مطالب مرتبط با کلیدواژه

خلق الله


۱.

گستره حرمت تغییر خلق الله از منظر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: تغییر خلقت تغییر دین خلق الله جعل تکوینی الهی حرمت تغییر

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن انسان در قرآن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن احکام فقهی وحقوقی در قرآن
تعداد بازدید : ۴۳۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۶۱
بر اساس آیات قرآن، خداوند، عالم را مسخر انسان قرار داده است. لازمه این تسخیر، جواز تصرف انسان در عالم و تغییر آن به منظور بهره بری است؛ ولی در آیه 119 سوره نساء، تغییر خلقت از پروژه های شیطان برای گمراهی بشر معرفی شده است. پژوهش حاضر به این مسئله می پردازد که مرز جواز تصرف در عالم بر اساس جواز تسخیر و منع تغییر خلق الله چیست؟ آیا می توان به لحاظ فقهی به معیاری رسید و میان این دو جدایی افکند؟ در آیه مورد نظر، در مجموع چهار دیدگاه با عناوین ذیل وجود دارد: 1. دلالت آیه بر حرمت تغییر خلقت مطلقا (تغییر مطلق خلقت)؛ 2. دلالت آیه بر حرمت تغییر دین خدا؛ 3. دلالت آیه بر نکوهش از تغییر درون انسان؛ 4. دلالت آیه بر حرمت تغییر ناهمسو با هدف خلقت پدیده ها. دیدگاه چهارم، اندیشه صحیحی است که انسان را از ورود به گستره آفرینش الهی و رقم زدن جعلی بر خلاف آن منع می کند و مرز میان تسخیر و تغییر را روشن می سازد و در عین حال، از لوازم ناصحیح اندیشه های دیگر خالی است. البته وجود مصادیق مشکوک به طور محدود همان گونه که در همه قوانین، امری عادی شمرده می شود نباید دستمایه رد قرار گیرد
۲.

بررسی سندی و دلالی حدیث« مَا خَلَقَ اَللَّهُ شَیْئاً أَبْغَضَ إِلَیْهِ مِنَ اَلْأَحْمَقِ ...»

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خلق الله أَبْغض اَلْأَحْمق عقل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
درکتاب علل الشرایع روایتی به نقل از امام صادق (ع) وارد شده با این مضمون که «خداوند عز و جل موجودى را مبغوض تر از احمق نیافریده زیرا محبوب ترین اشیاء که عقل باشد را از او گرفته است..» درظاهر حدیث، منافاتی وجود دارد ،چگونه می شود که خداوند نسبت به فرد احمق بغض داشته باشد در حالی که خودش او را احمق آفریده است ؟! واکاوی سندی حدیث بیانگر اینست که سند حدیث مرسل و معنن بوده و وثاقت یکی از راویانش نیز مشخص نیست.همچنین بررسی محتوایی و تحلیل واژگان حدیث حاکی از معنایی متفاوت از فهم رایج آن است وبیانگر اینکه: «احمق» فردی است که عقل خود را بکار نبندد نه کسی که به او عقل اعطا نشده باشد. معنای واژه« سلب» نیز موید آنست زیرا گرفتن یک چیزبعد از اعطاء آن معنا پیدا می کند نه قبل آن.بعلاوه «بغض» بدون دلیل با عدالت خداوند و آیات قرآنی ناسازگار بوده و عقل سالم نیز آن را نمی پذیرد .بنابراین بغض الهی نسبت به احمق دلیلی داشته و آن دلیل اینست که او نعمت عقلی که خدا به او داده را به کار نبسته و با هوسرانی آن را تباه کرده است.