ارزیابی مدل ایده پردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجی گری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی به عنوان یک آسیب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۵ شماره ۶۱
193 - 214
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبران ناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی می گذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های آسیب های دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایده پردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچ الوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایده پردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0 P< ).
نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایین تر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکل گیری افکار خودکشی به ویژه نسبت به عوامل میانجی می توان، مقدماتی برای طراحی برنامه های آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست .