ارزیابیِ تلاشِ هایدگر در انحلالِ منطقِ درونیِ کوگیتو به مثابه نقطه عزیمتِ پرسشِ وجود(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
147 - 174
حوزههای تخصصی:
در طلیعه فلسفه مدرن، دکارت با طرحِ مسئله کوگیتو (می اندیشم پس هستم)، جهان را دست کم به طور موقت، تعلیق می کند، اما هایدگر با موضع گیری در برابر سوژه اندیشنده دکارتی، در تحلیل های خود، مفهومی به نام دازاین را مطرح می کند و اساساً نحوه بودنِ آن را در-جهان-بودن می داند و بدین گونه، می کوشد منطقِ کوگیتو را منحل نماید. هدفِ این نوشتار، ارزیابیِ نحوه تحلیلِ هایدگر از کوگیتو دکارت و تلاش او در راستای واژگون ساختنِ منطقِ درونیِ آن است که راه را برای آغاز پرسش وجود باز می کند؛ منطقی که جوهر اندیشنده یا انسان را به عنوان ساحتی درونی و ذهنی از ساحت عینیِ جهان جدا می کند. هایدگر می خواهد این مرزبندیِ دوگانه درون و بیرون را به نحو بنیادین از موضوعیت ساقط کند. نویسندگان در این نوشتار نشان خواهند داد که هایدگر از رهگذر خوانش یادشده، اساساً می تواند ایده اصلیِ خود، یعنی پرسشِ وجود را دنبال نماید.