جویا جهانبخش

جویا جهانبخش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۶۷ مورد.
۲۱.

چرا دَربارِ غَزْنه به شاهنامه رویِ خوش نِشان نَداد؟: درنگی درباره چون و چند مناسبات فردوسی و محمود و سایه روابط سیاسی طوس و غزنه بر سر شاهنامه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۳۵
نویسنده در نوشتار حاضر، به دنبال پاسخ به علل بی اقبالی دربار غزنویان به شاهنامه فردوسی است. وی در راستای تحقق این هدف، علل و احتمالات مطرح شده در متون پیرامون این مسئله را عنوان داشته و در بوته نقد و بررسی قرار می دهد. به زعم نویسنده، این امر ریشه در مسئله ای سیاسی داشته است. به این ترتیب، اختلاف محمود غزنوی و فردوسی را اختلافی سیاسی اظهار می دارد.
۲۳.

نَه «برپای بست» و نَه «بر نای بست» گرهگشایی از خوانش و گزارش نیم بیتی از داستان بهرام چوبینه در شاهنامه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۴۳۹
داستان بهرام چوبینه در شاهنامه فردوسی ازجمله داستان های حماسی و تاریخی در فرهنگ ایرانی به شمار می رود. این داستان، هم از چشم انداز ظرافت های روایی و پرداخت هنری، و هم از چشم انداز دلالت های تاریخی، داستان بسیار مهمی است. در روایت شاهنامه از این داستان، موارد قابل تأمل حتی در ظاهر الفاظ و صور واژگان، بسیار است. یکی از این موارد، پیامی است که بهرام چوبینه به پرموده (پژموده) می فرستد. نویسنده در نوشتار پیش رو، نیم بیت از داستان را «به گیتی نخورد آن که بر پای بست»، مورد مداقه قرار داده و اینگونه بیان می دارد که خوانش صحیح آن، «به گیتی نخورد آن که زد نای، پست» است.      
۲۴.

«صوفی نَپَسَنْدَنْد که خَمّار نَباشَد» (واژه «خَمّار» دَر نیمْ بیْتی از سَعْدیِ شیرازی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱
نویسنده در نوشتار حاضر می کوشد معنای واژه « خَمّار » را در مصرع « صوفی نَپَسَنْدَنْد که خَمّار نَباشَد » بررسی کند. وی در راستای این هدف، دیدگاه برخی از شارحان اشعار سعدی را پیرامون واژه «خمار» و معنای مصرع، بیان می دارد و در ادامه، به بیان دیدگاه خود می پردازد
۲۵.

نکته حاشیه یادداشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۵ تعداد دانلود : ۸۴۴
«مُکّاء» و «شَبانْ فِریب» «نَفْسِ زکیّه»یِ مَدفون در بعداد کیست؟ اگر شبها همه قدر بودی .. به زیورها بیارایَند وقتی خوبرویان را  مُراد از نزولِ قرآن ... نامه ای از یکی سلاطین ایوبی به ابن طاوس حلی وقف قرآنی سی پاره بر قاریان مشهد در سال 401 هجری، به دست یکی از مشایخ گمنام شیخ صدوق: درباره ابوالحسن محمد بن علی بن الشاه المروزی چند تصحیف در سفرنامه خسرو  صراحی می کشم، اما نه بر دفتر  نکاتی از آثار استاد علامه جلال الدین همایی(5)
۲۶.

نامه شیخ سعدی به شمس الدین صاحب دیوان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۳ تعداد دانلود : ۳۴۱
جنگ خطی محفوظ در کتابخانه لالا اسماعیل استانبول به نام «جنگ لالا اسماعیل» یا «مجموعه لالا اسماعیل»، مجموعه ای نفیس از فوائد تاریخی و ادبی و یادداشت های عمده منظوم و رونوشت پاره ای از مراسلات ناموران است که علی الخصوص از برای وقوف بر جوانبی از فرهنگ و ادب ایران در روزگار ایلخانیان اهمیت فراوان دارد. بسیاری از فوائد این جنگ، راجع به فضای فرهنگی، علمی و سیاسی آذربایجان و خاندان جوینی و پیرامونیان این خاندان است. در این جنگ، رونوشت نامه ای از سعدی به شمس الدین صاحب دیوان جوینی است که از چشم انداز تاریخی و ادبی حائز اهمیت است. نویسنده در نوشتار حاضر، این نامه را ارائه و نکاتی پیرامون نامه مذکور و انتساب آن به سعدی، بیان می نماید.
۲۹.

