نسبت شناخت شناسی با ارزش شناسی در تسلای فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
117 - 137
حوزههای تخصصی:
در رساله تسلّای فلسفه با سه «چه» مواجه هستیم: 1. چه هستیم؟ 2. از خود چه داریم؟ 3. در پی چه باید باشیم؟ این سه سؤال و پاسخ آنها «شناخت شناسی» در تسلای فلسفه است؛ و غایت طرح این سه سؤال و پاسخ به آنها «ارزش شناسی» در این رساله هستند. ساحت انسان گرایانه این رساله و چرایی و چگونگی تسلّابخشی فلسفه در شرایطی که بوئثیوس در انتظار اعدام، نه چیزی برای از دست دادن و نه فرصتی برای به دست آوردن داشت، موجب شد تا سه مسئله به روش تحلیلی _توصیفی مورد واکاوی قرار گیرند: 1. آیا بوئثیوس در این رساله «شناخت» را ممکن می داند؟ 2. این شناخت از چه نوعی و چگونه است؟ 3. ضرورت و غایت پرداختن به این شناخت شناسی چیست؟ بوئثیوس در تسلّای فلسفه نوعی شناخت شناسی با توجه به مبدأ و مقصد ارائه می دهد که در آن «خودآگاهی» حدّ تمیّز انسان با دیگر چیزها قلمداد می شود. از نظر او هر چیزی از این جهت ارزشمند است که غایتمند باشد و غایت فعل انسان خداوند است تا انسان خداگونه شود. از آن جایی که ارزش شناسی در رأی بوئثیوس با مفاهیمی همچون خیر و سعادت در ارتباط است، ارزش در این رساله از نوع «اخلاقی» است. در این رساله، فلسفه به انسان می آموزد که چگونه با فعل خود می تواند با خداوند در عالی ترین مرتبه شناخت نسبت پیدا کند و به این درک عالی برسد.