مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
دانش آموزان تیزهوش
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۲ خرداد ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۸۴)
۲۱۸-۲۰۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رویکرد کوتاه مدت راه حل محور بر سبک های مقابله ای و نشاط ذهنی دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهر ارومیه در شش ماهه اول سال تحصیلی 99-1398 بودند. پرسشنامه نشاط ذهنی بین آن ها توزیع و تعداد 30 نفر که در این آزمون پایین تری نسبت به بقیه کسب کردند به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه یکسان 15 نفره آزمایش و گروه در انتظار درمان گمارده شدند. گ روه آزم ایش، طی 8 جلس ه 90 دقیق ه ای در هر هفته دو جلسه، درمان گروه ی راه حل محور را دریافت کردند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سبک های مقابله ای (WOCQ) (لازاروس و فولکمن، 1984) و نشاط ذهنی (SVS) (ریان و فردریک، 1997)، استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که باکنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون افراد گروه آزمایش و گروه در انتظار درمان در متغیرهای سبک های مقابله ای و نشاط ذهنی، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0>P). با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که رویکرد کوتاه مدت راه حل محور بر کاهش سبک مقابله ای هیجان مدار و افزایش سبک مقابله ای مسئله مدار و نشاط ذهنی دانش آموزان تیزهوش مؤثر است.
تحلیل تفاوت دانش آموزان تیزهوش دارای اختلال یادگیری دوره ابتدایی با روش فرا تحلیل
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف جمع آوری و یکپارچه سازی اطلاعات در مورد ویژگی دانش آموزان تیزهوش دارای اختلال یادگیری دوره ابتدایی با کمک پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی انجام شد. از بین 92 پژوهش 15 مطالعه انتخاب شد . در روش مرور نظام دار مطابق با دستورالعمل پریزما و در روش فراتحلیل، از ابزار چک لیست وارسی فراتحلیل استفاده شد. درمجموع 87 اندازه اثر همبستگی از آن ها به دست آمد که با نرم افزار 2CMA مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش دو مدل تصادفی و ثابت محاسبه گردید که باتوجه به تحلیل ناهمگنی از طریق شاخص های Q و مجذور I ، مدل ثابت به عنوان مدل نهایی در نظر گرفته شد. یافته ها بیانگر آن است بیشترین اندازه اثر، به پژوهش اختلال یادگیری بررسی توانایی های نیمکره راست و چپ مغز دانش آموزان تیزهوش با و بدون اختلال یادگیری و کمترین اندازه اثر بررسی رویه های مورداستفاده برای شناسایی کودکان ناتوان یادگیری تیزهوش اختصاص داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد دانش آموزان تیزهوش دارای اختلال یادگیری در تطبیق علائم، حافظه ارقام، حساب، تکمیل تصاویر، اطلاعات عمومی و مازها نسبت به دانش آموزان تیزهوش بدون اختلال یادگیری تفاوت معناداری دارند
اثربخشی آموزش زبان امکان بر اجتناب شناختی و تفکر فلسفی دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش زبان امکان بر اجتناب شناختی و تفکر فلسفی دانش آموزان دختر مدارس تیزهوشان اجرا شد. این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را 388 نفر از دانش آموزان دختر مدارس تیزهوشان استان گلستان تشکیل دادند. برای تعیین حجم نمونه ابتدا با توجه به جدول کرجسی-مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی، 185 نفر برای غربالگری اولیه انتخاب شدند و به پرسشنامه های اجتناب شناختی و تفکر فلسفی پاسخ دادند. 45 نفر دارای اجتناب شناختی بالا و تفکر فلسفی پایین بودند که از میان آن ها 30 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه به صورت هفتگی و آنلاین از طریق شبکه آموزش شاد (هر جلسه 25 دقیقه) تحت آموزش زبان امکان قرار گرفت. برای تحلیل داده های پژوهش از روش آماری کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد بین میانگین های پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل تفاوتی معنی دار وجود دارد؛ بدین معنی که آموزش زبان امکان سبب کاهش میزان اجتناب شناختی و افزایش تفکر فلسفی دانش آموزان مدارس تیزهوشان استان گلستان شد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر رضایت از زندگی، اضطراب آینده و استرس ادراک شده در دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش رضایت از زندگی، کاهش اضطراب و استرس در دانش آموزان تیزهوش از اهمیت بالایی برخوردار است. بدین منظور می توان روش های درمانی مختلفی را به کار برد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر رضایت از زندگی، اضطراب آینده و استرس ادراک شده در دانش آموزان تیزهوش بود.
روش کار: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و مرحله پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل یکی از دبیرستان های دخترانه استعدادهای درخشان فرزانگان متوسطه اول و متوسطه دوم در سال تحصیلی 1402-1401 در مازندران بود که تعداد آنها 187 نفر بود. تعداد 30 نفر بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. دانش آموزان، پرسشنامه رضایت از زندگی، اضطراب آینده و استرس ادراک شده را در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری بر اساس پروتکل Mahasneh (۲۰۲۲) دریافت کردند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری در گروه آزمایش، باعث افزایش رضایت از زندگی در پس آزمون و مرحله پیگیری نسبت به پیش آزمون شده است (0/05>P). همچنین میانگین نمرات اضطراب آینده و استرس ادراک شده در پیش آزمون به نسبت به پس آزمون و مرحله پیگیری در گروه آزمایش، کاهش یافت (0/05>P).
نتیجه گیری: درمان شناختی رفتاری در دانش آموزان تیزهوش، با افزایش رضایت از زندگی، کاهش اضطراب آینده و استرس ادراک شده همراه بود. نتایج این پژوهش می تواند به سازمان های آموزشی کمک کند تا از طریق گنجاندن مفاهیم مداخله شناختی رفتاری در کتب درسی دانش آموزان تیز هوش منجر به بهبود سلامت روان شناختی آنان گردد.
مقایسه نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره متوسطه دوم
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
18 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره ی متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه دوم شهر اصفهان بود که از میان آنان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۳۰ دانش آموز تیزهوش و ۳۰ دانش آموز عادی به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیار گزینش دانش آموزان تیزهوش، تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خلاقیت تحول آفرین (معتمدی، ۱۴۰۴) و پرسشنامه ی خلاقیت تورنس عابدی (۱۳۷۲) بود. برای تحلیل داده ها و مقایسه ی میزان خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس بین دو گروه، از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه در نمرات کلی خلاقیت تحول آفرین و مؤلفه های (خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین) آن تفاوت معناداری وجود نداشت؛ درحالی که در خلاقیت تورنس تفاوت معناداری مشاهده شد، به گونه ای که دانش آموزان تیزهوش در بعد سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار نمرات بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند، ولی در بعد بسط هیچ تفاوت معناداری بین گروه دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی وجود نداشت. نتایج حاکی از آن است که خلاقیت تحول آفرین، برخلاف خلاقیت تورنس، الزاماً با توانایی های شناختی بالا همبسته نیست و بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی، آموزشی و تجربی شکل می گیرد. از این رو، می توان نتیجه گرفت درحالی که خلاقیت تورنس بیشتر به ابعاد شناختی و تفاوت های فردی در پردازش اطلاعات و حل مسئله وابسته است، خلاقیت تحول آفرین نوعی ظرفیت پویا و قابل پرورش است که از تعامل فرد با محیط، نظام آموزشی و تجربه های یادگیری معنادار حاصل می شود.
اثربخشی برنامه غنی سازی عصب-تحولی بر تفکر خلاق دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
185 - 199
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه غنی سازی عصب-تحولی بر تفکر خلاق دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش: طرح پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دو ماهه و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان تیزهوش 7 تا 10 سال شهر تهران در سال 1403-1402 تشکیل دادند که تعداد 30 نفر از این دانش آموزان بر اساس معیارهای ورود به عنوان نمونه انتخاب گردید و به صورت تصادفی در گروه آزمایشی برنامه غنی سازی عصب-تحولی (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری، فرم تصویری آزمون تفکر خلاق تورنس (1998) و آزمون هوش وکسلر کودکان (نسخه پنجم) بود. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین افزایش تفکر خلاق و مؤلفه های آن در دانش آموزان تیزهوش در دو گروه آموزش و کنترل، بعد از برنامه غنی سازی عصب-تحولی وجود داشت و برنامه غنی سازی عصب-تحولی بر تفکر خلاق و مؤلفه های آن در دانش آموزان تیزهوش اثربخش بود. نتیجه گیری: بنابراین با توجه به اهمیت برنامه غنی سازی عصب-تحولی در یادگیری دانش آموزان تیزهوش، پیشنهاد می شود با برگزاری کارگاه ها و جلسات آموزشی مبتنی بر این برنامه آموزشی برای معلمان و مدیران مدارس مقطع ابتدایی، زمینه لازم برای اجرای آن در مدارس بیشتری فراهم شود