حامد دهقانان

حامد دهقانان

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبائی- تهران- ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۲ مورد از کل ۸۲ مورد.
۸۱.

اولویت بندی برنامه های توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری با بهره گیری از روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مهارت ها و نیازهای توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری، به تلفیق روش دلفی سنتی (مبتنی بر دیدگاه های خبرگان) با قابلیت های روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخته است. در راستای ارائه یک الگوی نوآورانه در روش شناسی تحقیق، از ظرفیت تحلیل مدل های زبانی پیشرفته نظیر ChatGPT، DeepSeek، Perplexity، Microsoft Copilot و Gemini در کنار تجربه و قضاوت انسانی استفاده شده است. پژوهش از نوع کاربردی است، اما به دلیل تمرکز بر توسعه ابزارهای تحلیلی نوین، جنبه هایی از پژوهش های بنیادی را نیز در برمی گیرد. جامعه پژوهش شامل ۱۰ نفر از متخصصان منابع انسانی و پنج مدل زبانی هوش مصنوعی است. گردآوری داده ها با استفاده از روش دلفی انجام شده و برای افزایش اعتبار یافته ها، رویکرد زاویه بندی به کار رفته است. شایان ذکر است که برای طراحی پرسشنامه اولیه، علاوه بر مرور ادبیات، ۱۰۰ شرح شغلی و ۵۰ آگهی شغلی با استفاده از Python تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی توانایی بالایی در تحلیل دقیق و چندلایه مؤلفه ها دارد و داده هایی با دیدگاه های متنوع و چرخشی تولید می کند. این فرآیند در پنج مرحله طراحی شده که از نگارش هدفمند پرامپت ها آغاز و با اولویت بندی مؤلفه ها پایان می یابد. برای نخستین بار در ایران، این فرآیند به صورت ساختارمند در حوزه توسعه فردی و پژوهش های علمی اجرا شده و می تواند در ترکیب با دلفی انسانی، دقت تحلیل و کیفیت تصمیم سازی در مطالعات را به طور معناداری ارتقا دهد.
۸۲.

روش شناسی دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی: رویکردی نوین در زاویه بندی پژوهش های مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: هدف از این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی روش ترکیبی نوآورانه (هیبریدی) بر پایه تلفیق تکنیک دلفی کلاسیک و قابلیت های هوش مصنوعی است و به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از هم افزایی میان توانمندی های هوش مصنوعی و بینش انسانی، برای رفع نیازهای نوظهور پژوهشگران در حوزه تحقیق و توسعه بهره گرفت. در این راستا، پژوهش حاضر، نخستین پژوهش است که در ایران با محوریت دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی، به توسعه چارچوب روش شناختی نوین با تکیه بر مدل های زبانی پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع مطالعات آمیخته است که با هدف توسعه رویکردی نوین در حوزه پژوهش اجرا شده است. برای ارزیابی اعتبار این رویکرد، کاربرد آن در زمینه مربیگری بررسی شده است؛ از این رو، این مطالعه در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان انسانی و مدل های زبانی هوش مصنوعی بودند. در بخش کلاسیک، ۱۵ نفر از متخصصان حوزه منابع انسانی، مربیگری و توسعه فردی، به روش گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش مبتنی بر هوش مصنوعی نیز، سه مدل زبانی ChatGPT، Microsoft Copilot و Gemini با نظر متخصصان و ارزیابی تطبیقی برگزیده شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه و مطابق با اصول دلفی انجام شد. به منظور بررسی اعتبار داده ها، از رویکرد زاویه بندی شامل الگوریتم، محقق، داده و نظریه استفاده شد. همچنین، برای رسیدن به اشباع نظری در تعامل با مدل های زبانی، اقدام هایی مانند آموزش اولیه، بازبینی چندمرحله ای پاسخ ها و بهره گیری از قابلیت های به روزرسانی مدل ها صورت گرفت. در نهایت، به منظور سنجش هم راستایی و اختلاف میان دیدگاه های انسانی و نتایج مدل های هوش مصنوعی، از روش مقایسه میانگین زوجی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش، با بهره گیری از روش شناسی نوین تلفیقی، ترکیبی از دلفی کلاسیک و دلفی مبتنی بر مدل های زبانی هوش مصنوعی به کار گرفته شد تا ضمن معرفی روشی جدید در حوزه پژوهش، اولویت های توسعه فردی مدیران منابع انسانی شناسایی شود. در بخش کیفی، ارزیابی مؤلفه ها در سه دور دلفی کلاسیک، به اجماع قوی خبرگان با افزایش ضریب هماهنگی کندال منجر شد. در بخش کمّی، مقایسه دیدگاه های خبرگان انسانی و مدل های هوش مصنوعی با استفاده از مقایسه میانگین زوجی نشان داد که تفاوت معناداری میان دو رویکرد وجود ندارد و داده ها از پایداری و قابلیت اطمینان بالایی برخوردارند. یافته ها همچنین نشان می دهد که بهره گیری از هوش مصنوعی با پرامپت نویسی هدفمند و تحلیل چرخشی، ضمن تسهیل تحلیل چندلایه داده های کیفی، باعث افزایش دقت، تنوع دیدگاه ها، کاهش خستگی پاسخ دهندگان و تسریع در دستیابی به اجماع می شود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی، توانایی چشمگیری در ارتقای کیفیت فرایندهای پژوهش و تصمیم گیری دارد. ترکیب قابلیت های پیشرفته مدل های زبانی با خِرَد انسانی، امکان انجام تحلیل های دقیق تر، چندبُعدی و با قابلیت تکرار را فراهم می سازد. به دلیل تنوع عملکرد مدل ها، چالش هایی در همگرایی نتایج مشاهده می شود؛ اما استفاده از رویکردهای ترکیبی، راه کاری مؤثر برای افزایش اعتبار یافته ها محسوب می شود. همچنین، اعتبارسنجی این روش در حوزه مربیگری توسعه فردی، گواهی بر قابلیت تعمیم آن به مطالعات مدیریتی و سایر حوزه های پژوهشی است. در کل می توان گفت که این پژوهش، به صورت نوآورانه، به نحوه بهره گیری و حدود کاربرد هوش مصنوعی در فرایندهای تحقیقاتی پرداخته که تاکنون کمتر به آن توجه شده است؛ از این رو می تواند دریچه ای تازه در حوزه روش شناسی مطالعات مدیریتی بگشاید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان