مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
اخبار جعلی
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴۰
200 - 159
حوزههای تخصصی:
پیام رسان ها و رسانه های نوین بستر مناسبی برای نشر اخبار جعلی هستند. این امر در همه گیری ها خود را بیشتر نشان می دهد. به دلیل استفادیه عموم با سطح سواد رسانه ای مختلف از رسانه های اجتماعی و پیام رسان های آنلاین در بحران های گوناگون باید در شناسایی و مواجهه با آن ها تدابیری اندیشید. دراین بین، نقش روزنامه نگاران بسیار مهم است. پس از شیوع ویروس کرونا در مدت کوتاهی «اخبار جعلی» در قالب عدم اطمینان و بار عاطفی وضعیت به وجود آمدند. دراین بین از بحران نمی توان بدون بهره مندی از «ارتباطات» گذشت. «ارتباطات بحران» قدرت و روایت تاب آوری انسان اجتماعی در برابر تهدیدها و بال های سوق دهنده به رهایی از زیست جمعی است. ویروس کرونا و آثار برآمده از شیوع آن، بزرگ ترین بحران سلامت و حیات زیستی را برای بشر به وجود آورد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر شناخت مضامین نهفتیه اخبار جعلی منتشرشده در ایام شیوع کرونا در بستر پیام رسان تلگرام است. پدیده ای که به آن «اینفودمی» گفته می شود در کانال تلگرامی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون موردبررسی قرار گرفته است. نهایتاً مشخص شد که شش مضمون اصلی پژوهش، شامل اعلام زمان پایان اپیدمی کرونا، رواج طب سنتی، عوارض واکسن زدن، ابتلای سلبریتی ها و مشاهیر به کرونا، خوراکی های نابودکنندیه کرونا و مسائل اقتصادی کرونا مورد توجه این رسانه است. همچنین «پیشگیری، ابتلا و پایان کرونا» به عنوان مضمون فراگیر اصلی شناسایی و تحلیل شد.
فنون مقابله و نبرد هوشمندانه با اخبار جعلی در عصر هوش مصنوعی
منبع:
شناخت پژوهی مطالعات سیاسی سال اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
70 - 92
حوزههای تخصصی:
تشخیص حقیقت از فریب نیازمند ابزارهای نوآورانه در عصری است که در محاصره اطلاعات نادرست است. اطلاعات نادرست مانند اخبار جعلی و شایعات، تهدیدی جدی برای زیست بوم های اطلاعاتی، زودباوری و اعتماد عمومی است و ظهور هوش مصنوعی پتانسیل زیادی برای تغییر شکل چشم انداز مبارزه با اطلاعات نادرست دارد. هدف اصلی این مقاله بررسی فنون مقابله و نبرد هوشمندانه با اخبار جعلی در عصر هوش مصنوعی است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی توسعه ای؛ از لحاظ رویکرد، کیفی و بر اساس روش فراترکیب انجام شده است. بر این اساس، جامعه آماری پژوهش، شامل مجموعه مقالاتی است که در بازه زمانی سال های 2020 تا 2024 میلادی و با موضوع هوش مصنوعی، اخبار جعلی، فنون مقابله و نبرد هوشمندانه به چاپ رسیده اند که با روش فراترکیب نهایتاً 33 مقاله از میان 63 مقاله انتخاب گردید. در این پژوهش بر اساس نتایج تحلیل مضمون، متون مرتبط مورد بررسی قرارگرفت و نتایج حاصل از روش تحقیق و تحلیل انجام شده در این پژوهش در قالب مدل مفهومی ترکیبی فنون مقابله و نبرد هوشمندانه با اخبار جعلی در عصر هوش مصنوعی ارائه گردید.
ارائه چارچوب تعدیلگری برای اخبار جعلی در پلتفرم ها (مورد مطالعه: تعدیلگری اخبار جعلی در پلتفرم های شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
250 - 578
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر شبکه های اجتماعی، گسترش بی ضابطه اطلاعات در کنار تضعیف مرجعیت رسانه های رسمی، زمینه ساز ظهور پدیده هایی چون اخبار جعلی شده است که نه تنها خود مسئله نگران کننده ای است، بلکه چالش اساسی تری به نام «تعدیلگری محتوا» را ایجاد کرده است. با توجه به نقش برجسته ای که پلتفرم های شبکه اجتماعی در توزیع اخبار و شکل دهی به افکار عمومی یافته اند، تعدیلگری اخبار جعلی در این فضا، به یکی از اصلی ترین محورهای حکمرانی رسانه ای بدل شده است؛ به طوری که توانایی تعدیلگری محتوا در این بسترها، هم به کاهش انتشار اخبار نادرست کمک می کند و هم می تواند حافظ اعتماد عمومی، کیفیت تعاملات اجتماعی و حتی، امنیت اطلاعاتی در جامعه باشد. پژوهش حاضر از طریق شناسایی راه کارهای اتخاذ شده توسط دو پلتفرم شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام و همچنین، نظرها و تجربه های خبرگان این حوزه، چارچوب جامعی به منظور تعدیلگری اخبار جعلی برای پلتفرم های شبکه های اجتماعی داخلی ارائه داده است. روش: این مطالعه از نوع کیفی و روش اجرای آن، مطالعه تطبیقی بوده است. برای تحلیل داده ها، از ابزار تحلیل مضمون استفاده شده است تا راه کارهای تعدیلگری موجود در دو پلتفرم ایکس و اینستاگرام بررسی شود. با هدف بومی سازی راه کارها جهت اعمال و کاربست آن ها در پلتفرم های داخلی، از ابزار جمع آوری داده از طریق مصاحبه استفاده شده و با خبرگان مصاحبه شده است. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، راه کارهای موجود را می توان در دو دسته راه کار «برون پلتفرمی» و «درون پلتفرمی» طبقه بندی کرد؛ به طوری که در دسته اول، راه کارهایی همچون تنظیم قوانین و مقررات، تشویق به ترویج منابع اعتمادساز، توسعه آموزش و آگاهی و روشنگری عمومی، تعزیز انضباط رسانه ای، ارتقای سواد رسانه ای، توانمندسازی نهادهای مربوطه، ترویج فرهنگ انتقاد سازنده، تشویق به توسعه الگوریتم های تشخیص اخبار جعلی و تشویق به مشارکت اجتماعی شهروندان قرار گرفته است. در دسته دوم نیز راه کارهایی چون ارائه قوانین و دستورالعمل ها، جمع سپاری، احراز هویت کاربران، همکاری با منابع رسمی خبری، صحت سنجی، رتبه بندی و برچسب گذاری محتوا ارائه شده است. در سطح داخلی نیز، خبرگان بر ضرورت شفاف سازی الگوریتم ها، رعایت ملاحظات فرهنگی و حقوقی و توسعه نظام آموزش عمومی، در کنار اِعمال ابزارهای نرم و سخت برای تعدیل محتوا تأکید داشتند. نتیجه گیری: در جهانی که پلتفرم های شبکه اجتماعی اهمیت زیادی دارند، اخبار جعلی، به عنوان ابزاری مؤثر برای ترویج اطلاعات نادرست و تضعیف اعتماد عمومی، می تواند پایه های حقیقت و صداقت را در جامعه به خطر بیندازد؛ تأثیر این اخبار و محتوا بر جامعه، از شکاف اجتماعی تا فروپاشی اعتماد، درخور توجه است. شیوه ها و ابزارهای تأثیرگذار تعدیلگری می تواند از یک سو فعالیت کاربران در تولید محتوای کاربرساخته و از سوی دیگر، اعتماد آن ها به محتوای تولید شده در این پلتفرم ها را افزایش دهد. چارچوب ارائه شده در این پژوهش با ترکیب تجارب بین المللی و دیدگاه های بومی شده، مدلی ترکیبی و عملیاتی برای تعدیلگری محتوای جعلی در پلتفرم های اجتماعی داخلی ارائه می دهد. این چارچوب می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری ملی، طراحی پلتفرم های بومی و نیز، بازسازی اعتماد عمومی به فضای مجازی استفاده شود.
شناسایی ساختارهای اطلاعاتی در رسانه های اجتماعی و تأثیر آن بر رفتار اشتراک گذاری کاربران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی در ایران، به عنوان بسترهای تولید و اشاعه اطلاعات، زمینه ساز چرخش سریع و گسترده اخبار واقعی و جعلی شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی محتوای اطلاعاتی در رسانه های اجتماعی و بررسی تأثیر آن بر رفتار اشتراک گذاری کاربران، به شیوه ای آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۳ نفر از خبرگان رسانه، مضامین کلیدی پیرامون «تشابه»، «تفاوت» و «اهداف اشاعه» اخبار جعلی با اطلاعات واقعی استخراج و با تکنیک تحلیل شبکه مضامین تحلیل شد. سپس، یافته های حاصل مبنای طراحی پرسشنامه ای محقق ساخته قرار گرفت که به صورت آنلاین در اختیار ۳۸۵ کاربر شبکه های اجتماعی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS و روش تحلیل معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که میان سه متغیر اصلی پژوهش و میزان اشتراک گذاری اطلاعات توسط کاربران، رابطه معناداری وجود دارد. به ویژه مضامین مربوط به تشابه ساختاری اخبار جعلی با اطلاعات واقعی و اهداف اشاعه، پیش بینی کننده های قوی تری برای اشتراک گذاری بودند. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که اشتراک گذاری اطلاعات در رسانه های اجتماعی صرفاً بر مبنای اعتبار یا صحت آن نیست، بلکه متأثر از انگیزه های ادراکی، اجتماعی و روانی کاربران است.
واکاوی ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
7 - 29
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر پیامدهای خاص فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری متمرکز است. یکی از پیامدهای آن، افزایش تولید و توزیع اخبار جعلی است که فرایند آگاه سازی و اعتماد عمومی را به شدت تحت الشعاع قرار داده و آسیب های فراوانی به پایه های حکمرانی و دموکراسی وارد کرده است. برای مواجهه مناسب با این مسئله، تکیه بر ابعاد جدید معرفتی روزنامه نگاری ضروری است. هدف از این تحقیق، شناخت ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال است. به همین منظور، از روش فراترکیب بر روی کلیه تحقیقات انجام شده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. در پایان، در قالب چهار مقوله "پیام"، "وسیله"، "مخاطب" و "فضا"، مؤلفه های داده به عنوان یک فرم دانش؛ بحران اخبار جعلی، دانش شبکه ای، روزنامه نگاری دیجیتال به عنوان علم چندرشته ای؛ خبرنویسی زنده، روزنامه نگاری موبایلی به عنوان یک فرم دانش؛ تجمیع خبری به عنوان یک شیوه معرفت شناختی؛ شیوه های خبری الگوریتمی، رسانه اجتماعی به عنوان یک پلتفرم خبری؛ جریان خبری شتابان، هنجارهای راستی آزمایی، مشارکت، کامنت های کاربران، اقتدار کاربر، عصر پساحقیقت و روزنامه نگاری مستقل از زمان تحت عنوان "ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال" شناسایی شدند که می توان آن ها را پیامدهای فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری به شمار آورد.
راهبرد مقابله با اخبار جعلی در مدیریت رسانه های جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
89 - 112
حوزههای تخصصی:
اخبار جعلی یکی از مهم ترین چالش های جهان امروز است، به گونه ای که این واژه در سال 20۱۷ به عنوان واژه سال انتخاب شد و همچنان نیز بر اهمیت و پیچیدگی مفهوم آن افزوده می شود؛ به این ترتیب، شناخت اخبار جعلی و راه های مقابله با آن امری ضروری است. که رسانه های جمعی می توانند نقش مهمی در خصوص آن ایفا کنند از این رو، پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهبردی بوده است که نشان دهد مدیران رسانه های جمعی چگونه می توانند با اخبار جعلی مقابله کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شده و روش نمونه گیری هدفمند (نظری) بوده است. بر این اساس با ۱۴ نفر از افراد متخصص در حوزه خبر مصاحبه شده و اطلاعات به دست آمده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مورد تحلیل قرار گرفته است (شامل 27 مقوله و 71 مفهوم) تا یافته ها و مدل پارادایمی به دست آید. در این پژوهش به 14 راهبرد برای مقابله با اخبار جعلی دست یافته ایم که عبارت اند از: برنامه ریزی راهبردی، نظارت سازمانی بر اخبار، برنامه ریزی منابع انسانی بخش خبر، صحت سنجی اخبار، رصد خبری فضای سایبری، بکارگیری نرم افزارهای اتاق خبر، مدیریت مشارکتی، ساختار مسطح در رسانه، تصمیم گیری صحیح و بموقع، توجه به نیازهای خبری، بهره گیری رسانه رسمی از ظرفیت رسانه های اجتماعی، تولید محتوای اثرگذار در تکذیب خبر جعلی، هماهنگی میان نقش های مدیریتی (سردبیری) و نقش های عملیاتی (خبرنگاری) و هماهنگی میان گروه های مختلف خبری.
ارائه رویکرد تنسور سه بعدی برای طبقه بندی و تشخیص اخبار جعلی: مطالعه موردی اخبار فارسی در حوزه کرونا ویروس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
221 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر اختصاص یکی از کلاس های جعل و واقعی به متن های آزاد می باشد. شبکه های عصبی کانولوشنی به عنوان یکی از مهم ترین مدل های یادگیری عمیق، دقت بالایی را بر روی این مسائل بدست آورده است. در این تحقیق آنالیز متن در سطح جمله و بهبود عملکرد شبکه عصبی کانولوشنی جهت تشخیص اخبار جعلی مورد توجه بوده است. در اﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎ ﮐﻠﻤﺎت ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﯿﺴﻪ ای از ﮐﻠﻤﺎت ﺑﻪ ﻣﺪل داده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﻀﺎی ﺑﺮداری ﺑﻪ ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ ﻫﺎی دو ﺑﻌﺪی ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷود. یکی از محدودیت های شبکه های کانولوشن این است که در سطح کلمه کار کرده و نمی تواند رابطه و فاصله بین جملات را در نظر بگیرد و آﻧﺎﻟﯿﺰ در ﺳﻄﺢ ﺟﻤﻠﻪ مشکل اساسی در این تحقیق می باشد. در این پژوهش یک مدل پایه ای مبتنی بر شبکه های کانولوشنی پیشنهاد شده که در آن اسناد به صورت تنسورهای سه بعدی به شبکه داده می شوند تا بتواند مشکل مذکور را مرتفع نماید. در نظر گرفتن تنسورهای سه بعدی امکان یادگیری موقعیت کلمات در جمله را برای مدل فراهم می آورد و به نتایج دقیق تری در تشخیص اخبار جعل دست می یابد. روش شناسی: پژوهش حاضر مطالعه ای کاربردی بوده که در آن حدود 42000 اخبار فارسی از شهرهای مختلف ایران از توییتر جمع آوری شده و با عمل پیش پردازش، داده های اضافی و غیر مفید حذف و پس از برچسب زدن متون پاک سازی شده، متن اخبار جهت رویکرد پیشنهادی با استفاده از نرم افزار پایتون پردازش شده اند. یافته ها: برخی از الگوریتم های یادگیری ماشین دارای قدرت بیشتری در مسائل طبقه بندی بودند، ولی با تغییراتی که در ساختار الگوریتم شبکه کانولوشن صورت گرفت، نتایج بهتری نسبت به الگوریتم های یادگیری ماشین و سایر الگوریتم های مشابه حاصل شد. نتیجه گیری: در نظر گرفتن تنسورهای سه بعدی امکان یادگیری موقعیت کلمات در جمله را برای مدل فراهم می آورد و این مدل پیشنهادی در مقایسه با رویکردهای پیشنهادی در ادبیات، دقت قابل توجهی را بدست آورده است. مدل پیشنهادی بدون اضافه کردن سربار اضافی از لحاظ تعداد ویژگی ها و عمق شبکه، با تغییر در ورودی توانسته است به نتایج بهتر و قابل قبول از سایر رویکردهای موجود در ادبیات دست یافته و به دقت و صحّت بیش از 94 درصد دست یابد.
بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: انتشار گسترده «اخبار جعلی» که باعث فریب کاربران و انحراف جامعه می شوند، به یکی از تهدیدات مهم رسانه ای در جوامع امروز تبدیل شده است. توانایی تشخیص اخبار جعلی برای جامعه و به خصوص کتابداران به عنوان ارائه کنندگان خدمات اطلاعاتی برای شناخت و مقابله با اخبار جعلی ضروری است. سواد رسانه ای ازجمله عوامل مهمی است که در این زمینه می تواند نقش داشته باشد؛ در واقع یکی از مهم ترین راه های مقابله با این تهدید، تجهیز کتابداران به امکانات سواد رسانه ای است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه (170 نفر) تشکیل می دهند که از بین آن ها (118 نفر) از طریق فرمول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه توانایی تشخیص اخبار جعلی (اسمعیلی، رحیمی و مرادی، 1398) که براساس هشت مؤلفه اطلاع نگاشت ایفلا طراحی شده و پرسشنامه سواد رسانه ای (فلسفی، 1393) استفاده شده است.
یافته ها: سطح سواد رسانه ای کتابداران (28/3) و توانایی تشخیص اخبار جعلی آنان (29/3) است. همچنین براساس تحلیل داده ها، سواد رسانه ای با ضریب تأثیر 47/0 بر بررسی منبع، با ضریب تأثیر 24/0 بر خواندن متن خبر، با ضریب تأثیر37/0 بر تشخیص نویسنده، با ضریب تأثیر 45/0 بر بررسی منابع پشتیبان، با ضریب تأثیر 41/0 بر بررسی تاریخ و زمان خبر، با ضریب تأثیر 30/0 بر بررسی طنز یا جدی بودن خبر و با ضریب تأثیر 35/0 بر رجوع به باور و تعصبات شخصی نقش دارد. اما در رابطه با پرسش از متخصصین نقشی نداشته و با ضریب تأثیر برابر با 51/0 بر مقیاس کلی توانایی تشخیص اخبار جعلی مؤثر است.
نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سواد رسانه ای بر افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء سواد رسانه ای صورت گیرد، تا سبب افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران گردد. تشخیص اخبار جعلی، مجموعه ای از مهارت ها بوده که کتابداران به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض پیام های جعلی از این شاخص ها استفاده می کنند، تا صحّت پیام ها را تشخیص دهند. کتابداران برخوردار از توانایی تشخیص اخبار جعلی، در برابر اخبار جعلی، آسیب پذیری کمتری دارند. اخباری را که به منظور تأثیرگذاری بر آن ها طراحی و ارسال شده، در سطوح مختلف مورد شناسایی قرار می دهند و قادر خواهند بود با آگاهی بیشتری با آنان مواجهه شده و این مهارت ها را به کاربران آموزش دهند. نتایج این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های درازمدت کتابخانه های عمومی کشور مورد استفاده قرار گیرد.