گوش اسپ کیخسرو: گمانه زنی در خوانش و گزارش واژه ای از تاریخ سیستان و بحث در تعابیری از شاهنامه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۷۸۷
موضوع نگارش پیش رو، بحث پیرامون واژه ای از کتاب تاریخ سیستان است و نگارنده عبارت «گوش اسپ کیخسرو» را مورد مداقه و بررسی قرار داده است. به زعم وی دور نیست که «گوش» اسپ کیخسرو که در تاریخ سیستان آمده، همانا «بوش» اسپ کیخسرو بوده باشد و «بوش»، خوانش/ نویسشی از «بُش» به معنای کاکل اسپ است.
۳۰.

فردوسی در رسائل العشاق

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۳ تعداد دانلود : ۶۳۹
کتاب رسائل العشاق و وسائل المشتاق علی بن احمد سیفی نیشابوری، کهن ترین و نخستین آیین نامه مبسوط نگارش نامه های عاشقانه در زبان فارسی بوده و مجموعه نمونه هایی از نامه های مناسب احوال مختلف عاشق و معشوق را در برمی گیرد. به دیگر سخن، دستورالعمل و سرمشقی برای نگارش نامه های عاشقانه است که نویسنده در آن یکصد نامه عشقی زیبا با نثر فارسی مزین به اشعار ممتاز شعرای بزرگ آورده است. هر یک از نامه ها به موضوعی اختصاص دارد. نویسنده در نوشتار حاضر، کتاب مذکور را در بوته بررسی قرار داده است. در کتاب سیفی به ذکر سروده هایی از فردوسی بازمی خوریم. ازاین رو، نویسنده در بخشی از مقاله، یادکردهای سیفی از فردوسی را بیان داشته و در مقابل، برخی از ابیاتی را که در شاهنامه نیافته و یا متفاوت است را متذکر می شود.
۳۲.

زبان شاهنامه و «برسری خوانی»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۴ تعداد دانلود : ۷۸۸
برخی واژگان در کتاب شاهنامه فردوسی، در معانی و کاربردهایی رخ می نمایند که با تصور ابتدایی یک فارسی زبان امروزین، تفاوت های معنی دار و بااهمیت دارد و بدون توجه به آنها، مفاد پاره ای از بیت ها و عبارت های شاهنامه، روشن نمی شود. نویسنده در نوشتار پیش رو می کوشد تا معانی دو واژه «پهلوان» و «خادم» را که از واژگان پرکاربرد و کلیدی در شاهنامه فردوسی هستند، مورد مداقه قرار دهد. از این رو، به ذکر شاهدمثال هایی از متن شاهنامه می پردازد. سپس معنای مصرع «ورا پیش من رفتن آیین بود» و مقصود فردوسی از «وی» در «ورا» را بررسی می کند. نویسنده در راستای این هدف، پس از بیان دیدگاه برخی از شاهنامه پژوهان، دیدگاه خود را عرضه داشته و  بیان می دارد که «ورا پیش من رفتن آیین بود» یعنی: نزد من و به باور من که سیاووشم، روان شدن فرمان شاه، آیین و عین صواب است. / صواب آن است که حکم شاه نفاذ یابد و من سیاووش، فرمان شاه را امتثال کنم. به این ترتیب، وی در ورا به فرمان شاه برمی گردد. در نهایت، با بررسی معنای واژه بهتری در بیت گذشتم ازین سد اسکندری / همه بهتری باد و نیک اختری، نوشتار را به پایان می رساند.
۳۳.

هر باب ازین کتاب نگارین که برکُنی (بازخوانی بیتی از غزلهای سعدی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۵۰۷
نویسنده در نوشتار حاضر می کوشد معنای واژه «برکُنی» و مصرع «هر باب ازین کتاب نگارین که برکُنی» را مورد کاوش و بازخوانی قرار دهد. وی در راستای این هدف، دیدگاه برخی از شارحان اشعار سعدی را پیرامون واژه «برکُنی» و معنای مصرع، بیان می دارد و در ادامه، به بیان دیدگاه خود می پردازد. به زعم نویسنده، واژه «برکُنی» به معنای از برکردن، حفظ کردن و به خاطر سرپردن نیست بلکه به معنای بازکردن، گشودن و برگشودن است که هم در شعر سعدی بتکرار آمده و هم فرهنگ نویسان در جای خود، ثبت کرده و معروف سخن شناسان است. به این ترتیب، نویسنده، معنای بیت مذکور را این گونه بیان می دارد که: «خواننده هر فصل این دفتر را که بگشاید از باب دیگر خوشتر و دلاویزتر است».    
۳۴.

کتابسازی سه چندان!!!، به مُناسَبَتِ اِنْتِشارِ مَقْتَلی که تَرجَمه ناخوبَش از أَبوالقاسِمِ پایَنده نیست!

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۵۲۰
اهمیت اخبار تاریخ طبری درباره واقعه عاشورا، از دیرباز توجه بسیاری از جویندگان تاریخ واقعه کربلا را به این کتاب کهن معطوف داشته است. بخشی از اهمیت اخبار عاشورایی طبری، به بهره وری گستره طبری از روایات ابومخنف ازدی بازمی گردد. ابوالقاسم پاینده از جمله مترجمانی است که تاکنون بنابر بر روایت طبری از ابومخنف به ترجمه مقتل امام حسین (ع) دست یازیده است. حسین انوری پور در کتابی تحت عنوان استشهاد الحسین (ع) (مقتل الحسین (ع) از تاریخ طبری) که در سال 1397 توسط انتشارات شرکت چاپ و نشر بین الملل به زیور طبع آراسته شده است، ترجمه پاینده را برگرفته و به همراه متن عربی مقتل حسینی تاریخ طبری به صورت عربی به فارسی متقابل، منتشر کرده است. هدف نویسنده در نوشتار پیش رو، نقد این کتاب می باشد. وی در راستای این هدف، نخست پس از بیان مطالبی درخصوص طبری و کتاب تاریخی اش، نقدهای مطرح شده بر آن را مورد بحث قرار می دهد. سپس، موضوع ترجمه های ابوالقاسم پاینده از جمله ترجمه تاریخ طبری را مطرح می سازد. در نهایت، با هدف نقد کتاب انوری پور، ترجمه ای را که انوری پور در کتابش به نام ترجمه پاینده به چاپ رسانده با آنچه از پاینده در ترجمه تاریخ طبری به چاپ رسیده، مورد مقایسه قرار داده و شاهدمثال هایی ارائه کرده است.
۳۶.

به سوری که دستانش چوبین بود... بررسی گمانه زنی ها درباره بیتی از شاهنامه و گمانه زنی برسری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۴۶۴
  در بخشی از شاهنامه فردوسی که در اصطلاح شاهنامه پژوهان، «بخش تاریخی» خوانده می شود، در میان داستان های حکایتگر از روزگار شاهنشاهی ساسانیان، «داستان بهرام چوبیه» یکی از خواندنی ترین داستان ها به شمار می رود. محور نوشته حاضر، یکی از بیت های کلیدی و دشوار این داستان است که در یکی از بزنگاه های داستان نیز واقع شده و تاکنون نگاه بسیاری از خوانندگان شاهنامه را به خود کشیده و درباره صورت و معنای آن گماه زنی های گوناگونی صورت گرفته است. از این رو، نویسنده در نوشتار پیش رو، معنای بیت «به سوری که دستانش چوبین بود / چنان دان که خوانش نوآیین بود» از شاهنامه و اختلافی که بر سر فهم آن است را مورد توجه و مداقه قرار داده است. وی در راستای هدف مذکور، از برخی بازنوشتهای منثور شاهنامه سخن به میان آورده و دیدگاه برخی شارحان را درخصوص معنای این بیت بیان می دارد. وی در انتها، خوانش پیشنهادی خود را از این بیت ذکر می کند. به زعم وی، دستان به معنای دیگ یا دیگها یا ظروف غذاپزی و چیزی از قبیل است و گویا مضمون بیت فردوسی این باشد که: هرگاه در میهمانی دیگ های چوبین به کار رود، بدان که خودِ خوان بدیع و متفاوت با آنچه تاکنون دیده ای خواهد بود و میهمانی دیگرسان فراروی خواهی داشت و با خوراکی نامتنظر از تو پذیرایی خواهند کرد. نویسنده در نهایت، با بیان کنایه به کار رفته در این بیت، نوشتار را به پایان می رساند.    
۳۷.

« از نشستن بخیز! » دَرنگ دَر مَعنایِ بیْتی از بوستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۶۵۹
نویسنده در نوشتار پیش رو، بیت «گر آن بادپایان برفتند تیز /تو بی دست و پای از نشستن بخیز » از بوستان سعدی را مورد کنکاش و مداقه قرار داده و معنای «از نشستن بخیز » را بازگو می کند. به زعم وی، از نشستن بخیز یعنی: در حال نشستن بغیژ، همان طور که نشسته ای خود را بر سرین بسران و پیش برو، خود را (به حالت خزیدن) روی زمین بکش و برو جلو. و معنای بی دست و پای یعنی اینکه: تو، بدون یاری جستن از دست و پا و بی آنکه دست و پایت را در کار آوری، همانطور که نشسته ای بخیز/ بغیژ.
۳۸.

آیا کاربُرد واژه «تازی » به مَعنایِ «عَرَب » یا «عَرَبی ،» إِهانَت آلود است؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴۵ تعداد دانلود : ۹۱۰
در ادب و فرهنگ ما، کاربرد واژه تازی به معنای زبان عربی یا نژاد عربی، پیشینه ای دراز دارد. با این همه، برخی از افراد، کاربرد واژه تازی را به معنای عرب یا عربی متضمن نوعی بی احترامی انگاشته اند و نشان گونه ای موضع گیری در برابر اسام یا عرب، تلقی کرده اند. نویسنده در نوشتار پیش رو، درباره ساختار این واژه، سخن به میان آورده است و با درنگ در کاربردهای واژه تازی توسط پیشوایان علوم دین و ادب و فرهنگ قدیم، روشن می سازد که نشانی از اهانت یا سبکداشت در استخدام و استعمال واژه تازی، وجود ندارد.
۳۹.

سیاحت در جهان واژه کاوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۳ تعداد دانلود : ۴۵۸
نویسنده در نوشتار پیش رو، به معرفی کتاب «داستان واژه ها (کاوشی در دویست و سی واژه و اصطلاح)» اثر بهروز صفرزاده که در سال 1398 توسط انتشارات کتاب بهار به زیور طبع آراسته شده، همت گمارده است. وی پس از آشنایی اجمالی خواننده با محتوای کتاب، به نقد و بررسی پاره ای از توضیحات مندرج در کتاب از قبیل توضیحات مطرح در مدخل بز اخفش، واژه های پاچه خار، تفنگ، روضه خوانی و مداد، اقدام کرده است.
۴۰.

«تُفَک» و «تُفَنگ» و ضَبْطِ نَصِ شَهْرآشوب وَحید قَزوینی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۵۱۹
شهر آشوب نام یکی از انواع شعر فارسی است که در آن سراینده به توصیف و مدح یا ذم اهل شهر و پیشه وران و ارباب مشاغل و اصناف گونا گون موجود در آن می پردازد. این گونه شعری، افزون بر ارزش هنری و ادبی عام آن، از چشم انداز جامعه شناسی تاریخی و وقوف بر لغات و اصطلاحات پیشه ها و صنعت های رایج در ادوار دور و فنون گونا گونی که در قدیم شایع بوده و همچنین شناخت مواد و ابزارهای مورد استفاده در حرف و صنایع مختلف، بسیار سودبخش است. مثنوی شهر آشوب وحید قزوینی مانند همه شهر آشوب ها و از جهاتی بیش از بسیاری از دیگر شهرآشوب ها، به کار مطالعه در تاریخ مشاغل و اصناف و بسیاری از دیگر مدنیات ایران کهن می آید. این کتاب اخیرا به کوشش رسول جعفریان در قالب چاپ حروفی از سوی نشر مورخ در سال 1398 به زیور طبع آراسته شده است. نویسنده در نوشتار حاضر با اشاره به یکی از اصناف مذکور در شهرآشوب وحید قزوینی یعنی تفنگ ساز، کندوکاوی در ضبط کلمه تفک و تفنگ در کتاب مذکور دارد. وی خوانش حدسی تفک را بر تفنگ ضبط کرده رسول جعفریان رجحان می نهد. نویسنده در ادامه، من باب نقد، معانی درست برخی واژه های دیگر متن را متذکر می شود. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان