ناصرقلی سارلی

ناصرقلی سارلی

مدرک تحصیلی: دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۷ مورد از کل ۲۷ مورد.
۲۱.

تصویر شعری و عناصر سازنده آن در شعر نیمایی انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایدئولوژی تصویر صور خیال شعر نیمایی شعر انقلاب شعر جنگ

تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۸۸
انقلاب اسلامی ایران، دگرگونی های ژرفی در بنیان های جامعه ایجاد کرد. از جمله این دگرگونی ها، تحولاتی بود که در ساختارها و هنجارهای ادبی شکل گرفت و شعر را به قلمروهای جدیدی وارد کرد. شاعران انقلاب تمام ظرفیت ها و قالب های شعر فارسی ازجمله قالب شعر نیمایی را به خدمت اندیشه های انقلابی درآوردند. شعر نیمایی هرچند پس از انقلاب تحت الشعاع رجعت شعرای انقلابی به قالب های کلاسیک قرار گرفت، اما شاعران انقلابی ای نیز بودند که به سرایش در این قالب پرداختند. پرسش این پژوهش آن است که با توجه به تغییر نگرش شاعران انقلابی، چه تحولاتی در صور خیال و عناصر سازنده تصاویر در شعر نیمایی پس از انقلاب به وجود آمد؛ از این رو، در این مقاله کوشش شده تا اَشکال این تحولات در شعر نو انقلاب بررسی شود. بر این اساس، ویژگی های صور خیال و عناصر سازنده تصویر در شعر شاعران نیمایی سرای انقلاب اسلامی بررسی شده و در پایان مشخص گردیده که صراحت و حال وهوای انقلابی موجب کاهش بسامد صور خیال و درعین حال سادگی و شفافیت آن ها شده است. عناصر سازنده تصویر در این شعرها نیز عمدتاً برگرفته از ایدئولوژی انقلاب و فضای جنگ است.  
۲۲.

بررسی نقش ساختار و محتوای گفت وگو در داستان سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فردوسی داستان سیاوش شخصیت گفت وگو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۵۲
موضوع مقاله حاضر، بررسی و تحلیل عنصر داستانی گفت وگو، در داستان سیاوش است. این داستان با گفت وگوی طوس و گیو که مادر سیاوش را یافته اند، آغاز می شود و با گفت وگوی سیاوش با پیلسم برادر پیران که از او می خواهد پیامش را به پیران رساند، پایان می پذیرد. بنابراین داستان سیاوش اساساً گفت و گو محور است و تمام اطلاعاتی که قرار است داستان در اختیار خواننده بگذارد، از طریق گفت و گو به وی انتقال می یابد، گذشته از این گفت وگو، در پیوند با عنصرهای دیگر داستان، کارکردهای متفاوت خود را آشکار می کند. فردوسی با بهره گیری از آن، شخصیت های داستان را توصیف و معرفی می کند. کنش های داستانی و درگیری ها و کشمکش ها را نشان می دهد، اندیشه های آرمانگرایانه خویش را به گونه ای غیر مستقیم در اختیار مخاطب می گذارد. پدیده های ذهنی را عینی می کند، به مساله روان شناختی پیوند ذهنی و زبان اشاره کرده، در عمل نشان می دهد که در بررسی داستان نمی توان و نباید کارکردهای گفت و گو را از قلم انداخت. داده های این پژوهش از رهگذر مطالعات کتاب خانه ای فراهم آمده و پس از دسته بندی با بهره گیری از روش تحلیلی توصیف شده است. این پژوهش بیش از هر چیز نشان می دهد که فردوسی، در جایگاه داستان سرا، نه تنها عناصر داستان را می شناسد، بلکه بیش از آن از نحوه کارکرد آن ها آگاهی دارد.
۲۳.

واسازی و فرارفتن از تقابل های دوگانی در متون اهل تصوف (شواهد از کتاب های نثر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تقابل دوگانی واسازی زبان اهل تصوف زبان قرآن/زبان دین نثر فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۱۹۶
پژوهشگران عرفان و تصوف اسلامی شکل گیری زبان تصوف و گفتمان عرفانی را از جنبه های بسیار مهم تاریخ تصوف شمرده اند؛ به ویژه تمایز تدریجی زبان تصوف از زبان دین و تبدیل آن به گفتمانی مستقل موضوع پژوهش های ارزشمندی بوده است. پژوهشگران نشان داده اند که تجربه عرفانی و تفسیر قرآنی ابتدا از هم جدایی ناپذیر بوده اند و زبان تجربه عرفانی صرفاً از واژگان قرآنی بهره می برده است، اما به تدریج، تجربه عرفانی استقلال می پذیرد و از زبان قرآنی/زبان دین جدا می شود و زبانی خاصّ خود پدید می آورد. از ویژگی های واژگانی زبان قرآن/دین، بهره گیری از تقابل های دوگانی است. تقابل هایی چون بهشت/دوزخ، خیر/شر، دنیا/آخرت اساس آموزه های دینی و قرآنی را می سازند و در متون اهل تصوف نیز با بسامد بالا به کار می روند. کاربرد تقابل های دوگانی در متون اهل تصوف از تقابل های دوگانی دینی بسیار فراتر می رود و به ویژه در کتاب های تعلیمی تصوف، اصطلاحات جدید فراوانی برمبنای تقابل دوگانی شکل می گیرد. یکی از وجوه تمایز زبان تصوف، واسازی تقابل های دوگانی است. این واسازی هم در تقابل های دوگانی زبان دین و هم در تقابل های برساخته در زبان اهل تصوف اعمال می شود. این واسازی شکل ها و جنبه ها گوناگون و متفاوتی دارد و تحلیل آن می تواند ما را با خلاقانه ترین و نوآورانه ترین ابعاد جهان بینی و تجربه عرفانی صوفیان آشنا سازد. این ابداع زبانی که در نوبودن و یگانگی تجربه عرفانی ریشه دارد، نشانه اصالت آن تجربه است. در این پژوهش، واسازی و فرارفتن از تقابل های دوگانی را در یک پیکره از خلاقانه ترین سخنان اهل تصوف که از متون نثر فارسی فراهم آمده است بررسی کرده ایم. با تحلیل و طبقه بندی شکل های گوناگون این واسازی و فرارفتن نشان داده ایم چگونه این ویژگی، به زبان اهل تصوف نوعی خصوصیت شعری و هنری می بخشد و آن را در جایگاهی کاملاً متمایز نسبت به متون دینی و زبان اهل شریعت قرار می دهد. فرارفتن از تقابل های دوگانی با ویژگی پارادوکسی زبان اهل تصوف ارتباط نزدیکی دارد و امکان بیان تجربه های پیچیده تری را برای اهل تصوف فراهم می آورد.
۲۴.

کران بندی اصطلاح روایت جمعی: مطالعه نقش عامل روایی در انگاشت های اشتراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت جمعی ما-روایت عامل روایت جمعی کانونی سازی سوژه جمعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۴۷
با وجود اقبال جهانی به شیوه روایت جمعی که پس از پدیده چرخش روایی سیری پرشتاب یافته است، این گونه روایت در ایران به لحاظ تبیین نظری چندان مورد توجه قرار نگرفته است. خصوصاً در حوزه ادبیات علی رغم تعدّد نمونه های داستانی، مطالعات منسجم در حوزه این شکل روایی انگشت شمارند. این پژوهش بر اساس روش پساسنَت گرایانه در روایت شناسی قصد دارد با رویکردی التقاطی در وهله نخست، با بهره گیری از دیدگاه فلسفه ذهن و عمل، چیستی و حدود این شیوه را بازنمایاند و پس از آن تلاش می کند ضمن نشان دادن اَشکال متفاوت این شیوه روایی، ملاک هایی برای فاصله گذاری میان گونه های روایت معرّفی کند. نتیجه حاصل شده این است که تفاوت اوّلیه شکل های روایت جمعی در گرو کانون روایتگری است؛ کانون روایتگری می تواند خط فارق انواع روایت هایی که جمعی خوانده می شوند در مقابل روایت های دارای عامل روایت جمعی (به صورت مشخّص، ما-روایت ها) باشد. در نگاهِ ثانویه، گونه هایی که این پژوهش بر آن متمرکز هستند یعنی ما-روایت ها بر اساس دیدگاه روایی از یک دیگر متمایز می شوند. دیدگاه روایی معیّن کننده حدود دسترسی/عدم دسترسی به ذهن شخصیّت ها است و در نتیجه سطح وحدت صداهای تشکیل دهنده در روایت ما را تعیین می کند. در نهایت سعی شده است با طبقه بندی پیشنهادی برای سطوح مختلف ما-روایت بر اساس میزان برجسته سازی شخصیّت های تشکیل دهنده ما-راوی، افق روشنی از بافتار روایت جمعی با عامل روایی ضمیر اوّل شخص جمع نشان داده شود.
۲۵.

