محمدحسن صادقی روش

محمدحسن صادقی روش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

ارزیابی پتانسیل خطر بیابان زایی با استفاده از مدل سازشی تاکسنومی فازی در محیط GIS در زیر حوضه آبخیز یزد- خضرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: پدیده بیابان زایی یکی از جدی ترین بحران های اکولوژیکی است که کنترل آن از دغدغه های ملی محسوب می شود. با توجه به گسترش روزافزون این پدیده و ظهور اثرات گسترده و بلندمدت آن بر محیط زیست و فعالیت های انسانی، در چارچوب مدیریت عرصه های بیابانی، ارائه روش های مدیریتی مناسب، قادر است شدت و گسترش این پدیده را کاهش دهد و مانع پرداخت هزینه های گزاف تصمیم گیری نادرست شود. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و پهنه بندی رخداد بیابان زایی در زیر حوضه آبخیز یزد – خضرآباد با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند شاخصه و تکنیک سیستم اطلاعات جغرافیایی به صورت موردی در زیرحوضه یزد- خضرآباد طی سال های 1402 تا 1403 به انجام رسید. مواد و روش ها: در این پژوهش سعی شد این مهم توسط روش تاکسنومی فازی به انجام برسد. ازاین رو پس از تعیین اعضاء تیم تصمیم گیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخص های مؤثر از روش دلفی فازی تعیین و ارزش دهی شد. به منظور انتخاب این شاخص ها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابان زایی، سهولت دسترسی و سهولت به روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مدنظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنه بندی آسیب پذیری ناشی از فرایند بیابان زایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومورفولوژی و در محیط نرم افزار Arc Gis، شد. در ادامه اقدام به فازی سازی داده ها از روش چن و هوانگ شد و فرایند تحلیل فازی بر روی داده ها صورت گرفت. پس از برآورد اعداد فازی ذوزنقه ای ترکیبی، اقدام به فازی زدایی و تشکیل ماتریس تصمیم گیری شد و در ادامه در چارچوب ماتریس تصمیم گیری فازی و از روش تاکسنومی، شدت بیابان زایی برآورد شد. در نهایت به منظور سهولت و دقت در تجزیه وتحلیل داده ها و دستیابی به نتایج، بر مبنای درجه تاکسنومیک واحدهای کاری و با استفاده از نرم افزار Arc view 3.2a اقدام به نقشه سازی میزان پتانسیل بیابان زایی شد. نتایج و بحث: پس از تعیین ماتریس تصمیم گیری فازی موزون، مطابق ادبیات تحقیق فاصله تاکسنومیک (g i ) و درجه تاکسنومیک (y i ) یا به عبارتی شدت بیابان زایی به تفکیک واحدهای کاری به دست آمد. در نهایت به منظور سهولت در خواندن و فهمیدن نتایج برآورد شده و نشان دادن تفاوت های ناحیه ای آسیب پذیری نسبت به بیابان زایی، نقشه نهایی پتانسیل شدت بیابان زایی بر مبنای ارزش های شدت بیابان زایی (y i ) واحدهای کاری شکل گرفت. مطالعات انجام شده نشان داد که 72/35 درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت خیلی شدید و 28/ 17 درصد به صورت شدید تحت فرایند بیابان زایی می باشد و بیابان زایی با شدت متوسط (32/36 درصد) بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. به طورکلی ارزش کمی شدت بیابان زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 74/0 در کلاس شدید یا VI ارزیابی شد. نتیجه گیری: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق فازی در قالب مدل تاکسنومی در ارزیابی شدت بیابان زایی داشت. همچنین نتایج این پژوهش امکان برنامه ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان زایی در اثر انجام طرح های توسعه فراهم می سازد و می تواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت ها و پهنه بندی آسیب پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح های توسعه و محیط امکان پذیر گردد.
۲.

پهنه بندی پتانسیل شدت بیابان زایی با استفاده از مدل های امتیازی مورا و آراس در زیر حوضه آبخیز یزد- خضر آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
پهنه بندی پدیده ها به منظور شناخت و ارزیابی وضع کنونی، به عنوان پایه تصمیم گیری، از ملزومات مدیریت علمی منابع طبیعی می باشد، بنابراین در مدیریت عرصه های بیابانی نیز به منظور پیشگیری از پرداخت هزینه های گزاف تصمیم گیری نادرست نیاز به روش های قوی و مستدلی در شناخت وضع فعلی و روند توسعه می باشیم، براین مبنا هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدلی مناسب جهت پهنه بندی توزیع فضایی خطر بیابان زایی با استفاده از تکنیک های امتیازی مورا، آراس و استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی در زیرحوضه یزد- خضرآباد می باشد. از این رو در ابتدا پس از تعیین واحدهای کاری به روش ژئومرفولوژی، اهمیت شاخص ها در هر واحد بر مبنای روش دلفی به دست آمد و اهمیت شاخص ها نسبت به هم از روش آنتروپی شانون برآورد شد، سپس ماتریس تصمیم شکل گرفت و بعد از موزون سازی، پتانسیل شدت بیابانزایی با محاسبه ضریب مطلوبیت از روش امتیازی مورا و آراس برآورد شد. نتایج حاصل از تحلیل های صورت گرفته از هر دو مدل نشان داد که واحد اراضی کشاورزی کوهستانی و کشاورزی دشتی، واجد بیشترین پتانسیل بیابان زایی می باشند که 7135 هکتار (11/9 %) از کل منطقه مطالعاتی را در برگرفته اند. بیشترین اراضی منطقه، تحت تاثیر بیابانزایی با شدت نسبتاً متوسط (III) قرار دارد و ارزش کمی پتانسیل بیابانزایی برای کل منطقه از مجموع شاخص ها در کلاس متوسط (IV) به دست آمد.. بنابراین پیشنهاد می شود که در طرح های کنترل و کاهش اثرات بیابان زایی و احیاء اراضی تخریب یافته، نتایج و رتبه بندی به دست آمده مورد توجه قرار گیرد.
۳.

شناسایی مناسب ترین راهبردهای بیابان زایی به روش بردار ویژه و مدل ویگور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۴۸۲
بیابان زایی عبارتست از تخریب اراضی در نواحی خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب که در نتیجه عوامل گوناگون از جمله تنوع اقلیمی و فعالیت های انسانی حادث می شود. توسعه بیابان محدودیت های بسیاری از لحاظ کشاورزی، تأمین مواد غذایی، پرورش دام، توسعه صنعت و ارائه هزینه های خدماتی ایجاد می نماید. این پدیده فرایندی است که به تدریج توسعه و تشدید یافته و هزینه های اصلاح آن بشکل تصاعدی افزایش می یابد، لذا با توجه به محدودیت منابع و حساسیت مناطق بیابانی ارائه راهبردهای بهینه مقابله با بیابانی شدن به صورت بومی از ضروریات امر و شرط لازم دستیابی به موفقیت در کنترل و کاهش اثرات این پدیده است. بنابراین این پژوهش با هدف ارائه راهبردهای بهینه به صورت نظامند و در قالب یک مدل تصمیم گیری گروهی انجام گرفت. به این منظور در ابتدا در چارچوب روش تصمیم گیری چند شاخصه و با استفاده از تکنیک بردار ویژه، ارجحیت شاخص ها بدست آمد. و سپس اولویت راهبردها با استفاده از مدل ویگور مورد ارزیابی قرار گرفت. با ارزیابی شروط انتخاب راهبردهای بهینه در چارچوب مدل مذکور ملاحظه شد که، راهبردهای جلوگیری از تبدیل و تغییر نامناسب کاربری اراضی (A18) با شاخص ویگور معادل صفر( )، توسعه و احیاء پوشش گیاهی (A23) با شاخص ویگور و تعدیل در برداشت از منابع آب زیرزمینی (A31) با شاخص ویگور به ترتیب به عنوان مهمترین راهبردهای بیابانزدائی در منطقه می باشند. بنابراین پیشنهاد شد که در طرح های کنترل و کاهش اثرات بیابانزایی و احیاء اراضی تخریب یافته، نتایج و رتبه بندی به دست آمده مورد توجه قرار گیرد. بیابان زایی عبارتست از تخریب اراضی در نواحی خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب که در نتیجه عوامل گوناگون از جمله تنوع اقلیمی و فعالیت های انسانی حادث می شود. توسعه بیابانمحدودیت هایبسیاریازلحاظکشاورزی،تأمینموادغذایی،پرورشدام،توسعهصنعتوارائههزینه هایخدماتی ایجادمی نماید.اینپدیدهفرایندیاستکهبه تدریجتوسعهوتشدیدیافتهوهزینه هایاصلاحآنبشکلتصاعدیافزایش می یابد، لذا با توجه به محدودیت منابع و حساسیت مناطق بیابانی ارائه راهبردهای بهینه مقابله با بیابانی شدن به صورت بومی از ضروریات امر و شرط لازم دستیابی به موفقیت در کنترل و کاهش اثرات این پدیده است. بنابراین این پژوهش با هدف ارائه راهبردهای بهینه به صورت نظامند و در قالب یک مدل تصمیم گیری گروهی انجام گرفت. به این منظور در ابتدا در چارچوب روش تصمیم گیری چند شاخصه و با استفاده از تکنیک بردار ویژه، ارجحیت شاخص ها بدست آمد. و سپس اولویت راهبردها با استفاده از مدل ویگور مورد ارزیابی قرار گرفت. با ارزیابی شروط انتخاب راهبردهای بهینه در چارچوب مدل مذکور ملاحظه شد که، راهبردهای جلوگیری از تبدیل و تغییر نامناسب کاربری اراضی (A18) با شاخص ویگور معادل صفر()، توسعه و احیاء پوشش گیاهی (A23) با شاخص ویگور و تعدیل در برداشت از منابع آب زیرزمینی (A31) با شاخص ویگور به ترتیب به عنوان مهمترین راهبردهای بیابانزدائی در منطقه می باشند. بنابراین پیشنهاد شد که در طرح های کنترل و کاهش اثرات بیابانزایی و احیاء اراضی تخریب یافته، نتایج و رتبه بندی به دست آمده مورد توجه قرار گیرد.
۴.

ارزیابی راهبردهای مقابله با بیابان زایی با کاربرد رویکردهای تصمیم گیری چندگانه و تحلیل عاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۷۲
بیابان زایی از مهم ترین مسائل بیوم های خشک و نیمه خشک در جهان است. رشد سریع جمعیت سبب تشدید اثرات منفی این پدیده شده است، به منظور کنترل و کاهش بیابان زایی ارائه راهبردهای مهم با توجه به کلّیه معیارهای موثر، امری ضروری است. این پژوهش با هدف ارائه راهبردهای بهینه به صورت نظامند در قالب یک مدل تصمیم گیری چند متغییره ارائه شده است. به این منظور در ابتدا در چارچوب روش تصمیم گیری چند شاخصه و با استفاده از مدل دلفی، ماتریس تصمیم گیری به دست آمد، سپس اولویت راهبردها از روش تحلیل عاملی مورد ارزیابی قرار گرفت. بر مبنای نتایج حاصل شده، از میان 40 راهبرد و 16 معیار بررسی شده راهبردهای توسعه و احیاء پوشش گیاهی ( 23 A) با ضریب اولویت 6122/.، تغییرالگوی آبیاری و اجرای روش های کم آب خواه ( 33 A) با ضریب اولویت 5102/0 و جلوگیری از تبدیل و تغییر نامناسب کاربری اراضی ( 18 A) با ضریب اولویت 4391/0، به ترتیب به عنوان مهم ترین راهبردهای مهم مقابله با بیابان زایی در منطقه تشخیص داده شدند.بنابراین پیشنهاد شد که در طرح های کنترل و کاهش اثرات بیابان زایی و احیاء اراضی تخریب یافته، نتایج و رتبه بندی به دست آمده، مورد توجه قرار گیرد.  
۵.

ارزیابی ضرایب زیست اقلیمی موثر در آسایش انسان مطالعه موردی: شهر یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵۳ تعداد دانلود : ۱۳۹۸
ارزیابی شرایط زیست – اقلیمی امروزه به عنوان ابزاری کار آمد در دست برنامه ریزان منطقه ای به حساب می آید تا با شناسایی نقاط بحرانی ضمن هدایت فعالیت های توسعه ای به مناطق کم خطر، ارزش افزوده سرمایه گذاری ها را در مناسب ترین حالت ممکن در حوزه شهری، عمرانی، سکونتگاهی، معماری و جهانگردی تضمین سازند. بنابراین در این مقاله سعی شد شرایط زیست اقلیمی شهر یزد، بر اساس شاخص های بیکر، ترجونگ، ترموهیگرومتریک و اولگی با استفاده از آمارهای سینوپتیک ایستگاه یزد طی سال های 1995 الی 2007 مورد ارزیابی قرار گیرد. نتایج حاصله نشان داد که در طول سال طیف وسیعی از شرایط زیست- اقلیمی از فوق العاده داغ تا بسیار خنک در منطقه حاکم است. همچنین در این میان شاخص اولگی که در آن قابلیت تطبیق برای عرض های جغرافیایی زیر 40 درجه پیش بینی شده نسبت به سایر شاخص ها برای تعیین محدوده آسایش مناسب تر ارزیابی شد.
۷.

تجزیه و تحلیل حساسیت راهبردهای بهینه بیابانزدایی درچارچوب فرایند تحلیلی سلسله مراتبی (AHP) مطالعه موردی منطقه خضرآباد یزد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۲۷۹
دراغلب اوقات داده های ارائه شده حاصل ازفرآیند تصمیم گیری چند مع یاره غیرکاربردی ومتغیر می باشند،بنابراین یک قدم مهم درکاربرد مسائل تصمیم گیری چند معیاره (MADM) ازجمله فرآیند تصمیم گیری سلسله مراتبی (AHP) انجام آنالیز حساسیت روی داده های خروجی می باشد .دراین مقاله سعی شد به منظور انجام آنالیز حساسیت برروی اوزان معیارها وراهبردهای تصمیم گیری ونمایش ارزشهای نهایی (اصلاح شده) راه حلهای بیابانزدایی از روش آماری Triantaphyllou استفاده شود .بطور کلی دراین روش ،درابتدا فرآیند آنالیز حساسیت برروی معیارها وراهبردهانجام شد وبه دنبال تعیین حساس ترین معیاروراهبرد ،اوزان جدید راهبردها بر مبنای حساس ترین معیار وراهبرد درماتریس تصمیم گیری جایگزین شد وبامحاسبه میانگین موزون هرسطرازماتریس نرمالیزه اصلاح شده، درجه ترجیح یاوزن نهایی راهبردها حاصل شد .درعین حال به منظور دستیابی به نتایج کاربردی ،واقعی وعملی،منطقه خضرآبادیزدبه عنوان یک منطقه تیپیک ازنظرگاه بیابانزایی مدنظر  قرارگرفت .نتایج حاصل از کاربرد آنالیز حساسیت برمبنای روش تری آنتافیلو درعرصه بیابانی منطقه خضرآبادبه منظورتعیین وزن نهایی واصلاح شده معیارهاوراهبردهای مؤثردربیابانزایی وبیابانزدایی ،حکایت از توانایی بالای این مدل دارد .به طوری که بعدازتحلیل حساسیت معیارها وراهبردها وتعیین حساسترین معیاروراهبرد ،اولویت بندی معیارها تغییری نکرد وهمچنان معیار تناسب وسازگاری بامحیط زیست (C1) باضریب حساسیت 3222/ 0حساسترین معیاربرآوردشدکه بعدازنرمال سازی  معیارمذکور بادرجه ترجیح 32/6 درصددراولویت اول قرارگر فت.که این نتیجه نشان دهنده توجه کارشناسان مدیریت مناطق بیابانی به مسائل زیست محیطی وچالشهای مطرح درزمینه تخریب محیط زیست می باشد .درعین حال اولویت بندی راهبردها نیز تغییری نکرد وراهبرد کنترل چرای دام (A4) باضرب حساسیت 0/1381 حساسترین راهبرد برآوردشدکه بامحاسبه وزن جدید حساسترین راهبرد،راهبردجلوگیری ازتبدیل وتغییر نامناسب کاربری اراضی (A2) بادرجه ترجیح 23/45 درصددراولویت اول قرارگرفت ودرنهایت بابرآورد اولویت نهایی یااصلاح شده راهبردها مشاهده شد که همچنان راهبرد A2 بادرجه ترجیح 22/7 درصددراولویت اول قرارداردودرعین حال اولویت بندی راهبردها نسبت به حالت قبل اندکی تغییریافت به طوری که اولویت نهایی راهبردهای کنترل چرای دام (A4) وتعدیل دربرداشت ازمنابع آب زیرزمینی (A5) جابجاشد

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان