رابطه بین سواد رسانه ای با مهارت حل مسئله و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
122 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین سواد رسانه ای با مهارت های حل مسئله و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه تبریز است. روش پژوهش : روش تحقیق پیمایشی، بر اساس هدف تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آم اری ای ن پژوهش را دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 99-98 را تشکیل می دهند که تعداد کل آن ها 17181 نفر می باشد که از بین آن ها 380 نفر از طریق فرمول کوکران انتخاب شده اند. به منظور انتخاب شرکت کنندگان در پژوهش از روش نمونه گی ری خوش ه ای تص ادف ی استفاده شده است. در این پژوهش به منظور بررسی فرضیه های مطرح شده و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از ابزار حل مسئله هپنر و پیترسون (1982)، برای اندازه گیری سواد رسانه ای از پرسشنامه پاتر (1391)؛ به نقل از فلسفی، (1391) و برای سنجش گرایش های تفکر انتقادی، از مقیاس تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاسیونه و فاسیونه، 1992) استفاده شده است. اطلاعات تحقیق از طریق نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج تحقیق، بین سواد رسانه ای با متغیرهای مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. بین جنس و سواد رسانه ای تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان سواد رسانه ای در بیین دانشجویان دختر بالاتر از دانشجویان پسر است. بین رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و محل سکونت تفاوت معنی داری وجود ندارد. براساس تحلیل رگرسیون، ضریب همبستگی چندگانه بین متغیرها 0/523 برآورد شده است، مقدار ضریب تبیین برابر با 0/389 و ضریب تبیین تصحیح شده 0/355 می باشد. بدین معنا که 35/5 درصد از کل تغییرات متغیر سواد رسانه ای به وسیله 5 متغیر باقی مانده در مدل رگرسیونی که شامل متغیرهای جنس، سن، وضعیت تاهل، تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله می باشد، تبیین می شود. نتیجه گیری : با توجه به یافته های بدست آمده می توان با آموزش سواد رسانه ای مهارت حل مساله و تفکر انتقادی را در دانشجویان افزایش داد.