مطالعه ی اسلوب های اقتباسی سه نمایشنامه ی شکرخدا گودرزی از متون کهن غیر داستانی برای نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسلوب های اقتباس تعاملی گفتنی متون غیرداستانی کهن نشان دادنی نمایشنامه نوجوانان ویژگی رسانه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
مطالعه ی اسلوب های اقتباسی سه نمایشنامه ی شکرخدا گودرزی از متون کهن غیرداستانی برای نوجوانان   چکیده اقتباس یکی از روش های رایج در خلق آثار هنری، ادبی و نمایشی برای کودکان و نوجوانان است. یکی از منابع غنی برای اقتباس در زبان فارسی، متون کهن غیرداستانی است. شناخت اسلوب های اقتباس و تحلیل آثار نمایشی اقتباسی برمبنای این اسلوب ها می تواند در شناخت هنر نمایشی و کارکردهای روایی نمایش های اقتباسی یاریگر باشد. این جستار با روش تحلیلی توصیفی و با درنظرگرفتن تعاریف اقتباس و انواع آن و نیز باتوجه به ویژگی های رسانه ها از دید لیندا هاچن انجام شده است. با کاربست دیدگاه های نظری در تحلیل سه نمایشنامه ی «خواجه نظام الملک»، «خواجه نصیرالدین» و «سهروردی» نوشته ی شکرخدا گودرزی به این نتیجه رسیدیم که گودرزی از روش ها و تمهیدات هنری گوناگونی مانند کاربرد انواع اقتباس، ایجاد طرح و ساختار نمایشی در متون غیرداستانی، تغییر محتوا، زبان، لحن و موضوعات و ایجاد انواع ریتم در زبان و صحنه ها، حذف و افزودن شخصیت های جدید و تخیّلی به نمایش، کاربرد اشعار و تصنیف های ادب عامه بهره برده است. هریک از این روش ها و تمهیدات در روایت نمایش کارکردهایی زیبایی شناختی و هنری دارند و باعث جذابیت نمایش می شوند. نگارندگان این مقاله معتقدند که هرسه نمایشنامه ی اقتباسی بررسی شده، هم زمان دارای هر سه وجه اقتباسی گفتنی، نشان دادنی و تعاملی هستند و به تناوب از هر سه وجه برای روایت نمایش بهره می گیرند.        
۲۶.

افعال آینده در گذشته در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دستور زبان فعل فعل معین فعل وجهی زمان آینده در گذشته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
نویسندگان مقاله حاضر پس از بررسی مسئله زمان در افعال فارسی، به بازنگری کارکرد افعال معین و افعال وجهی می پردازند ونشان می دهند که تعداد افعال معین در زبان فارسی بیشتر از آن چیزی است که در کتب دستور آمده است. بنابراین با طرح و نقد اقوال نویسندگان دستور زبان در این باره، تمایز این دو نوع فعل را رد و شباهت های آن ها را در زبان بیان می کنند و نشان می دهند که افعال وجهی و معین کارکرد همسانی دارند؛ سپس با معرفی فعل «خواست» به عنوان فعل معین (و نه فعل وجهی) در افعالی نظیر «خواست برود و می خواست برود و ...»، وجود زمان «آینده در گذشته» را در زبان فارسی مطرح می سازند و آن را با زمانی به همین نام در زبان انگلیسی مورد مقایسه قرار می دهند. نویسندگان اعتقاد دارند که زمان «آینده در گذشته» یکی از زمان های موجود در زبان فارسی است و در ترکیب با زمان های دیگر نیز می تواند زمان های جدیدی را در زیرمجموعه خود به وجود آورد.  
۲۷.

از رویداد تاریخی تا روایت ادبی خوانش رواییِ رویداد تاریخی «استخلاص بخارا» در تاریخ جهانگشا با استفاده از نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاریخ جهانگشا جوینی استخلاص بخارا روایت گزارش تاریخی آفرینش ادبی دیوید هرمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
رویداد تاریخی استخلاص بخارا از آن دسته رویدادهای پراهمیتی است که مورّخان متعدد آن را ضبط کرده اند. ضبط این رویداد در تاریخ های گوناگون از تفاوت رویکردها و نوع نگاه مورّخان به موضوع تاریخ نگاری و شرح رویداد حکایت می کند. در برخی از این متون، روایات با تفصیل بیشتری همراه است و رویداد از حالت گزارش تاریخی خارج شده است. یکی از مورّخانی که با رویکردی فراتر از گزارش این رویداد را ثبت کرده، عطاملک جوینی، صاحب تاریخ جهانگشا، است. در تحلیل روایت جوینی، عوامل متعدد مخاطب را متقاعد می کند که او نه تنها با هدف ارائه گزارش، بلکه با چشم اندازی فراتر از آن رویدادها را ثبت و ضبط کرده است. در جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناسی، رویداد تاریخی استخلاص بخارا کاویده شد. تحلیل براساس نظریه چهارسطحیِ تحلیل روایت دیوید هرمن صورت گرفته است. این نظریه روایات را در چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی، و هم حسی بررسی می کند و میزان روایتمندی در رویداد را نشان می دهد. در سطح اول روایت جوینی (واقع شدگی)، موضع راوی در چهار چهره قابل تشخیص است؛ به بیان دیگر، جوینی هربار با قرارگرفتن در یکی از قالب های نگارنده (گزارشگر و یادآور) و بازگو (گزارشگر، پنددهنده) از شگردهایی بهره می گیرد که رویداد را از حالت گزارشگری خارج می کند و آفرینشی ادبی ترتیب می دهد. در سطح دوم (توالی رویدادها) نیز، جوینی با چینش رویدادها درقالب یک نظام علّی، آغاز و میانه و پایان روایت را که مستلزم پیرنگ روایی است به خوبی تنظیم می کند. جوینی در پرداخت این روایت، رویدادهای اصلی و فرعی را تنظیم کرده است. این تنظیم رویدادها و چینش دقیق به همراه توصیفات دقیق از زمان و مکان روایت، شیوه جوینی را در پرداخت سطح سوم روایت (جهان پردازی) روشن می کند. درنهایت نیز، در سطح چهارم روایت، جوینی با سه شیوه به خواننده حالت هم حسی القا می کند. باید در نظر داشت که القای این حالت در متون تاریخی کمتر حس می شود؛ این درحالی است که شیوه مورخان ایرانی در گزارش صرف نمی شود و هدفی موازی با آن در نظر دارند که می توان از آن با عنوان اصل تعلیم درجهت تأثیرگذاری بر مخاطب یاد کرد. جوینی در این سطح با اتخاذ سه شیوه متمایز، یعنی توصیف براعت استهلال گونه در آغاز روایت، ترکیب کلام با تصویر، و نقل اشعار و امثال درجهت دنبال کردن خط تعلیم، بر نظام احساسی مخاطب اثر می گذارد و احساس را به ادراک تبدیل می کند. درنهایت، از این فرآیند اندیشه ای مرکزی در مخاطبان ایجاد می شود. این فرآیند به ایجاد یکی از عناصر مهم روایتمندی منتهی می شود که به معنای گذر از سطح گزارش صرف و رسیدن به سطحی از آفرینش ادبی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان