تحلیل سبک گفتاری پرسش در اشعار آنا آخماتوا و فروغ فرخزاد بر اساس نظریه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
29-69
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی سبک گفتاری پرسش در اشعار فروغ فرخزاد و آنا اخماتوا بر اساس چارچوب نظریه سبک گفتاری باختین می پردازد. پژوهش با رویکرد زبان شناسی اجتماعی و متن محوری، ساختار، کارکردها و نقش های ارتباطی صورت های پرسشی را در ابعاد گفتگویی و معنایی متون شعری تحلیل می کند. پرسش ها به سه نوع متمایز تقسیم می شوند: بلاغی/احساسی، تحقیقی/کاوشی، و تأکیدی/کنترلی که هر کدام هدف های مشخصی در تقویت بیان عاطفی، جستجوی معنای عمیق تر یا هدایت تعاملات گفتگومحور دارند. از نظر ساختاری، پرسش ها در آثار هر دو شاعر به دو دسته سوالات مستقیم و غیرمستقیم تقسیم شده اند که هر یک به شیوه ای متفاوت به گفتمان شعری کمک می کنند؛ سوالات مستقیم پاسخ روشن می طلبند و سوالات غیرمستقیم لایه های ابهامی و چندصدایی را ایجاد می کنند. پژوهش نشان می دهد پرسش ها علاوه بر نقش زبانی، بیانگر گفتگو های درونی، تنش های فرهنگی-اجتماعی و کشمکش های روانی قهرمان غنایی شعر هستند. این تعامل پویای چندصدایی و چندآوایی، فضای شعری را غنی کرده و گفت وگوهای تعاملی میان شاعر، مخاطب و عناصر ماورایی را تسهیل می کند. یافته های پژوهش حاضر تفاوت های فرهنگی و سبکی را برجسته می سازد: پرسش های آخماتوا گرایش به صراحت و نشان دادن تنش های تاریخی-اجتماعی دارند، در حالی که فرخزاد از بیان استعاری برای ایجاد دیالوگ های چندلایه بهره می برد. هر دو شاعر، پرسش را به عنوان عنصر بنیادین سبک گفتاری و بخش جدایی ناپذیر هویت شعری و ارتباط پویا با مخاطبان به کار می گیرند. این پژوهش اهمیت نظریه سبک گفتاری باختین را در تحلیل های ادبی و میان فرهنگی نشان داده و نقش آن را در معناپردازی، تعامل با مخاطب و ابعاد اجتماعی-روان شناختی شعر به تصویر می کشد.