مدل سازی موانع مؤثر بر استقرار صنعت سلامت مبتنی بر انقلاب چهارم صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
238 - 263
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: ظهور انقلاب صنعتی چهارم، که با عنوان صنعت 4.0 نیز شناخته می شود، موجب تحولات عمیق در صنایع مختلف از جمله بخش سلامت شده است. این تحول بر پایه فناوری های نوینی مانند اینترنت اشیا، کلان داده، هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی و سیستم های فیزیکی-سایبری استوار بوده و به افزایش بهره وری، بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربه بیماران کمک می کند. در این میان، مفهوم سلامت 4.0 به عنوان یک رویکرد نوین در صنعت سلامت شکل گرفته که بر دیجیتالی سازی فرآیندها، بهینه سازی سیستم های مراقبت بهداشتی و بهره گیری از فناوری های پیشرفته تأکید دارد. با وجود مزایای بالقوه این رویکرد، پیاده سازی آن در نظام های سلامت با چالش هایی مانند نگرانی های امنیت و حریم خصوصی داده ها، نبود استانداردهای یکپارچه، پیچیدگی های مدیریتی و مقاومت در برابر تغییر مواجه است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل موانع استقرار سلامت 4.0 در چارچوب انقلاب صنعتی چهارم با استفاده از رویکردهای دیمتل و مدل سازی ساختاری تفسیری است.
روش ها: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد مرور سیستماتیک و تحلیل روابط بین موانع انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات علمی معتبر مرتبط با سلامت 4.0 و پیاده سازی فناوری های انقلاب صنعتی چهارم در حوزه سلامت بود که از پایگاه های علمی بین المللی و داخلی گردآوری شد. نمونه گیری به روش هدفمند انجام و داده ها پس از استخراج، با نظر 12 نفر از خبرگان حوزه سلامت دیجیتال و فناوری ارزیابی و تأیید شدند. برای تحلیل روابط میان موانع، از روش دیمتل جهت سنجش شدت و جهت تأثیرگذاری عوامل و از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) برای سطح بندی آن ها استفاده گردید.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که نبود مشوق ها و حمایت های دولتی، عدم شفافیت در منافع اقتصادی، هزینه های بالای سرمایه گذاری، مقررات ناکافی و فقدان چارچوب قانونی از موانع اصلی و بنیادین استقرار سلامت 4.0 هستند. همچنین، موانع امنیت و حریم خصوصی داده ها، نبود استانداردهای مشترک و مشکلات تعامل پذیری داده ها به عنوان عوامل با بیشترین میزان تأثیرگذاری در پذیرش این فناوری شناسایی شدند. از سوی دیگر، مقاومت سازمانی در برابر تغییر و پیچیدگی های مدیریتی، به عنوان موانع وابسته و تأثیرپذیر از سایر عوامل طبقه بندی گردیدند. نتایج سطح بندی نشان داد که عوامل ریشه ای، نقش کلیدی در ایجاد سایر موانع دارند و تمرکز بر رفع آن ها می تواند مسیر استقرار موفق سلامت 4.0 را هموار سازد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که برای تسهیل پذیرش و پیاده سازی سلامت 4.0، سیاست گذاران و مدیران حوزه سلامت باید ابتدا بر رفع موانع ریشه ای و تأثیرگذار تمرکز کنند. درک روابط میان موانع و سطح بندی آن ها می تواند در اولویت بندی سیاست ها و برنامه ریزی راهبردی نقش مؤثری ایفا کند. یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران، مدیران حوزه سلامت، و پژوهشگران کمک کند تا با درک بهتر موانع کلیدی استقرار سلامت 4.0، راهکارهای مؤثرتری برای تسهیل پذیرش این فناوری ها تدوین کنند. همچنین، شناسایی سطح تأثیرگذاری هر یک از موانع می تواند در اولویت بندی سیاست ها و استراتژی های توسعه صنعت سلامت در عصر دیجیتال نقش مهمی ایفا کند. در نهایت، یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای تحقیقات آینده در زمینه یکپارچه سازی فناوری های انقلاب صنعتی چهارم در نظام های سلامت و طراحی مدل های بهینه برای پیاده سازی این فناوری ها باشد. اقدام به موقع سیاست گذاران برای رفع موانع شناسایی شده به مدیران و سیاست گذاران حوزه سلامت این امکان را می دهد که استراتژی هایی را توسعه دهند تا فناوری های سلامت مبتنی بر انقلاب صنعتی چهارم با موفقیت در کشورهای مختلف پیاده سازی شوند و از پتانسیل واقعی این انقلاب در نظام سلامت بهره برداری گردد.