مطالب مرتبط با کلیدواژه

کانون شدگی


۱.

پژوهشی بر چگونگی زایش معنا از خلال ساختار روائی در «بیگانه» اثر آلبرکامو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: وضعیت میانی وضعیت انتهایی گفته گفته پردازی دید کانون شدگی گفته پرداز وضعیت ابتدائی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۵ تعداد دانلود : ۸۱۲
هدف از این مقاله چگونگی تولید و زایش معنا در بیگانه اثر آلبرکاموست. با بررسی ساختار و نظام روائی این روایت تلاش می شود که از سطح متن عبور کرده تا به لایه های عمیق متن رسید تا بتوان علاوه بر ساختارهای سطحی معنادار، ساختارهایی را که در عمق متن واقع شده اند پیدا . بر این باوریم که بین اندیشه گفته پرداز و ساختار روائی این روایت رابطه ای مستقیم برقرار است، بدین معنا که اندیشة گفته پرداز ساختار روائی این روایت را تعیین کرده است. از آنجائیکه مرگ در فلسفة پوچی کامو دارای اهمیت بسیار زیادی است، و اساساً، حس پوچی زمانی رخ می دهد که انسان فاصله ای را بین خود و خود ، بین خود و دیگران و بین خود و جهان حس می کند. پس بر این اساس، فاصله و جدائی علت این حس پوچی است و بدترین نوع فاصله مرگ است، لذا می خواهیم بدانیم که چرا ابتدا، میانه و انتهای روایت بیگانه با کنش مرگ آغاز، ادامه و پایان می یابد؟
۲.

زاویه دید و کانونی گری در «آن روزها»ی طه حسین و «روزها»ی محمدعلی اسلامی ندوشن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودزندگی نامه زاویه دید کانون شدگی آن روزها روزها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹۴ تعداد دانلود : ۶۵۲
زاویه دید یکی از مهم ترین عناصر متون روایی است. زاویه دید ، جهان بینی نویسنده و هنرمند را نسبت به جهان، انسان و جامعه نشان می دهد. «آن روزها» و «روزها» که از خواندنی ترین نمونه های خودزندگی نامه نویسی معاصر هستند، در آستانه یکی از حساس ترین ادوار تاریخی، دوران گذار از جامعه سنتی به دنیای مدرنیته، با دو زاویه دید متفاوت تحریر شده اند. خودزندگی نامه ها غالباً با زاویه دید اول شخص نوشته می شوند. محمدعلی اسلامی ندوشن در«روزها» از همان زاویه دید معمول و متداول در خود زندگی نامه نویسی بهره می گیرد، اما طه حسین با زاویه دید سوم شخص به روایت دغدغه های فکری و ذهنی خود و جامعه اش می پردازد. مؤلّفه هایی چون ادبی زیباشناختی، ایجاد فاصله هنری، روحیه ساختارشکنی و انقلابی و همچنین پوشاندن ضعف نابینایی در«آن روزها» و واقع گرایی و گزارش عینی و زنده جامعه ایرانی و اصلاح طلبی نویسنده در «روزها» از مهم ترین عوامل این گزینش می تواند باشد. این مقاله عوامل انتخاب این دو نظرگاه و زاویه دید متفاوت و چشم اندازهایی را که کانون توجه این دو نویسنده بوده است، مورد تجزیه و تحلیل قرارمی دهد.
۳.

تجارب زیسته روانشناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در روایت زندگی خود در دوران دفاع مقدس براساس نظریه ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجارب زیسته PTSD روایت شناسی دفاع مقدس نظریه ژنت کانون شدگی ساختار روایی تروما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه: تجارب زیسته روانشناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از دوران دفاع مقدس، منابع ارزشمندی برای درک عمیق تأثیرات روانشناختی و اجتماعی جنگ هستند. تحلیل ساختار روایی این تجارب با استفاده از ابزارهای نظریه روایت شناسی ژرار ژنت، به ویژه مفاهیم کلیدی چون کانون شدگی، صدا و زمان روایی، امکان رمزگشایی از نحوه بازنمایی تروما و فرآیندهای معناسازی را فراهم می آورد.. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل روایت شناختی تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD از دوران دفاع مقدس براساس چارچوب نظری ژنت به منظور درک ساختار و کارکردهای روایت آن ها بود. روش: پژوهش حاضر از منظر پارادایم، تحقیقی کیفی با طرح توصیفی-تحلیلی است که با هدف درک عمیق تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD از دوران دفاع مقدس انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با استفاده از نمونه گیری هدفمند ملاک محور گردآوری شد. فرآیند نمونه گیری تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. مصاحبه ها ضبط، واژه به واژه پیاده سازی، و با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت تحلیل شدند. این تحلیل بر مؤلفه های کانون شدگی، صدا، و زمان روایی تمرکز داشت و با هدف درک چگونگی بازنمایی تجارب تروماتیک و معناسازی از جنگ در ساختار روایت انجام گرفت. علاوه بر مصاحبه ها، مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسنادی برای تدوین مبانی نظری و تفسیر داده ها به کار رفت. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل روایت های مصاحبه های عمیق با افراد مبتلا به PTSD با استفاده از چارچوب ژنت نشان داد که ساختار روایت تجارب تروماتیک دفاع مقدس الگوهای معناداری را در سه حوزه صدا، زمان و وجه بازتاب می دهد. در تمامی روایت ها، راوی هم داستان و سطح درون داستانی غالب بود که بر اصالت تجربه شخصی تاکید داشت. زمان روایی با درهم تنیدگی گذشته و حال از طریق زمان پریشی و بازگشت های زمانی مشخص شد، نشان دهنده حضور مداوم خاطرات تروماتیک. وجه یا کانون شدگی عمدتاً درونی و متغیر بین منظر گذشته و حال بود، که فرایند بازاندیشی و معناسازی را منعکس می کرد. علاوه بر این، علائم PTSD مانند خاطرات مزاحم، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق، و برانگیختگی شدید در ساختار روایت بازتاب یافته بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که نظریه ژنت چارچوبی کارآمد برای تحلیل ساختاری روایت های تروماتیک فراهم می کند. شیوه به کارگیری عناصر روایی، به ویژه کانون شدگی و مدیریت زمان، در تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD، نشان دهنده تلاش آن ها برای فهم، بازگو کردن و معنا بخشیدن به تجارب سهمگین جنگ و پیامدهای آن است. ساختار این روایت ها، علاوه بر انتقال محتوای تجربی و دیدگاه های فردی، به درک عمیق تری از سازوکارهای روانی مقابله با تروما و نقش روایت در فرآیند التیام کمک می کند.