دربرگیرنده مجموعه ای از فعالیت ها به منظور ایجاد، حفظ و گسترش ارزش ویژه برند است. در این میان، پیاده سازی راهبرد های برندینگ، جهت حفظ و گسترش این ارزش از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. از اینرو تحقیق مزبور درصدد است تا عناصر اصلی پیاده سازی راهبرد های برندینگ (با تمرکز بر تقویت تصویر برند) در صنعت بانکداری را شناسایی کند و آنها را در قالب الگوی مفهومی بازنمایی و سنجش نماید. به این منظور از روش تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) برای شناسایی ذهنیت های اصلی حاکم بر برندهای بانکها استفاده شده است. در این رابطه یافته ها نشان دادند که چهار متغیر تصویر سازمانی، تصور از کارکنان، تصور از خدمات و تصور از شعب، اصلی ترین ابعاد ذهنی برند بانکها بوده و تصویر سازمانی، به عنوان یکی از منابع ایجادکننده ارزش ویژه برند، تحت تأثیر سه عامل دیگر قرار می گیرد. بنابراین تصور از کارکنان، تصور از خدمات و تصور از شعب، اصلی ترین عناصر پیاده سازی راهبرد برند در صنعت بانکداری محسوب می شوند.
مطالعات نظری حاکی از اثر بازارگرایی بر عملکرد بانکهای تجاریاند. در تحقیق حاضر بازارگرایی بانکهای تجاری کشور بهعنوان یک عامل مؤثر مورد توجه قرار گرفته و رابطه بین بازارگرایی و عملکرد بانکهای تجاری بررسی شده است. در این تحقیق، مدلی مفهومی ترسیم شده است که نشاندهنده ارتباط مستقیم و غیرمستقیم (بهواسطه ایجاد ارزش) بین بازارگرایی و عملکرد بانکهای تجاری است. از خبرگان بانکی درباره مدل نظرسنجی شده و اصلاحات مورد نظر آنها در مدل نهایی ایجاد شده است. بدین منظور، نظرات 50 نفر از خبرگان دریافت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. پرسشنامه نظرسنجی از خبرگان به دو صورت سؤالات باز و بسته طراحی شد. بهمنظور تحلیل دادههای سؤال باز، از روش تحلیل محتوا (تکنیک آنتروپی شانون) و برای تحلیل دادههای سؤالات بسته از آزمونهای دو جملهای و رتبهبندی فریدمن استفاده شد. یافتهها نشان میدهند که از نظر خبرگان کلیت مدل و روابط بین بازارگرایی و عملکرد بانکهای تجاری کشور با برخی اصلاحات مورد تأیید میباشد. همچنین تمامی مؤلفههای مدل بهطور مستقل حائز اهمیت هستند. عوامل اصلی مدل تحقیق (شامل بازارگرایی، ایجاد ارزش و عملکرد)، از اهمیت یکسانی برخوردارند. اهمیت نسبی مؤلفههای مربوط به عوامل سه گانه یکسان نیستند.
این تحقیق مدل استراتژی (راهبرد) الکترونیکی 3R را در فروشگاه زنجیره ای شهروند به صورت عملیاتی پیاده و وضعیت کنونی و وضعیت مطلوب راهبرد الکترونیکی را در سطح محصولات شناسایی می نماید . با توجه به اینکه مبحث راهبرد ، منعکس کننده دیدگاه صاحب نظران سازمان است ، در این باره به نظرات ایشان بررسی می شود . تحلیل فاصله وضعیت موجود و وضعیت مطلوب و همچنین بررسی رابطه وضعیت موجود و وضعیت مطلوب راهبرد الکترونیکی محصولات دو هدف عمده این مقاله را تشکیل می دهد ...
در این نوشتار وضعیت فرهنگ سازمانى در ببن بانکهای تجارى کشور از لظر مبزان سازگارى با استراتژى مشترى مدارى مورد بررسى قرارگرفته است. از فرهنگ مشتری مدارى و ویژگیهاى آن سخن به میان آمده است پس از آن، متغیرهایى بعنوان متغیرهاى فرهنگى انتخاب شده اند و میزان سازگارى آنها با استراتژى مشترى مدارى بانکهااى تجارى کشور مورد سنجش، ارزیابى قرار گرفته است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی میزان آمادگی ( فرهنگ سازی )این بانکها برای اجرای مشترى مدارى بوده است.
امروزه سازمان ها ساختار های جبران خدمات خود را تغییر داده، و نقش و جایگاه پرداخت مبتنی بر عملکرد در سبد پرداخت ها افزایش یافته است. پرداخت های عملکردی نیز در سطوح مختلف سازمان به طور مختلفی وجود دارد. تحقیقات مختلف نشان داده است در سازمان های با عملکرد بالا پرداخت مبتنی بر عملکرد نقش اصلی دارد. از طرفی، یکی دیگر از متغیرهای مهم در طراحی نظام جبران خدمات تعیین تفاوت یا پراکندگی پرداخت است. با به کارگیری رویکرد مدل سازی خطی سلسله مراتبی (HLM) و با بهره گیری از داده های واقعی حقوق ودستمزد و عملکرد 1042 نفر از کارکنان بانک ملت، نشان داده شد پرداخت عملکردی و تفاوت پرداختی بر عملکرد اثرگذار است و تفاوت پرداخت نقش تعدیل کننده در روابط بین پرداخت مبتنی بر عملکرد و عملکرد فردی ایفا می کند. همچنین، نتایج حاکی از آن بوده است که پرداخت عملکردی فردی و تفاوت پرداخت نقشی مهم تر نسبت به پرداخت عملکردی گروهی در اثرگذاری بر عملکرد دارند.
پژوهش در مورد برندسازی کشورها، شهرها، مکان ها و مقاصد گردشگری نیز انجام شده است، اما در برخی حوزه بسیار نوپا و جدید است. مطالعات این حوزه بیشتر متمرکز بر فروش مکان، بازاریابی مکان و برندسازی مقاصد گردشگری بوده است و به نظر می رسد مطالعات کمی در مورد برندسازی کلان پروژه های تفریحی، اقامتی، توریستی و ورزشی انجام گرفته باشد. این پروژه ها از همان ابتدا به منظور تامین سرمایه و در مرحله بهره برداری به منظور ایجاد ارزش افزوده اقتصادی باید ذهنیت مطلوب در میان ذی نفعان مختلف داشته باشند و بدین منظور برندسازی یکی از عوامل اصلی موفقیت این نوع پروژه هاست. مساله اصلی این پژوهش ارائه مدلی برای برندسازی این کلان پروژه ها با درنظرگرفتن ویژگی های منحصر به فرد ایرانی است. از آنجایی که در زمینه برندسازی کلان پروژه های تفریحی، اقامتی، توریستی و ورزشی کشور با توجه به شرایط بومی کشورمان مدل جامعی وجود ندارد، بدین منظور و برای نظریه پردازی و شناسایی ابعاد مدل از روش تئوری مبتنی بر داده ها استفاده شده است. در ادامه مدل کیفی ارائه شده در یکی از پروژه های چندمنظوره کشور تست و پیاده سازی شد و ابعاد مدل و روابط بین آنها براساس روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و مدل معادلات ساختاری تایید شده است.
محیط کسب وکار امروز، محیطی متلاطم، غیرقابل پیش بینی با تغییرات پیچیده و غیرخطی، تحولات ناپیوسته و رقابتی، ضرورتی را برای بانک انصار ایجاد می کند که برای بقا و رشد در محیط رقابتی، با تشخیص به موقع وکشف فرصت ها، منافع بازار را نصیب خود سازند. هدف اصلی تحقیق حاضر، طراحی الگوی توسعه تفکر راهبردی مدیران ارشد بانک انصار است. پژوهش حاضر از نوع ماهیت موضوع، پژوهشی تجویزی (هنجاری) و به لحاظ هدف، کاربردی است. در این جهت الگوی برساخته مبتنی بر مطالعات نظری، با استفاده از روش میدانی ارزیابی و اعتبارسنجی انجام شد. در این جهت، جامعه موردمطالعه پژوهش حاضر را مدیران ارشد صنعت بانکداری و بانک انصار تشکیل می دهند که به صورت هدف مند نمونه ای از آن انتخاب شد و جامعه آماری شامل36 نفر از مدیران ارشد نظام بانکی و خبرگان بانکی دارای دانش و تجربه مدیریت راهبردی بود که در این ارزیابی برای تحلیل نتایج و استخراج داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه استاندارد با ضریب کرونباخ 0.893 و از طریق نرم افزار spss و pls3 با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی، داده ها تجزیه وتحلیل شد. یافته های حاصل از تحقیق پس از آزمون و تحلیل های مرتبط با سؤالات، الگوی توسعه تفکر راهبردی مدیران ارشد بانک انصار را تأیید کرد.