رفتارشناسی شخصیت های داستان رستم و سهراب بر پایه تئوری انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۷
206-229
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل روان شناختی رفتار شخصیت های تأتیر گذار داستان رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی، مبتنی بر چارچوب نظریه انتخاب ویلیام گلسر، به روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش محوری مقاله آن است که چگونه می توان با تکیه بر مؤلفه های کلیدی تئوری انتخاب (نیازهای اساسی، مسئولیت پذیری، واقعیت گرایی و ماشین رفتار)، خوانشی نظام مند از کنش های مؤثر و نامؤثر شخصیت های این روایت ارائه داد؟ یافته ها نشان می دهد که رفتار شخصیت ها در چارچوب پنج نیاز بنیادین ویلیام گلسر (بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح) شکل می گیرد و تضاد میان «واقعیت بیرونی» و «ادراک ذهنی» آنان، به ویژه در شخصیت سهراب، به عنوان محرک اصلی انتخاب های تراژیک عمل می کند. همچنین، مسئولیت گریزی رستم در افشای هویت واقعی خود، نقشی کلیدی در تقابل میان «کنترل درونی» و «کنترل بیرونی» ایفا می کند که به گسست ارتباط مؤثر و فاجعه بار داستان می انجامد. در پایان این مقاله به این نتیجه می رسد که فقدان توازن در ارضای نیازهای اساسی و واکنش ناکارآمد به واقعیت، انتخاب های شخصیت ها را به سمت سرنوشتی تراژیک سوق می دهد که منجر به فاجعه می گردد. این مطالعه نه تنها ظرفیت نظریه های روان شناسی را در تحلیل متون حماسی تأیید می کند، بلکه الگویی برای بررسی تعامل «اختیار» و «مسئولیت پذیری» در ادبیات کلاسیک ارائه می دهد.