مجتبی رستمی کیا

مجتبی رستمی کیا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

بررسیِ راهبردهایِ استاد مطهری در انسان شناسی (تحلیل ماتریس سُوات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
مقدمه و اهداف: انسان شناسی در جهان معاصر، به ویژه در بستر بحران معنا، فروپاشی اخلاق و سلطه رویکردهای تقلیل گرا، نیازمند بازخوانی ای است که بتواند نسبت انسان با حقیقت، تاریخ، جامعه و غایت را در افقی جامع بازتعریف کند. منظومه انسان شناسی استاد مطهری، با اتکا بر مبانی فلسفی، وحیانی و تمدنی، یکی از مهم ترین ظرفیت های اندیشه اسلامی برای پاسخ گویی به این وضعیت است. مطهری، با رویکردی مسئله محور و آینده نگر، انسان را موجودی اشتدادی، چندلایه و برخوردار از فطرت الهی می داند؛ موجودی که در نسبت با عقل، ایمان، ولایت و تاریخ معنا می یابد و قابلیت عبور از سطح زیست طبیعی به افق های متعالی را دارد. باوجود این ظرفیت ها، منظومه انسان شناسی مطهری در مواجهه با مکاتب رقیب و شرایط پیچیده جهان مدرن، نیازمند تحلیل راهبردی است؛ تحلیلی که بتواند قوت ها و ضعف های درونی، و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی را در چهارچوبی منسجم آشکار کند. از این منظر، مدل سوات (SWOT) به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت و طراحی راهبرد، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح فلسفی، بلکه در سطح تمدنی و تربیتی بازخوانی شود. هدف این پژوهش آن است که با بهره گیری از ماتریس سوات و مدل اسپیس، جایگاه راهبردی انسان شناسی مطهری را در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی تحلیل کند و نشان دهد که این منظومه چگونه می تواند در برابر تهدیدهای معرفتی و تمدنی ایستادگی کند، از فرصت های بیرونی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. روش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی، مطالعه کتابخانه ای و تفسیر راهبردی متون است. داده های تحقیق از آثار مکتوب استاد مطهری، به ویژه آثار انسان شناختی، فلسفی، تاریخی و تمدنی او استخراج شده و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی سامان دهی شده اند. در این فرایند، ابتدا مضامین پایه از دل متون استخراج شد، سپس در قالب مضامین سازمان دهنده دسته بندی و در پایان، در قالب مضامین فراگیر، ساختار کلی انسان شناسی مطهری بازسازی شد. برای تحلیل راهبردی این ساختار، از مدل سوات (SWOT) استفاده شده است. این مدل، با تفکیک عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها)، امکان آن را فراهم می کند که منظومه انسان شناسی مطهری در نسبت با محیط معرفتی و تمدنی معاصر ارزیابی شود. در این مرحله، هر یک از پنج محور تحلیلی در چهار مؤلفه سوات جای گذاری شد و از دل آن، راهبردهای چهارگانه تهاجمی (SO)، رقابتی (ST)، محافظه کارانه (WO) و تدافعی (WT) استخراج شد. در گام تکمیلی، برای تعیین جهت گیری کلان نظریه، از مدل اسپیس (SPACE) بهره گرفته شد. این مدل با ارزیابی چهار بُعد «قدرت نظری»، «مزیت رقابتی»، «قدرت حوزه فعالیت» و «فشار محیطی»، موقعیت راهبردی انسان شناسی مطهری را تحلیل می کند. ترکیب این دو ابزار، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح مفهومی، بلکه در سطح راهبردی و تمدنی بازخوانی شود و مسیر تحول آن در علوم انسانی ترسیم شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که انسان شناسی استاد مطهری، در مواجهه با محیط معرفتی و تمدنی معاصر، واجد ظرفیت های راهبردی متعددی است که آن را از یک نظریه صرفاً فلسفی فراتر می برد و در جایگاه یک الگوی تمدنی قرار می دهد. تحلیل ماتریسی سوات نشان داد که در محور معرفت شناسی، مبناگرایی فلسفی، اصالت عقل و فطرت، و پرهیز از نسبی گرایی، مهم ترین قوت های درونی این منظومه اند؛ قوت هایی که در برابر تهدیدهایی چون سلطه عقلانیت ابزاری، حذف فطرت و تقلیل انسان به ماده، نقش ایستادگی و بازسازی ایفا می کنند. در محور روش شناسی، پلورالیسم روشی و بهره گیری هم زمان از فلسفه، عرفان، قرآن و تاریخ، ظرفیت ارائه تصویری جامع از انسان را فراهم می کند؛ هرچند تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، یکی از ضعف های مهم این حوزه است. در محور روان شناختی، تأکید بر انسان کامل، ایمان، اراده و حرکت اشتدادی، در برابر بحران های هویتی و ازخودبیگانگی انسان مدرن، کارکردی بازسازانه دارد. در سطح تمدن پژوهی، افق آینده نگر و نگاه کلان نگر مطهری، نظریه او را قادر می کند تا در برابر الگوهای انسان غربی و فروپاشی ارزش های انسانی، موضعی فعال و بازخوانانه اتخاذ کند. در محور راهبرد عملی نیز، مسئله محوری، شجاعت مواجهه با مکاتب رقیب و تکیه بر مواد خام فرهنگی تمدن اسلامی، مهم ترین قوت ها به شمار می آیند؛ هرچند فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف های قابل توجه است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که انسان شناسی مطهری، با وجود برخی خلأهای عملی و میان رشته ای، از چنان انسجام فلسفی، ظرفیت تمدنی و توان نقد مکاتب رقیب برخوردار است که می تواند در برابر تهدیدهای بیرونی ایستادگی کند، از فرصت های محیطی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. بحث و نتیجه گیری: تحلیل راهبردی انسان شناسی استاد مطهری نشان می دهد که این منظومه، در عین برخورداری از بنیان های فلسفی و وحیانی استوار، واجد ظرفیت های تمدنی و تربیتی است که آن را از سطح یک نظریه انتزاعی فراتر می برد. بررسی پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی نشان داد که مطهری با تکیه بر جامع نگری، اصالت فطرت، عقلانیت توحیدی و طرح انسان کامل، توانسته است در برابر تهدیدهای معرفتی و فرهنگی جهان مدرن موضعی فعال، نقادانه و بازسازانه اتخاذ کند. در عین حال، تحلیل سوات آشکار کرد که این منظومه در برخی حوزه ها، به ویژه در سطح عملی و میان رشته ای، نیازمند توسعه و بازخوانی است. تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، کم توجهی به انسان انضمامی و فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف هایی اند که می توانند با بهره گیری از فرصت های بیرونی، به ویژه گرایش جهانی به معنویت، مطالبه برای تربیت کرامت محور و گشودگی علمی به فلسفه های تطبیقی، اصلاح و تکمیل شوند. نتایج مدل اسپیس نیز نشان داد که جهت گیری کلان انسان شناسی مطهری در ربع تهاجمی قرار می گیرد؛ به این معنا که قوت های نظری و تمدنی این منظومه به اندازه ای نیرومند است که می تواند فرصت های بیرونی را فعال و تهدیدهای محیطی را خنثی کند. باوجوداین، در سطح مواجهه با تهدیدها، راهبرد رقابتی  (ST)و در سطح عملی، راهبرد محافظه کارانه (WO) نیز معنا و کارکرد دارند. در مجموع، انسان شناسی مطهری الگویی است که هم توان ایستادگی در برابر بحران های انسان مدرن را دارد، هم قابلیت بهره گیری از فرصت های معرفتی و تمدنی را، و هم ظرفیت آن را که در مسیر تحول علوم انسانی، نقش آفرینی کند. این پژوهش نشان می دهد که بازخوانی راهبردی اندیشه مطهری می تواند افق های تازه ای برای طراحی الگوهای تربیتی، تمدنی و توحیدمحور بگشاید. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه حمایت مالی، کمک پژوهشی یا پشتیبانی از سوی اشخاص ثالث اعم از نهادهای دولتی، تجاری یا بنیادهای خصوصی دریافت نکرده اند. همچنین، هیچ اختراع، طرح ثبت شده یا پرونده داوری مرتبط با این اثر در حال انجام نیست. این پژوهش فاقد هرگونه جنبه مرتبط با حیوانات آزمایشگاهی یا بیماری های خاص انسانی بوده و بنابراین، نیازمند اعلام یا تأیید اخلاق نشر نیست.
۲.

سناریوهای آیندۀ علوم انسانی اسلامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی آینده نگاری آینده علوم انسانی اسلامی پایان علوم انسانی جنگ ابری ایمنی گله ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
لازمه برنامه ریزی هوشمندانه برای آینده دانش های انسانی، داشتن تصویری از چگونگی شکل گیری ویژگی های آنها در دنیای آینده است؛ بدون توجه به تغییراتی که در آینده به وقوع خواهد پیوست، برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها حتی در صورتی که کاملا دقیق و اصولی باشد متناسب با شرایط گذشته و حال است و نمی تواند برای شرایط آینده از کارآیی و اثربخشی لازم برخوردار باشد، برای مواجهه با آینده ای مبهم و چندگانه نیازمند « برنامه ریزی پابرجا» هستیم که مبتنی بر شرایط آینده تدوین شده باشد و با وقوع اتفاقات جدید پایدار و تاب آوری خود را از دست ندهد. علوم انسانی اسلامی از چند جهت در معرض تغییرات زمانه است؛ اولا موضوعاتی که در این دانش مورد بحث قرار می گیرد متناسب با شرایط زمان، مساله های روز و سؤالاتی که پرسیده می شود تغییر می کد؛ ثانیا روش های به کار رفته در علوم انسانی اسلامی بدون نسبت با تحولات روش شناسی در سایر علوم نیست. از سوی دیگر باید به تحولاتی که در بکارگیری نشر توزیع علم و دستاوردهای آن اتفاق می افتد، اشاره کرد.علوم انسان اسلامی را می توان از منظر جهانی و از منظر کشور ایران اسلامی، مورد بحث قرار داد و آینده نگاری های متفاوتی را این دو رویکرد طلب خواهند کرد که این نگاشته بر روی آینده پژوهی در ایران اسلامی متمرکز شده است و روندهای جهانی شدن علوم و حرکت پرشتاب علوم به سمت دانش های انسانی را تنها به عنوان تأثیرات کلان محیط دانش محسوب خواهد کرد. این مقاله می کوشد تا با بررسی کلان روندهای گذشته علوم انسانی اسلامی در ایران، تحلیل واقع بینانه ای از وضعیت موجود این دانش در ایران ارائه داده و در پرتو پیشران های آینده وضعیت این دانش را در چهار سناریو « پایان علوم انسانی و جنگ در فضای ابری»، « ایمنی گله ای و استراتژی های تدافعی»، « تخصص گرایی» و « عمومی سازی دانش اسلامی» مورد بررسی قرار می دهد.
۳.

مفهوم سازی های قرآنی در روش شناسی تفسیری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش شناسی تفسیر قرآن رهبری مفهوم سازی قرآنی زبان شناسی شناختی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن آیت الله خامنه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۱۹۷
ادعای اصلی زبان شناسی شناختی بر این است که معنا، همان مفهوم سازی است. مراد از مفهوم سازی، پردازش اطلاعات می باشد. در مفهوم سازی یک قلمرو مفهومی را برحسب قلمرو مفهومی دیگر می فهمیم. عوامل زیادی بر یک مفهوم سازی در حوزه زبان شناسی شناختی اثرگذار است که از آن جمله می توان به چهار تکنیک کلی  توجه/ چشم گیری، داوری و مقایسه، چشم انداز/ موقعیت مندی و ترکیب اشاره کرد. آیت الله خامنه ای در روش تفسیری خود از این روش بسیار استفاده کرده اند. این مقاله می کوشد تا با روش تحلیلی و مبتنی بر آثار منتشره از ایشان و به طور خاص کتاب های منتشره، عوامل مختلف مفهوم سازی را استخراج کند. در توجه و چشم گیری با تکیه بر نگاه کانونی بر توحید و نفی طاغوت و قدرت گرایی، از حمل و توسعه معنایی کفر و شرک در قلمرو اجتماعی سیاسی به وجه پویایی استفاده کرده است. از سوی دیگر داوری و مقایسه خود توسط مقوله بندی ها، استعاره ها و زمینه ها، نظریات تفسیری را قوام می بخشد. مقوله بندی در ذیل «ائمه کفر» و «ائمه دین»، «ملت و حکومت» و «ترس و انحطاط» ازجمله موارد مقایسه ای روش ایشان است. شاهکار مفهوم سازی وی، استفاده از استعاره های ساختاری (راه، استحکام، وضوح، موسمی، قایق، آهن ربا، تجارت، غربال، گره) استعاره وجودی (حرکت بخشی، زایش ایمان، گشودگی، مربی) استعاره جهتی (قله، عمق) می باشد. این مسأله خود چشم اندازها و موقعیت مندی و دیدگاه مسلط و همچنین شاخص های بی شماری را مطرح کرد و امور درونی بسیاری را از ذهنیت خارج نموده و به امر بیرونی و عینی تبدیل کرده است. این موضوع خود از نوعی قالب گیری ساختاری و جریان سازی پویانیرویی در روش شناسی ایشان تبدیل شده است. این مقاله کوشیده تا با تشکیل شبکه روابط علّی مفهوم سازی از منظر آیت الله خامنه ای، نظریه عام شناختی ایشان را استخراج کند.
۴.

Outlines of Speech Acts in the Contemporary Science of Osul-e Feqh

کلیدواژه‌ها: philosophy of conventional language Speech Acts principles of jurisprudence Searle Mohaghegh Esfahani Shahid Sadr Supreme Leader

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
The philosophy of conventional language and its central signifier, i.e. speech acts, enjoy some general characteristics such as "language as act", "social determination of meaning", "construction of social reality", "methods of linguistic philosophy", "attributive meaning", "phenomenon of the use and application of meaning", and "totalism and reliance on rules". On the other hand, the science of principles of jurisprudence, which has the main contribution to the inference and exploration of Sharia rulings, has also benefited from these elements during its historical milestones. In this article, an attempt has been made to identify the main elements of conventional language philosophy and speech acts in the science of contemporary principles of jurisprudence by means of comparative, analytical and possibly ijtihad methods and based on a study that takes place at three historical points. First, the theory of credibility of Mohaghegh Esfahani and its continuation in the view of Allameh Tabatabai is examined, and then we will try to examine the possibilities in the theory of Shahid Sadr as a speech act; and in the end, in the outline of the Islamic thought of the Supreme Leader and Imam Khomeini, the article deals with a kind of speech act that has provided the root of the Islamic revolution and a kind of social reality.
۵.

مبانی معناشناختی تعین معنای متن از دیدگاه جان سرل و شهید صدر(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: جان سرل شهید صدر تعین معنا معناشناسی افعال گفتاری نظریه اجتماعی معنا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۴۶۳
تعین معنای متن یکی از مسائل مهم فلسفه زبان معاصر است. هرمنوتیک فلسفی در پاسخ به این مسئله، قائل به عدم تعین معنای متن شده است. عدم تعین معنای متن هسته مرکزی معناشناسی های جدید و حاکی از نوعی عدم قطعیت در فلسفه معاصر است. این مقاله می کوشد تا این مسئله را به دو سنت فلسفه تحلیلی زبان متعارف به نمایندگی جان سرل و علم اصول فقه به نمایندگی شهید سید محمد باقر صدر عرضه کند. جان سرل، با تکیه بر مبانی همچون: افعال گفتاری، حیث التفاتی فردی و حیث التفاتی جمعی و مبتنی بر قواعد قوام بخش اجتماعی معنای متن را متعین می داند. از سوی دیگر شهید صدر نیز با تکیه بر مبانی همچون: قرن اکید و تعین دورنی معنا، تعین استعمالی معنا، تعین مبتنی بر ظهور معنا، تعین سیستمی و اجتماعی معنا، معنای حاصله از متن را متعین می داند. از این رو در این مقاله کوشیده ایم ضمن مقایسه دیدگاه این دو فیلسوف معاصر، نقاط اشتراک و افتراق معناشناختی دو متفکر را مورد بررسی قرار داده و راه را برای شکل گیری دانش های میان رشته ای میان فلسفه تحلیلی و علم اصول فقه بگشاییم.
۶.

عدم امکان فهم از دیدگاه میرزای قمی و گادامر (مطالعه تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امکان معرفت انسداد باب علم انسداد باب علمی هرمنوتیک اصول فقه مقصودین بالإفهام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۵۰۰
سمت وسوی مطالعات تفسیری و زبان شناختی در عصر حاضر و به خصوص پس از چرخش زبان شناختی، با سنت گذشته زبان شناسی در دانش های همگن همچون اصول فقه و هرمنوتیک کلاسیک، تفاوت هایی پیدا کرده است. در این مقاله با نگاه تطبیقی، مسئله «عدم امکان معرفت» به متون مقدس در دانش هرمنوتیک فلسفی (از زاویه دید گادامر) و علم اصول (از زاویه دید میرزای قمی) با تأکید بر مسئله انسداد باب علم و معرفت بررسی شده است. در علم اصول با زوایه دید پیش گفته، با تأکید بر «قطع به خطابات قرآن برای صورت حضور در زمان نزول»، «عدم شباهت قرآن به نوشتارهای بشری»، «عدم تکلیف به مالایطاق»، «دور و قوس ظنون» و «تعین معنای مراد، نه تعین ظواهر کتاب» امکان علم و معرفت به قرآن را  مورد شبهه قرار داده اند؛ از سوی دیگر در دانش هرمنوتیک فلسفی با ارائه دلایلی همچون «دخالت پیش فرض ها»، «فاصله زمانی دازاین»، «فهم مؤلف متن»، «بازسازی گذشته و تجربه هرمنوتیکی»، «دور هرمنوتیکی و امتزاج افق ها»، «اصل اطلاق» و «جدانبودن فهم از زبان» به گونه دیگری امکان معرفت را رد کرده اند. این مقاله کوشیده است در نگاهی سیستمی و نظام شناسانه، مبانی و علل این انکار را در سه حیطه «معناشناختی»، «عقلی فلسفی (هستی شناختی، معرفت شناختی، روش شناختی)» و «تاریخی و زمینه شناختی» داوری و ارزیابی کند.
۷.

ظرفیت روش شناسی بنیادین در بازخوانی انتقادی روش شناسی متکلمان مسلمان در پاسخ به مسئله تحول انواع داروین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش شناسی بنیادین کاربردی سیستمالوژی تحول انواع متکلمان مسلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۵۰۷
در روش شناسی بنیادین، مبادی هستی شناختی،روش شناختی، معرفت شناختی،ارزش شناختی و... مورد بررسی قرار می گیرند. در این مقاله ابتدا، پاسخ دوازده تن از متکلمین اسلامی به نظریه داروین بررسی شده، سپس مسئله اصلی این مقاله، که ظرفیت و مزایای روش شناسی بنیادین است، با دو روش شناسی عمده دیگر یعنی « روش شناسی ایان باربور» و « روش شناسی احد فرامرز قراملکی» با روش کتابخانه ای و تحلیلی، مقایسه شده اند. یافته مهم این روش شناسی نسبت به دو روش شناسی دیگر « جامعیت»، «شفافیت»، « دوری از تأویل گرایی»، « دوری از تقلیل گرایی» و زمینه سازی برای ایجاد یک « سیستم شناخت» و « پیش بینی جهت شناخت و تولید علم» است که می تواند در جای گذاری مبانی الهی به جای الحادی در نظریه تحول انواع داروین به کار آید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان