قرآن و مسئله «عالم امر»؛ نظریه ای بر مبنای بازتاب متن یا برساخته ای فرا تفسیری؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسئله های مهم در حوزه تفسیر، نقش پیش فرض ها در فهم قرآن است. این مسئله به تولید انگاره هایی منجر شده که اشتهار آن ها به طور گسترده ای بر محیط تفسیر سایه افکنده و مجال ظهور را از نظریاتِ رقیب گرفته است. یکی از این انگاره ها، تأسیس عالمِ دومی با عنوان «عالمِ امر» است. این تحقیق درصدد است با روش تحلیل محتوای مضمونی در واکاوی حوزه معنایی «امر» در قرآن کریم، بنیان های قرآنی نظریه عالم امر را مورد نقد قرار بدهد. نتایج نشان می دهد که عالمِ امر یک نظریه فلسفیِ منتقله به حوزه تفسیر است و مؤید روشنی در قرآن ندارد. بازخوانی کاربردهای قرآنی «امر» عمدتاً بر دو محور متمرکز است: نخست، عمومیّت تدبیر و حکمرانیِ پیوسته الهی بر نظام خلقت و دوم، امکان مداخله بی واسطه خداوند در جهان آفرینش. بررسی آیات مؤید آن است که قرآن «امر» را نه به مثابه قلمروی متافیزیکی یا عالم عقل کلّی به عنوان صادر اول، بلکه به عنوان سازوکاری از حکمرانی الهی معرفی می کند که هم در قالب اسباب طبیعی و هم در شکل شکستن این چارچوب تجلی می یابد. تطبیق «امر» بر عالَم مجردات، بیش از آنکه ریشه در نص قرآنی داشته باشد، متأثر از تلاش فلاسفه برای همسوسازی قرآن با مفروضات فلسفیِ تجرّد روح و نظام طولی علل با تأکید بر امتناع مداخله مستقیم خداوند در رخدادهای جهان بوده است.