مدل یابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی: نقش میانجی تنظیم هیجان
منبع:
مشاوره توانبخشی سال اول زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
307 - 317
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: همزمان با گسترش رفتارهای اعتیادی نوپدید و افزایش مصرف مواد و الکل بین جوانان، توجه به سازوکارهای روان شناختی زیربنایی این رفتارها بیش از پیش اهمیت یافته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدل یابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی با نقش میانجی تنظیم هیجان در دانشجویان بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه ملایر در سال تحصیلی 1404-1405 بود که نمونه مورد پژوهش به تعداد 250 نفر و به شیوه در دسترس از بین آنها انتخاب شده و به ابزار پژوهش شامل پرسشنامه گرایش به مصرف الکل شیخ (1393)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) پاسخ دادند. داده های گردآوری شده در نرم افزار SPSS نسخه 26 وارد شدند. همچنین برای آزمون مدل مفهومی پژوهش و بررسی اثر مستقیم مصرف الکل بر اعتیاد به فضای مجازی و نیز اثر غیرمستقیم آن از طریق تنظیم هیجان، از تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد دشواری در تنظیم هیجان (0/28=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت؛ اعتیاد به فضای مجازی والدین (0/34=β) اثر مستقیم و معنادار بر دشواری در تنظیم هیجان داشت. اعتیاد به فضای مجازی (0/30-=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت همچنین نتایج نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین گرایش به الکل و اعتیاد به فضای مجازی (0/098=β) نقش میانجی داشت (0/05>p).
نتیجه گیری: این نتایج از چارچوب های فراتشخیصی در آسیب شناسی اعتیاد حمایت می کند که بر نقش فرایندهای هیجانی به عنوان حلقه واسط میان آسیب پذیری های فردی و بروز رفتارهای اعتیادی تأکید دارند. بنابراین، مداخلات پیشگیرانه و درمانی متمرکز بر بهبود مهارت های تنظیم هیجان می توانند در کاهش همزمان گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی مؤثر باشند.