مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
اقتصاد سیاسی بین الملل
در ادبیات روابط بین الملل موجود در کشور، واقع گرایی و شاخه های نظری مرتبط با این مکتب از مقبولیت بالایی برخودارند. عوامل متفاوتی نخبگان کشور را به سمت قرائت خاصی از واقع گرایی سوق داده است. این نوشتار بر این باور است که واقع گرایی در برگیرنده مجموعه ای متنوع از نظریات گوناگون است. عدم اشراف کامل به این مجموعه تلاش ها و ناتوانی از فهم دقیق مفاهیم کلیدی در این حوزه، برداشتی سطحی و غیردقیق را به همراه خواهد داشت. این نوشتار بر آن است تا با نگاهی جدید این کاستی را مورد توجه قرار دهد و در صورت امکان پاسخ دهد. با این وصف، سؤالی که این پژوهش درصدد است تا به آن پاسخ دهد به این صورت است که واقع گرایی چه ظرفیتی برای پاسخ به مسائل نوین امروزی در حوزه تحول در نظم بین الملل دارد؟ در پاسخ به این سؤال می توان گفت، قرائتی که رابرت گیلپین از واقع گرایی مبتنی بر چرخش هژمونی (در سیاست بین الملل) در کنار ثبات هژمونیک (در اقتصاد سیاسی بین الملل) ارائه داده است، دریچه ای مناسب برای ارائه روایتی نسبتاً گویا از این موضوع (تحول در نظم اقتصاد سیاسی بین الملل) فراهم می کند. در این راستا، مدل اقتصادی سولو که به منظور تقویت، غنی سازی و تلاشی به منظور کمی سازی قرائت گیلپین از واقع گرایی به کار گرفته می شود، زمینه ارائه تبیینی بهتر از دوران گذار و تحول در نظم را فراهم می سازد. راهبرد این پژوهش از نوع قیاسی و گونه پژوهشی این تحقیق نیز از نوع بنیادین، مطالعه موردی و ایستا است. آنچه که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، استفاده از نظریات رابرت گیلپین در حوزه های سیاست بین الملل و اقتصاد سیاسی بین الملل است که توسط مدل اقتصادی رابرت سولو برای تبیین بهتر دوران گذار و تحول در نظم اقتصاد سیاسی بین الملل تقویت و غنی شده است.
سیر تکوین و تکامل نظام اقتصاد سیاسی بین الملل: مطالعه تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
امروزه سهم عمده ای از موفقیت های علمی در علوم طبیعی، مدیون وجود آزمایشگاه هایی است که صدق و کذب محاسبات دانشمندان علوم طبیعی را در زمانی کوتاه مشخص می کند؛ اما شرایط در حوزه علوم انسانی کاملاً متفاوت است. در علوم انسانی از آزمایشگاه تاریخ برای آزمودن فرضیات استفاده می شود؛ بنابراین در نوشتار پیش رو تلاش می شود که تاریخ روابط بین الملل به صورت آمیخته با تاریخ اقتصاد بین الملل بررسی شود تا متغیرها و شاخصه هایی که در شکل گیری و تکامل نظام اقتصاد سیاسی بین الملل اثرگذار بوده اند، مورد بررسی قرار گیرند. می توان پرسش پژوهش حاضر را به این صورت مطرح کرد که سیر تکوین و تکامل نظام اقتصاد سیاسی بین الملل امروزی چگونه بوده است؟ در پاسخ باید گفت که واحد های سیاسی که پس از قرن چهاردهم میلادی به نوعی هژمونی اقتصادی رسیدند، با تکیه بر دو متغیر سرمایه گذاری در نظم بین الملل و دست یابی به فناوری های مدرن نقشی اساسی در تکوین و تکامل نظام اقتصاد سیاسی بین الملل ایفا کردند. جستار پیش رو با پذیرش مفروضات رهیافت علمی- تجربی درصدد است تا با راهبردی قیاسی چگونگی تکوین و تکامل نظام اقتصاد سیاسی بین الملل امروزی را بررسی کند. گونه پژوهشی این نوشتار نیز از نوع بنیادی، مطالعه موردی و مطالعه روندی است. مباحث پژوهش نشان می دهد که شکل گیری نظام اقتصاد سیاسی بین الملل در چارچوب رقابت هژمون های اقتصادی در طی پنج قرن گذشته بوده است که هر کدام از این بازیگران با تکیه بر متغیرهای فناوری و سرمایه گذاری در کنار نوآوری های نهادی، نقش مهمی در این خصوص ایفا کرده اند.
مؤلفه های کانونی چرخش راهبردی آمریکا به سوی شرق آسیا
حوزههای تخصصی:
چرخش ایالات متحده به سوی آسیا، راهبردی است که ایالات متحده آمریکا در دوره اوباما در پیش گرفت و مشخصاً در سال 2011 اعلام شد. با توجه به رشد اقتصادی فوق العاده چین و تهدیداتی که این کشور در شرق آسیا به لحاظ نظامی و اقتصادی متوجه منافع آمریکا مینمود، اوباما تلاش کرد توجه و منابع آمریکا را به سوی آسیا پاسفیک به طور عام و شرق آسیا به طور خاص معطوف کند. نقطه کانونی رویکرد آمریکا مهار و مدیریت قدرت رو به تزاید چین در حوزه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بود. اگرچه به این موضوع زیادی پرداخته شده، اما از منظر اقتصاد سیاسی بین الملل و جایی که برخی جنبه های اقتصادی، ارزش سیاسی (دفاعی و امنیتی) والایی دارد و در تعیین موقعیت قدرت این دو رقیب مهم هست، توجه چندانی نشده است. با توجه به این نقطه ضعف که میتواند اهمیت موضوع را بسیار کاهش دهد، مقاله کنونی در پی بررسی نقش یکپارچه و همزمان مولفه های کانونی در چرخش راهبردی آمریکا به سوی شرق آسیا است. به عبارتی، این مؤلفه ها ترکیبی از مؤلفه های سیاسی و اقتصادی اند که تا کنون عمدتاً جداگانه دیده شده و کمتر به صورت ترکیبی یا یکپارچه و همزمان در نظر گرفته شده اند. این مقاله به تأثیر از نظریه ثبات هژمونیک که مورد توجه عمده نظریه پردازان در این رابطه بوده، به بررسی این مؤلفه ها میپردازد.
روش شناسی مکاتب آمریکایی و بریتانیایی در اقتصاد سیاسی بین الملل: مقابله گرایی یا مشارکت(مقاله علمی وزارت علوم)
به عقیده بسیاری از صاحب نظران، تولد و ظهور رشته اقتصاد سیاسی بین الملل مربوط به اوایل دهه 1970 میلادی و به دنبال برخی از بن بست های نظری و عملی در روابط بین الملل بوده است. درواقع، در همین دوران است که افرادی مانند استرنج، کاکس، کیوهین و نای، گیلپین، کاتزنشتاین و کراسنر در قالب دو مکتب بریتانیایی و آمریکایی مباحث خود را مطرح می کنند که به نظر می رسد تفاوت های مهمی نیز بین نگرش های حاکم بر این دو مکتب وجود دارد. بر این اساس، هدف، پاسخ به این پرسش است که مکاتب آمریکایی و بریتانیایی از لحاظ متدولوژیکی دارای چه نگرشی هستند؟ برای این منظور، ضمن بررسی شرایط و زمینه های تاریخی این دو مکتب، مواضع متدولوژیک مکتب های پیش گفته مورد بحث قرار گرفته اند. در این راستا، بررسی و سیر تاریخ فکری شکل گیری این رشته نیز، اختلاف بین دو مکتب یادشده را آشکار کرده و مشخص می سازد که این دو رهیافت، برای تحلیل و مطالعه پیوندِ پیچیده بین فعالیت اقتصادی در سطح بین الملل، مواضع مختلفی را از لحاظ متدولوژیکی اتخاذ کرده اند. نتیجه ای که از پژوهش به دست آمده، این است که نوعی مقابله گرایی و انشقاق از لحاظ متدولوژیک بین دو مکتب شکل گرفته است که می تواند سلامت این حوزه مطالعاتی را که افزون بر تمایز جغرافیایی؛ دارای تمایز فکری و رویکردی نیز بوده اند، در معرض خطر قرار دهد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است و مکاتب اقتصاد سیاسی بین الملل نیز، به عنوان داده در نظر گرفته شده اند.
جایگاه توسعه خاورمیانه در اقتصاد سیاسی بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۹ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۶
321 - 337
حوزههای تخصصی:
از آنجا که توسعه نیازمند آرامش و امنیت می باشد، بیشتر نواحی منطقه خاورمیانه به دلیل وجود بحران های متعدد و طولانی نتوانسته زمینه های ورود به عرصه توسعه را فراهم نماید. بحران های داخلی و خارجی که برآمده از ماهیت دولت اقتدارگرا و رانتیر و مداخله قدرت های بزرگ و نیز ایدئولوژیک شدن فضای سیاسی اقتصادی منطقه می باشد، موجب گردیده خاورمیانه نتواند با عنایت به معیارهای کلان و اصولی توسعه، وارد مدار توسعه یافتگی گردد. پرسش عمده این است که چرا خاورمیانه در مقام مقایسه با دیگر مناطق در حال توسعه و با وجود پتانسیل های طبیعی و انسانی هنوز نتوانسته به فاز توسعه گام نهد؟ فرضیه مقاله عبارت است از اینکه : حاکمیت فضای امنیتی و ایدئولوژیک در منطقه خاورمیانه در عصر جهانی شدن مانع اصلی در مسیر توسعه کشورهای این منطقه بوده است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی می باشد و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است. هدف عمده پژوهش حاضر ارایه تصویری هرچند کلی از چشم انداز توسعه در منطقه حساس خاورمیانه بوده است. یافته پژوهش نیز آن است که تداوم روندهای توسعه نیافتگی منطقه خاورمیانه در عصر جهانی شدن و حاکمیت فضای امنیتی و ایدئولوژیک پس از 11 سپتامبر 2001، مازاد اقتصادی را از منطقه خارج می نماید و موجبات تداوم عقب ماندگی و توسعه توسعه نیافتگی این منطقه شده است.
تحول اقتصاد سیاسی بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اقتصاد سیاسی بین الملل اصطلاحی ترکیبی از عمده ترین رشته های علوم انسانی همچون سیاست، اقتصاد، جامعه شناسی، انسان شناسی، فلسفه و سیاست مقایسه ای و ... می باشد. عنصر اساسی این دانش پویا و ... ذاتی آن است که در یک تعامل دو جانبه به پیش می رود. مکاتب و نظریه ها برگرفته از همین ویژگی ها می باشد. در این نوشتار کوشش گردید تا با بررسی مسیر تحول اقتصاد سیاسی بین الملل از ابتدای قرن بیستم تاکنون به واکاوی و تاثیر آن بر جامعه انسانی بپردازیم