واج آرایی؛ هنرسازه ای کارا یا وَهم انگیز؟ پژوهشی در باب مزیّت مندیِ دیداری و شنیداری صنعت واج آرایی (با بررسی شواهدی از عربی و فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرنهاست که پژوهندگان عرصه بلاغت و تصویر از صنعت واج آرایی به عنوان هنرسازه ای آهنگین و پویا جهت برجسته سازی تصاویر بدیعِ نهفته در متون ادبی یاد می کنند. اساسا مساله آن است که این صنعت به خودی خود نمی تواند عنصری قوام بخش و ارزش آفرین در راستای تصویرسازیِ مفاهیم ناب شاعرانه به شمار آید. صِرف إعمالِ نظر مبتکرانه شاعر در پردازش جلوه های صوتی، مادامی که مبتنی بر معادل سازی معانی بصری با جلوه های سمعیِ نباشد نمی تواند به عنوان یک مزیت ادبیِ مُتقن کمکی در راستای تصویرسازی ذهنی به مخاطب جستجوگر ارائه نماید. باید دانست که صرفِ انباشت حجم گسترده ای از حروف متجانس با جلوه های ایقاعیِ یکسان شاید در بسیاری از موارد نه تنها رونق بلاغی به متن نمی بخشد بلکه باعث پیدایش رگه هایی از ستیز آوائی در سامانه های تصویری متن می شود، و یا بالعکس در جایی ممکن است با القای حجم عظیمی از الفاظ و اصوات ناهمگون و ایجاد اختلالات صوتی در سازه های ترکیبی متن، تصاویری مغشوش را به نحوی پویاتر برای مخاطب به نمایش بگذارد. این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به داده های علمی متقن در منابع متنی و آوایی، ما را به این نتیجه می رساند که واج آرایی به مثابه صنعتی بینابین لزوما نمیتواند واجد کارائی صوتی-مفهومی باشد، بلکه حتی می تواند مخلّ معنا و بلاغت نهایی تصویر باشد، چنانکه گاه صرفا به منظور القای یک حس تلذذآمیز زودگذر به کار گرفته می شود که فاقد هرگونه وجه شناختی است، وگاه حتی خروج از استانداردهای صوتی پذیرفته شده در عُرف اهل معنی باعث می شود تصاویر جاذب تری را مطابق با اقتضاءات تاویلی متن ارائه دهد.