بیتا نصراللهی

بیتا نصراللهی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهنی سازی و رفتار درمانی عقلانی–هیجانی بر آشفتگی زناشویی، رفتار دلبستگی و رشد پس از سانحه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
زمینه: خیانت زناشویی از جمله تجربیات آسیب زاست که می تواند به آشفتگی زناشویی، ناامنی دلبستگی و اختلال در رشد پس از سانحه بینجامد. اگرچه مداخلاتی مانند رفتار درمانی عقلانی-هیجانی و آموزش مبتنی بر ذهنی سازی در کاهش مشکلات روانشناختی مؤثر بوده اند، اما مقایسه اثربخشی این دو رویکرد بر متغیرهای مذکور در زنان آسیب دیده از خیانت، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهنی سازی و رفتار درمانی عقلانی–هیجانی بر آشفتگی زناشویی، رفتار دلبستگی و رشد پس از سانحه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی زنان قربانی خیانت زناشویی در شهر تهران در سال 1402 بود که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 45 نفر در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انتخاب شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه آشفتگی زناشویی (ویسمن و همکاران، ۲۰۰۹)، پرسشنامه رفتار دلبستگی (سندبرگ و همکاران، 2012) و پرسشنامه رشد پس از سانحه (تدسچی و کالون، 1996) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS27 و روش تحلیل کواریانس چند متغیره انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که هر دو گروه درمانی، تأثیر معناداری بر روی آشفتگی زناشویی، رفتار دلبستگی و رشد پس از سانحه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی داشتند (05/0 >P). همچنین پس از مقایسه مشخص شده که اثربخشی رفتار درمانی عقلانی– هیجانی در متغیرهای آشفتگی زناشویی و رفتار دلبستگی بیشتر از روش مبتنی بر ذهنی سازی بود (05/0 >P). همچنین اثربخشی روش مبتنی بر ذهنی سازی در متغیر رشد پس از سانحه، بیشتر از رفتار درمانی عقلانی–هیجانی بود (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند در مراکز مشاوره و درمان زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی برای درمان آشفتگی زناشویی، رفتار دلبستگی رشد پس از سانحه مورد استفاده قرار گیرد. همچنین برگزاری کارگاه هایی برای ارتقای توانمندی روانشناسان و مشاوران توصیه می شود.
۴۲.

تبیین روابط علی بین سبک های دلبستگی و قلدری سایبری براساس نقش میانجی گر صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی صفات تاریک شخصیت در رابطه بین سبک های دلبستگی و قلدری سایبری در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای نمونه ای به تعداد 400 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری (CBVEQ، آنتونیادو و همکاران، 2016)، مقیاس تجدید نظر شده دلبستگی بزرگسال (RAAS، کالینز و رید، 1990) و مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا به صورت مستقیم قادر به پیش بینی قلدری سایبری بودند (۰01/۰p‹). همچنین سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا توانستند به صورت غیرمستقیم و از طریق صفات تاریک شخصیت، قلدری سایبری را پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک های دلبستگی با توجه به نقش مهم صفات تاریک شخصیت می توانند تبیین کننده قلدری سایبری در کاربران نوجوان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش قلدری سایبری ضروری است.
۴۳.

The Relationship Between Self-Compassion and Self-Efficacy with the Mediating Role of Metacognition in Middle-Aged Single Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
Middle-aged single women, as a growing demographic group, face unique psychological and social challenges. Identifying factors that influence psychological well-being and effectiveness in this population is therefore essential. The aim of the present study was to examine the relationship between self-compassion and self-efficacy, with metacognition as a mediating variable, in single women aged 40 to 65 years. This study employed a descriptive–correlational design within the framework of developmental research. Data were collected in 2025 from 225 middle-aged single women residing in Tehran using convenience sampling. The instruments included the Self-Compassion Scale, the General Self-Efficacy Scale, and the Metacognitions Questionnaire. Data analysis was conducted using structural equation modeling with SPSS version 26 and LISREL version 8. After confirming the measurement model, structural modeling was used to examine the direct and indirect relationships among the variables. The findings indicated that self-compassion was positively and significantly related to both metacognition and self-efficacy. In addition, metacognition significantly predicted self-efficacy, and its mediating role in the relationship between self-compassion and self-efficacy was confirmed ( p < 0.01). Self-compassion may contribute to enhanced resilience and a greater sense of competence—and, consequently, higher self-efficacy—by improving mindfulness as a component of metacognition. The results underscore the importance of cognitive and personality factors, particularly metacognition and self-compassion, in the design of psychological interventions to enhance self-efficacy among middle-aged single women.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان