ارائه مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس انتظارات زناشویی، خوش بینی و خودکارآمدی رابطه در زنان متأهل از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۵
89 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارایه مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس انتظارات زناشویی، خوش بینی و خودکارآمدی رابطه در زنان متأهل از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری تمامی زنان متأهل با حداقل یک سال سابقه ازدواج در بازه اسفند ۱۴۰۲ تا مرداد ۱۴۰۳ شهر شیراز بود. نمونه پژوهش ۳۸۰ نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسش نامه استانداردهای رابطه ونجستی و دلی (1997)، پرسش نامه جهت گیری زندگی شییر و کارور (1994)، پرسش نامه خود کارآمدی رابطه لوپز و همکاران (2007) و پرسش نامه رضایت زناشویی کانزاس بود. تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد بین انتظارات زناشویی، خوش بینی و خودکارآمدی رابطه با رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (۰٫۰۱>p). تحلیل رگرسیون چندمتغیره تأثیر معنادار انتظارات زناشویی (338/0=β) و خودکارآمدی رابطه (129/0=β) را بر رضایت زناشویی تأیید کرد، اما خوش بینی به صورت اثرگذار نبود. هم چنین، زیرمقیاس های انتظارات زناشویی مانند آینده نگری (092/0=β) و دسترسی عاطفی (091/0=β) بیشترین سهم را در پیش بینی رضایت زناشوئی داشتند. شاخص های برازش مدل ساختاری نشان دهنده مناسب بودن مدل نهایی بود (36/0=GOF). درنتیجه انتظارات زناشویی واقع گرایانه و هماهنگ با بافت فرهنگی-اجتماعی (به ویژه در شیراز) و خودکارآمدی رابطه ای، از طریق تقویت مهارت های ارتباطی و حل تعارض، نقش تعیین کننده ای در افزایش رضایت زناشویی زنان متأهل دارد.