ایرج داداشی

ایرج داداشی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

مطالعه تطبیقی آرای سیدحسین نصر و آنه ماری شیمل درباره ابعاد معنوی خوش نویسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
سیدحسین نصر و آنه ماری شیمل هر دو نزد اهل تحقیق شناخته شده اند و هر دو مباحثی درباره خوش نویسی اسلامی نگاشته اند که مورد توجه پژوهشگران حوزه هنر اسلامی بوده است. نصر در شمار فیلسوفان سرشناس معاصری است که منادی فلسفه جاویدان است و در برابر او شیمل فیلسوف و محققی است که در شمار پدیدارشناسان هرمنوتیک شناخته می شود. هر دو محقق در حوزه معنویت اسلامی تحقیقات مهمی دارند که مرجع پژوهش های دانشگاهی است. در نگاه نخست به نظر می آید این دو دانشمند در یک دسته بندی قرار دارند، لیکن تدقیق و ژرف نگری در آثارشان تفاوت ها و تشابه هایی را آشکار می کند که می شود آن را نمونه ای از تقارب و تباعد مناظر پدیدارشناختی و فلسفه جاویدان دانست. هدف تحقیق، تطبیقِ آرای نصر و شیمل درباره خوش نویسی و ابعاد معنوی آن است. پرسش این است: تفاوت و تشابه آرای نصر و شیمل درباره وجوه معنوی خوش نویسی اسلامی در چیست؟ تقارب و تباعد آرای ایشان تا چه حد است؟ این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. نتایج بحث حاکی است علیرغم مطالعه کیفی و معنایی و تشابه در پافشاری بر کارکرد نمادین و معنوی خوش نویسی اسلامی در تحقیقات هر دو محقق، با توجه به این که رویکرد شیمل بر بافت فرهنگی، تکامل تاریخی و تحقیقات بین رشته ای تأکید دارد، نتیجه مطالعات وی به تفسیر مبتنی بر اذهان و تجربه انسان ها در جوامع اسلامی تکیه دارد. در حالی که رویکرد نصر بیشتر مبتنی بر تفاسیر متافیزیکی است که سرچشمه اصلی سنت و عامل رسیدن به کمال و درک زیبایی است؛ ازاین رو، نصر بر جنبه های متافیزیکی و کیهانی خوش نویسی که ریشه در آموزه های قرآنی و وحیانی اسلام و نیز فلسفه اسلامی دارد، تأکید می کند؛ درحالی که تمرکز شیمل در مطالعه خوش نویسی عمیقاً با تظاهرات عرفان اسلامی و بافت فرهنگی مسلمانان در هم آمیخته است.
۴۲.

تحلیل نگاره عرفانی «مجنون در میان وحوش» خمسه طهماسبی از منظر محیی الدین ابن عربی بر اساس اصل تناظر عوالم کبیر و صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۱
  ارتباط هنر اسلامی با آموزه ها ی عرفانی به نظر امری واضح و بدیهی است؛ لیکن در مطالعاتی که در این زمینه انجام شده اند، به اندازه کافی به این ارتباط و اشتراک اشاره نشده و به این نسبت، در عرصه هنر نگارگری کم تر پرداخته شده است. حال آن که با بررسی و شناخت سنت های فکری مرسوم در بستر جهان بینی نگارگران، می توان درک بهتری از نگاره ها داشت. سنت، مانند رشته ای انسان را با اصل مرتبط می کند. در نگرش سنتی (یعنی نگرش برآمده از سنت و وحی الهی) بر این باور بودند که عالم و آدم هردو جلوه حق اند و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق و تناظر میان عالم کبیر و عالم صغیر است. این پژوهش حول یکی از نگاره های دوره صفویه به نام «مجنون در میان وحوش» محفوظ در موزه بریتانیای لندن انجام شده و سعی بر آن است که فرضیه تأثیر این اصل بر شکل گیری نگاره موردنظر به عنوان یکی از ثمرات آن، مورد بررسی قرار گیرد. پرسش این است: نگاره مجنون در میان وحوش، بر اساس نگرش سنتی تناظر عالم کبیر و عالم صغیر و از منظر محیی الدین ابن عربی چگونه دیده و تبیین می شود؟ شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. در این نگاره برابرشدن دقیق مظاهر طبیعت با احوال مجنون جای بسی تفکر و تأمل دارد؛ گویی نگارگر با بهره گیری از عناصر طبیعت، مخاطب را از صورت به قلمروی معنا راه می برد و با زبان رمز، وصف سیر و سلوک عرفانی می کند. «مجنون» مصداق انسانی است که به دنبال «عشق» می گردد و نگارگر بر بازنمایی مفاهیم عرفانی عشق و هجران اهتمام داشته و احوال انسان و سرگردانی اش در عالم را با بهره گیری از نشانه ها و تعاملات بین آن ها به طریق مجنون در بیابان ترسیم کرده است.
۴۳.

نقد و تحلیل مؤلفه های تزیین و زینت در هنر اسلامی از دیدگاه الگ گرابار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
مسئله تزیین در تاریخ نگاری هنر اسلامی، از موضوعات بحث برانگیزی بوده است که شناخت و طبقه بندی آن ها از شکل گیری رویکردهای شرق شناسانه به سرزمین های اسلامی آغاز شد. در سده بیستم، مورخان و متفکران به روش شناسی و تعریف مفاهیم تزیین پرداختند و همچنان پژوهش های معاصر در جهان، درباره تعریف مفاهیم و چیستی ، چرایی و چگونگی تزیینات اسلامی در حال انجام و انتشار است. روش ها و رویکردهای مختلف و حتی متمایزی در این عرصه مطرح شده اند که یکی از این دیدگاه ها، رویکرد تاریخی الگ گرابار است. وی درصدد برآمده است تا اصول و چارچوبی برای فهم معانی تزیین در هنر اسلامی و تفسیر آن تبیین کند. نظر به تأثیر و اهمیت آرای گرابار در پژوهش های معاصری که در باب هنر اسلامی انجام می شود، هدف از پژوهش حاضر تحلیل و تبیین زوایای چارچوب نظری گرابار در ارتباط با ماهیت مبهم تزیین است تا شناخت بیشتری از رویکرد گرابار حاصل شود. ازاین رو، سؤالات این پژوهش عبارت است از: 1. ارکان نظریه گرابار در باب تزیین کدام است؟ 2. بر اساس نظریه گرابار، مخاطب در مواجهه با تزیین، چه ادراکاتی از آن می تواند داشته باشد؟ روش تحقیق این مقاله، به منظور رسیدن به شناخت دقیق تر از دیدگاه الگ گرابار در باب تزیین، با تحلیل نظریات وی، به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای گردآوری کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس نتیجه این پژوهش، گرابار سه پیش فرض کلی «جهان شمولی»، «امکان پذیری» و «قابلیت گروه بندی» را در بیان نظریه خود در نظر می گیرد و نظریه وی بر مبنای سه مؤلفه «لذت آنی»، «تداعی گری» و «میانجی گری» شکل گرفته است که پیوند مستقیمی با ادراک «بصری- نشانه ای» نزد مخاطب دارند.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان