مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
برخورد تمدنها
منبع:
رسانه جهانی ۱۳۸۸ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
این مقاله ظهور یک سیاست عمومی فراملی را مطالعه میکند که بر مدیریت اسلام و جوامع مسلمان در غرب متمرکز شدهاست و نگاهی میاندازد به موقعیت متناقض جوامع مهاجر ترک در استرالیا و اروپا و رویه های گوناگونی که در گفتمان بینالمللی یکپارچه سازی، سازگاری فرهنگی و ریسک سیاسی جای گرفتهاند. در حالی که در اروپا، مهاجران ترک، سیاست اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با هدف عضویت ترکیه در اتحادیهی اروپا را مورد توجه دارند، در استرالیا روابط آنها با جامعهی غالب و مسلط به جای تعیینِ هویت و تفاوت مذهبی اسلامی شان، بیشتر با افسانههای تاریخی آنزاک ملی گرایی سکولار تعریف و تعیین شدهاست. این امر از یک جهت محصول دیالوگ ملی گرایی استرالیایی حول آنزاک و گالیپولی و از طرف دیگر پیامد سازمان بوروکراتیک اسلام توسط دولت سکولار ترکیه و مدیریت آن بر سازمانهای مذهبی خارج از کشور است. همچنین، این مقاله بر روی تجانس سیاست عمومی فراملی در مدیریت اسلام و مسلمانان تأمل کرده و آشکار میسازد که اتحادیه ی اروپا اغلب ماهیت اسلام و جوامع مسلمان در کشورهای دیگر را بهدرستی نشناخته است.
مبانی و ریشه های تاریخی اسلام هراسی غرب
حوزههای تخصصی:
بی تردید امروزه، « اسلام هراسی » یکی از راهبردی ترین دغدغه های جهان غرب و دنیای مسیحیت است. ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و پی آمدهای فکری و سیاسی آن در جهان معاصر، شوق مطالعه و پژوهش درباره اسلام و تشیع را به شدت افزایش داد. فروپاشی رقیب قدرتمند غرب، یعنی اتحاد جماهیر شوروی در ادامه آن و رشد حرکتهای اسلامی متأثر از اندیشه انقلاب اسلامی، عطف توجه بیشتر غرب به خاورمیانه اسلامی و بازخوانی مجدد تاریخ اسلام، خصوصاً روابط تاریخی اسلام و مسیحیت را ضروری تر نمود. نمایش چهره ای هولناک از مسلمانان و «دیگر بودگی» آنان از نظر مسیحیان، «اسلام هراسی» را روز به روز شدت بخشید. با این حال نمی توان انکار کرد که «اسلام هراسی» در یک بستر طولانی تاریخی شکل گرفته و پرورش یافته است. مسأله اساسی تحقیق حاضر آن است که خاستگاه اولیه «اسلام هراسی» چیست و مبانی فکری آن کدام است. نگارنده بر آن است که گر چه شناخت مسیحیان و غربی ها از اسلام، از رهگذر بیزانس و سیسیل و اندلس را نباید نادیده گرفت، ولی جنگهای دویست ساله مشهور به صلیبی بیشترین سهم را در شکل گیری ذهنیت تاریخی پر غلط مسیحیان داشته است. مقاله حاضر بر آن است تا نقش و جایگاه جنگهای صلیبی را که یکی از بنیادی ترین عناصر «اسلام هراسی» غرب است بررسی کند.
الاسس التاریخیه لنظریه صراع الحضارات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۱۵ سال ۱۴۲۹ شماره ۳
133-142
ان نظریه صراع الحضارات التی طرحها صمویل هنتنغتون فی الاعوام الاخیره واستحوذت على انتباه الرای العام العالمی لیست ولیده الساعه بل ناتجه عن الاستنتاجات التاریخیه للغربیین. ای ان هذه النظریه التی تدور حول محور الصراع بین الاسلام من جهه والحضاره الیهودیه- المسیحیه المشترکه من جهه اخرى قد ارتبطت بالانطباعات والتعابیر التاریخیه للغربیین عن الاسلام والمسلمین. ان المسیحیین من انصار هذه النظریه یعتبرون الاسلام هرطقه حلت قبل 14 قرنا داخل المجتمع المسیحی وانهم لهذا السبب قاموا بتکریم وتقدیس الحروب الصلیبیه. وفی هذه المدرسه (مدرسه محاربه الغرب للاسلام ) ترسخت استنتاجات حینیه عن المفاهیم الاسلامیه وتاریخ الاسلام والتی وردت على لسان وذهن مستشرقین ومتخصصین فی الدراسات الاسلامیه مثل برنارد لویس، فی اعماق فکر معظم النخبه الغربیه. وبتعبیر اخر فان التفسیر المیکانیکی والساکن عن المفردات والمصطلحات الوارده فی الادب الاسلامی المدون اوقع الغرب فی خطا ولا یمکن ازاله هذا الخطا التاریخی بسهوله الا اذا اقر الغربیون بانه لا یمکن من خلال الرؤیه التاریخیه الحدیث عن المیتافیزیقیا بما فی ذلک التعالیم الدینیه وان یسلموا بان الاسلام هو امتداد للیهودیه والمسیحیه لکن مبادئه واسسه المعرفیه مختلفه. وانه من غیر الممکن ازاله هذا التباین.
نقد و بررسی نظریه هانتینگتون در باب برخورد تمدن ها با محک مبانی انسان شناختی اسلام با محوریت کرامت انسانی و حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
171 - 202
حوزههای تخصصی:
هانتینگتون صاحب نظریه برخورد تمدن ها معتقد است غرب دچار افول شده و برای احیای آن باید نظم نوینی در جهان ایجاد نمود. او با برتر دانستن تمدن غرب با طرح ایراداتی به ویژه در زمینه حقوق بشر، تمدن اسلامی را که تنها تمدن تهدیدکننده غرب است، به چالش می کشد. سؤال مبنایی مقاله حاضر این است که نسبت نظریه مزبور با مقولات حقوق بشر و کرامت انسانی چیست؟ طبق یافته های پژوهش که با پرداختن به موضوع کرامت انسان در حوزه حقوق بشر و مبانی اسلامی دریافت می شود؛ حقوق بشر مدعای نظریه پرداز مزبور، از محتوای کرامت ارزشی تهی مانده و حق حیات شایسته، آزادی مسئولانه و در نهایت حیات طیبه در آن وجود ندارد. نتیجه این امر گسترش مفاسد اجتماعی است و بدین ترتیب اشکالات ایشان در زمینه حقوق بشر بر تمدن اسلامی ناتمام است.