ارزیابی پتانسیل خطر بیابان زایی با استفاده از مدل سازشی تاکسنومی فازی در محیط GIS در زیر حوضه آبخیز یزد- خضرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۴
15 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پدیده بیابان زایی یکی از جدی ترین بحران های اکولوژیکی است که کنترل آن از دغدغه های ملی محسوب می شود. با توجه به گسترش روزافزون این پدیده و ظهور اثرات گسترده و بلندمدت آن بر محیط زیست و فعالیت های انسانی، در چارچوب مدیریت عرصه های بیابانی، ارائه روش های مدیریتی مناسب، قادر است شدت و گسترش این پدیده را کاهش دهد و مانع پرداخت هزینه های گزاف تصمیم گیری نادرست شود. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و پهنه بندی رخداد بیابان زایی در زیر حوضه آبخیز یزد – خضرآباد با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند شاخصه و تکنیک سیستم اطلاعات جغرافیایی به صورت موردی در زیرحوضه یزد- خضرآباد طی سال های 1402 تا 1403 به انجام رسید. مواد و روش ها: در این پژوهش سعی شد این مهم توسط روش تاکسنومی فازی به انجام برسد. ازاین رو پس از تعیین اعضاء تیم تصمیم گیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخص های مؤثر از روش دلفی فازی تعیین و ارزش دهی شد. به منظور انتخاب این شاخص ها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابان زایی، سهولت دسترسی و سهولت به روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مدنظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنه بندی آسیب پذیری ناشی از فرایند بیابان زایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومورفولوژی و در محیط نرم افزار Arc Gis، شد. در ادامه اقدام به فازی سازی داده ها از روش چن و هوانگ شد و فرایند تحلیل فازی بر روی داده ها صورت گرفت. پس از برآورد اعداد فازی ذوزنقه ای ترکیبی، اقدام به فازی زدایی و تشکیل ماتریس تصمیم گیری شد و در ادامه در چارچوب ماتریس تصمیم گیری فازی و از روش تاکسنومی، شدت بیابان زایی برآورد شد. در نهایت به منظور سهولت و دقت در تجزیه وتحلیل داده ها و دستیابی به نتایج، بر مبنای درجه تاکسنومیک واحدهای کاری و با استفاده از نرم افزار Arc view 3.2a اقدام به نقشه سازی میزان پتانسیل بیابان زایی شد. نتایج و بحث: پس از تعیین ماتریس تصمیم گیری فازی موزون، مطابق ادبیات تحقیق فاصله تاکسنومیک (g i ) و درجه تاکسنومیک (y i ) یا به عبارتی شدت بیابان زایی به تفکیک واحدهای کاری به دست آمد. در نهایت به منظور سهولت در خواندن و فهمیدن نتایج برآورد شده و نشان دادن تفاوت های ناحیه ای آسیب پذیری نسبت به بیابان زایی، نقشه نهایی پتانسیل شدت بیابان زایی بر مبنای ارزش های شدت بیابان زایی (y i ) واحدهای کاری شکل گرفت. مطالعات انجام شده نشان داد که 72/35 درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت خیلی شدید و 28/ 17 درصد به صورت شدید تحت فرایند بیابان زایی می باشد و بیابان زایی با شدت متوسط (32/36 درصد) بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. به طورکلی ارزش کمی شدت بیابان زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 74/0 در کلاس شدید یا VI ارزیابی شد. نتیجه گیری: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق فازی در قالب مدل تاکسنومی در ارزیابی شدت بیابان زایی داشت. همچنین نتایج این پژوهش امکان برنامه ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان زایی در اثر انجام طرح های توسعه فراهم می سازد و می تواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت ها و پهنه بندی آسیب پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح های توسعه و محیط امکان پذیر گردد.