نظریه نگهبان اساس؛ از رهگذر انتقادات کارل اشمیت بر لیبرالیسم، دموکراسی و پارلمان گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق عمومی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۸
195 - 230
حوزههای تخصصی:
اشمیت به شدت با رویکرد لیبرال به پاسداری از قانون اساسی مخالف بود، رویکردی که او آن را عاری از محتوای سیاسی واقعی و بیش از حد وابسته به اصول حقوقی انتزاعی می دانست. او در عوض، از نقشی قاطع تر و با بار سیاسی بیشتر برای رئیس دولت طرفداری می کرد و استدلال می نمود که تنها چنین فردی می تواند به طور مؤثر از قانون اساسی در زمان بحران محافظت کند. او مفهوم لیبرال از دولت بی طرف و عینی را به چالش می کشد و ادعا می کند که چنین دولتی ذاتاً از اتخاذ تصمیمات سیاسی حیاتی برای پاسداری از قانون اساسی ناتوان است. او همچنین از دموکراسی لیبرال انتقاد می کند و استدلال می کند که این نوع دموکراسی منجر به فضایی سیاسی تکه تکه شده و غیرقاطع می شود و آن را در حفظ وحدت و انسجام دولت ناکارآمد می سازد. اشمیت استدلال می کند که قانون اساسی به عنوان تجسم هویت دولت، صرفا با سازوکارهای حقوقی قابل محافظت نیست، بلکه نیازمند اراده سیاسی قوی و قاطع است؛ اراده ای که بتواند در مواجهه با عدم قطعیت و بحران عمل کند. این مقاله با رویکردی تحلیل محتوا به نقدهای کارل شمیت، نظریه پرداز برجسته حقوقِ آلمان، بر لیبرالیسم، دموکراسی و پارلمان گرایی در رابطه با پیامدهای آن ها بر حفاظت از قانون اساسی می پردازد.