مطالب مرتبط با کلیدواژه

صدیقه دولت آبادی


۱.

دیرینه شناسی بی حجابی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: انقلاب مشروطه بی حجابی دیرینه شناسی رضاخان صدیقه دولت آبادی فمنیسم مادرانه قرهالعین بابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
این مقاله به بررسی شرایط امکانی پیدایی بی حجابی در ایران اختصاص دارد و درصدد است نشان دهد که در برآیند چه نیروها و مناسباتی، نخستین اقدام به بی حجابی در ایران ممکن شده است. برای رسیدن به این هدف، از جهت گیری فوکویی متکی بر روش دیرینه شناسی استفاده شده است. مقاله نشان می دهد که «بی حجابی» حکمی از احکام تجدد است که باید در مناقشه «تجدد بومی» و «تجدد غربی» در ایران فهمیده شود. از این رو، برخلاف تصور رایج، حضورِ بدون حجابِ قرهالعین بابی در اجتماع بدشت در 1231 ش.، در حالی که «تجدد بومی» و نظامات آن در مرحله مهمی از اقتدار خود است، نمی تواند نقطه صفر بی حجابی در ایران باشد. به علاوه، شیوه استدلال و اسلوب بیانی قرهالعین نیز به تمامی در متن سنت است. مقاله نشان می دهد که بی حجابی فقط در مرحله پیشرفته ای از «تجدد غربی»، و با پیدایی نظامات و نیروهای آن، در ایران می توانسته ممکن شود و از حیث تاریخی، این امر در 1306 ش. و با حضورِ بدون حجابِ صدیقه دولت آبادی در خیابان ها محقق شد. اقدام دولت آبادی در برآیند مجموعه ای از روابط و مناسبات داخلی و بین المللی مورد حمایت «دولت جدید» رضاخان قرار گرفت: تأثیر الگوهای نوسازی در ترکیه و افغانستان، و میل به شناساییِ بین المللی در پایان جنگ جهانی اول، و نیز راهبرد ملت گرایانه تربیت زنان از این جمله اند. خود دولت آبادی نیز، هرچند بدواً تحت تأثیر مناسبات جدیدی قرار داشت، که از زمان سپهسالار و خصوصاً از انقلاب مشروطه ذیلِ «گفتمان عقب ماندگی» در حیطه آموزش جدید پدید آمده بود، بعدها خود به مبلغ گفتار جدیدی برای ترویج بی حجابی و تعریف حقوق زنان بدل شد که تحت تأثیر روندهای فمنیستی بین دو جنگ جهانی، از استدلال های رایج مبتنی بر نوگرایی دینی به نوعی «فمنیسم مادرانه» تمایل پیدا کرد.
۲.

تحلیل سطوح گفتمانی و بلاغی در نوشتار صدیقه دولت آبادی در نشریه زبان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گفتمان کاوی بلاغت صدیقه دولت آبادی زبان زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
گفتمان طبیعتی اجتماعی دارد، و این مهم در نوشته های ژورنالیستی واجد ماهیتی متمایزتر است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل ساختارها و مؤلفه های گفتمان مدار و وجوه زبانی و بلاغی در نوشته های صدیقه دولت آبادی مندرج در نشریه زبان زنان (1298) پرداخته است تا نشان دهد جهان بینی، نیت های اجتماعی، رابطه متن و گفتمان قدرت از طریق زبان، گاه مستقیم و گاه تلویحی صورت می پذیرد. روزنامه نگاری در ایران دوران مشروطه با بهره گیری از امکانات متعدد زبان توفیق یافت تا مسیر آگاهی و تجدد را در جامعه ایرانِ استبدادزده فراهم سازد. طیف وسیعی از نوشته های دولت آبادی، به موضوعات مربوط به زنان با محوریت برپایی دبستان برای دختران، مطالبه حقوق اجتماعی زنان، و انتقادات سیاسی تعلق دارد. مقالات او در این نشریه به دلیل اهمیت تاریخی آن در طرح این مطالب در دوره مشروطه و پس از آن قابل بررسی است دولت آبادی با گفتمانی ستیزنده و انتقادی و فراخوانی زنان به کنش اجتماعی، گفتمان تازه ای را در تاریخ اجتماعی زنان ایجاد کرد و گفتمان حاکم را به تغییرات اجتماعی ملزم ساخت. این مزیت مرهون قلمی است که از امکانات اندیشگی و ادبی(بلاغی) به فراخور مطالب سود جسته است. گفتمان انقلابی دولت آبادی در سال های آخر انتشار نشریه در گردشی گفتمانی در مسیر تایید گفتمان قدرت قرار گرفت. این گفتمان در سطح زبانی و بلاغی با جملات کامل و کوتاه، گاهی پرسشی و تاکید بر سره نویسی، با هدف آگاهی بخشی و کسب اعتبار اجتماعی بیان شده است.