سعید امیرحاجلو

سعید امیرحاجلو

مدرک تحصیلی: دکتری باستان شناسی تربیت مدرس، تهران، ایران
رتبه علمی: استادیار دانشگاه تربیت مدرس
پست الکترونیکی: s.amirhajloo@modares.ac.ir
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

مدیریت منابع و راهبردهای معیشتِ مبتنی بر باغ داری و کشاورزی در بُرخوارِ عصر قاجار (بر پایه داده های باستان شناسی و متون تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: الگوی معیشت کشاورزی دوره قاجار معماری قاجار بُرخوار اصفهان باغ های اربابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۳۴۶
دشت بُرخوار در شمال اصفهان با خاک آبرفتی حاصل خیز و بیش از یک صد رشته قنات، در عصر قاجار کشاورزی و باغ داری پررونقی داشت. هم چنین موقعیت آن در شاهراه اصفهان به مرکز حکومت، صدور محصولات را به نواحی دیگر آسان می نمود. بر این اساس، مسأله اصلی این مقاله، چگونگی اثرگذاریِ کشاورزی و باغ داری بر معیشت ساکنان بُرخوار است. پرسش ها این است که مدیریت منابع آب و خاک در دشت برخوار در عصر قاجار چگونه بود و کشاورزی و باغ داری در راهبردهای معیشتیِ ساکنانِ آن چه جایگاهی داشت؟ ویژگی های معماری مرتبط با باغ داری و کشاورزی در دشت برخوار چه بود؟ روش گردآوری داده ها، اسنادی و میدانی و روش پژوهش، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشانگر مالکیت اربابان و مالکان بزرگ بر اغلب اراضی کشاورزی و باغ ها و مالکیت خرده مالکان بر برخی دیگر از زمین ها و باغات است. کمبود منابع آب سطحی، به توسعه روش های استخراج آب زیرسطحی منجر شده و بیش از یک صد رشته قنات در دشت بُرخوار، به پایداری اقتصاد کشاورزی و باغ داری کمک می کرد. مدیریت و نوبت بندی گردش آب قنات ها بر پایه حجم آب دهی، تعداد خانوار، نوع کشت، وضع زمین و قوانین منطقه ای صورت می گرفت. هم چنین بر پایه شواهد باستان شناسیِ دوره قاجار در این دشت ازجمله «باغ ها و خانه باغ های نامنظم با نقشه ارگانیک» و «باغ های منظم اربابی با نقشه از پیش طراحی شده»، کشت وزرع به شیوه های کشت «معیشتی» و «تجاری» بود. در اوایل دوره قاجار، کشت معیشتی و در نیمه دوم عصر قاجار، همانند سایر نقاط ایران، کشت تجاری در بُرخوار رایج بود و درآمد کشاورزی تجاری به تأمین معاش و نیازهای زیستی اختصاص می یافت. تحلیل محتوای کتب قاجاری نیز نشانگر راهبردهای معیشتی فوق در دشت برخوار است. چنان که درکنار کشت معیشتیِ گندم، جو، حبوبات، صیفی جات و برخی میوه ها، کشت تجاری خربزه و پنبه به تقویت توان اقتصادی و تأمین معاش مبتنی بر درآمدهای کشاورزی کمک می کرد..
۲۲.

گونه شناسی و تحلیل عناصر بصری کاشی های زرین فام تخت سلیمان با رویکرد زیبایی شناسی؛ مطالعۀ موردی مجموعۀ موزۀ ملّی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زرین فام تخت سلیمان سبک شناسی زیبایی شناسی موزه ملی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
مجموعه تاریخی تخت سلیمان در تکاب آذربایجان غربی، افزون بر آثار عصر ساسانی، دربردارنده آثار ارزشمندی از دوره ایلخانان است. در کاوش های باستان شناسیِ دهه 40 خورشیدی در مجموعه تخت سلیمان، شمار فراوانی کاشی زرین فام از کاخ آباقاخان به دست آمد که بیش از هزار قطعه از آن به موزه ملّی ایران منتقل شد. با وجود غنای کیفی و کمّی این مجموعه کاشی، سامان دهی و مطالعه کامل آنها در موزه در دهه های گذشته به انجام نرسیده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف سامان دهی، طبقه بندی و گونه شناسی کاشی های زرین فام آغاز شد و با توجه به ارزش های هنری نمونه ها، مطالعات تکمیلی با رویکرد زیبایی شناسی و با هدف تبیین شاخصه های بصری و اصول حاکم بر ترکیب بندیِ عناصر تصویری کاشی ها صورت گرفت. در این مقاله تلاش شده به این پرسش ها پاسخ داده شود که ویژگی های بصری کاشی های زرین فام در موزه ملّی ایران چیست و گونه شناسی آنها چه اطلاعاتی را درباره رایج ترین فرم ها، نقوش و کتیبه ها در اختیار می نهد؟ اصول ترکیب بندی و چیدمان عناصر بصری روی کاشی ها چگونه در راستای آفرینش ارزش های زیبایی شناسانه به کار گرفته شده است؟ بر این اساس، ابتدا مستندنگاری، عکاسی و سامان دهی کاشی ها به انجام رسیده و سپس مؤلفه های زیبایی شناختی کاشی ها با مطالعه اصول ترکیب بندی و نحوه به کارگیری عناصر اصلی بصری در نقش پردازی تبیین شده است. نتایج طبقه بندی و گونه شناسی کاشی ها نشانگر وجود شش گونه شامل کاشی های «ستاره ای هشت پر کوچک تخت بدون کتیبه»، «ستاره ای هشت پر بزرگ تخت کتیبه دار»، «ستاره ای هشت پر نقش برجسته»، «حاشیه ای کتیبه ای برجسته»، «حاشیه ای منقوش برجسته» و «صلیبی یا چلیپایی» است. در این میان، فرم ستاره ای هشت پر، رایج ترین فرم است و نقوش گیاهی و سپس اسلیمی، پرتکرارترین نقوش هستند. در بیش از دو سوم کاشی ها، الگوهای ترکیب بندی متقارن، شعاعی و تکرار واگیره دیده می شود و چنین الگوهایی، تناسب، هماهنگی و ثبات را در طرح کاشی ها پدید آورده است. فراوانیِ حدود 85 درصدی کاشی هایی با نقش زینتی و آمار اندکِ چهار درصدی کاشی هایی با نقش روایی و داستانی نشان می دهد برای هنرمندان و سفارش دهندگان کاشی ها، آراستگی، تزیین و زیبایی بر انتقال پیام اولویت داشته و از الگوهای ترکیب بندی و عناصر بصری در راستای تناسب، تعادل، تقارن، توازن، نظم، هماهنگی، ثبات و در نهایت با هدف خلق زیبایی بهره برده اند.
۲۳.

نقش عوامل زیست محیطی در پراکنش و شکل یابی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در منظر فرهنگی هلیل رود در دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رودبار جنوب عوامل زیست محیطی هلیل رود پراکنش استقرار GIS باستان شناسی دوران اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
دشت رودبار جنوب با مساحت بیش از 6000کیلومتر مربع، یکی از مناطق مهم باستان شناسی در جنوب شرقی حوزه فرهنگی هلیل رود است. این منطقه با عنایت به توان زیست محیطی مطلوب، ازجمله آب دائمی هلیل رود، دشت حاصلخیز و وسیع و ارتفاعات مرتعی در بخش شمالی، و هم چنین به واسطه ظرفیت جغرافیایی و مسیر ارتباطی سند و سیستان به جیرفت کهن، زمینه ساز حضور جوامع انسانی با ساختار معیشتی متنوع یکجانشین و کوچ رو بوده است. در نتیجه دو فصل بررسی باستان شناسی در دشت رودبار جنوب در دو دهه گذشته، شماری از استقرارهای کهن در این ناحیه شناسایی شد؛ اما تمرکز بر استقرارهای پیش ازتاریخی در این پهنه فرهنگی سبب شد برونداد بررسی های باستان شناختی در محوطه های دوران اسلامی به ثبت نقاط GPS از موقعیت محوطه ها و توصیفات کلیِ آثار فرهنگی محدود بماند؛ درحالی که پرسش هایی درباره نقش و تأثیر عوامل زیست محیطی بر نحوه پراکنش استقرارگاه ها و شکل گیری سازمان های معیشتی بی پاسخ باقی مانده است؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، برای نخستین بار با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی، به استناد یافته های دو فصل بررسی باستان شناسی، مطالعات کتابخانه ای و تهیه و تفسیر نقشه های GIS، به تبیین اثرگذاری عوامل زیست محیطی بر استقرارهای دوران اسلامی دشت رودبار جنوب پرداخته شده است؛ بدین منظور، ابتدا استقرارهای دشت روبار براساس تاریخ گذاری نسبی به دو بازه زمانی «سده های نخست تا قرون میانه اسلامی» و «سده های متأخر (از سده 10 ه .ق. به بعد)» تقسیم شده و عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، منابع آب، خصوصیات خاک، وضعیت راه ها، میزان و جهت شیب بستر در ارتباط با آثار استقراری به عرصه تحلیل گذاشته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بنیادی ترین عوامل مؤثر بر شکل گیری، پراکنش و سازمان معیشتی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در دوران اسلامی، منبع آب هلیل رود در دشت و منبع آب قنات در بخش های پیرامونی، راه تجاری جیرفت به سند و سیستان و ناهمواری های شمال و شمال شرقی به منظور بهره مندی از قابلیت بالقوه دامداری، بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان