در سال های پیش از پیروزی جنبش مشروطیت برخی از نخبگان و مورخان ایرانی ، پیشرفت ژاپن را مورد توجه قرار دادند و تلاش کردند علل آن را تبیین کنند.مساله پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی پیشرفت و ترقی ژاپن از منظر این نویسندگان است.
گردآوری داده های اطلاعاتی بر اساس روش کتابخانه ایی انجام یافته است.مهم ترین نتایج بدست آمده نشانگر آن است که آثار تاریخی مورد مطالعه با گذار از توصیفات صرف به تبیین های عقلانی از مقوله ترقی و مدل ژاپنی آن پرداخته اند.شکاکیت و دیدگاه انتقادی و انواع تبیین های عقلانی در این آثار مشاهده می شود.ایشان تلاش کرده اند با تبیین چرایی و چیستی جریان ترقی خواهی ژاپنی ها الگویی مناسب برای حرکت ترقی خواهانه ایرانیان ارایه کنند.
واقعه تاریخی انقلاب مشروطیت ایران و شرایط پسا انقلابی آن که، به تحدید قدرت حاکمیت سیاسی پیشین انجامید، زمینه ساز شکل گیری کنش های سیاسی متعارض نزد افراد و گروه های مختلف سیاسی گردید.این کنش ها به عنوان یکی از موانع شکل گیری نظم سیاسی سامانمند و کارآمد، عاملی مؤثر در تشدید بی ثباتی سیاسی طولانی در کشور گردید.مقاله حاضر با الهام از الگوی نظری جامعه شناسی شناخت به ریشه یابی علل این کنش های سیاسی متفاوت و متعارض می پردازد و نشان می دهد مبانی اجتماعی و فکری متفاوت کنشگران سیاسی عامل اصلی کنش های متعارض آنان بوده است.بر این اساس، بنیادهای اجتماعی و فکری کنش سیاسی نزد سیدعبدالله بهبهانی از رهبران مشروطیت و شیخ ابراهیم زنجانی، عضو برجسته حزب دموکرات را در بستر مشروطه خواهی به منظور فهم کنش سیاسی متفاوت آنان واکاوی می کند
به دنبال وقوع انقلاب 1917م روسیه، نخستین فرستاده دولت جدید به ایران اعزام شد. این فرد کارل براوین نام داشت. براوین تلاش کرد با محافل سیاسی ایران ارتباط برقرار سازد و سطح روابط دولت جدید را با دولت های ایران ارتقاء بخشد. اما نه وی توانست در این زمینه، کاری انجام دهد و نه جانشین بلافصلش. مقاله زیر تلاش دارد علل و عوامل این ناکامی را بررسی کند و نقش انگلستان را در آن، مورد بازکاوی قرار دهد. تبعات و نتایج این سیاست ها از دیگر محورهای مقاله حاضر است. در این مقاله، جناحبندیهای سیاسی ایران مقارن این تحولات هم بررسی شده اند
دوره قاجار و مخصوصا عصر ناصری در ایران با تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراوانی همراه است که همه جنبه های زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داد. یکی از این تاثیرات در زمینه کشفیات باستانشناسی و تغییر نگرش مردم به آثار باستانی و تاریخ کشورشان بود. با این وجود پیش از آنکه حفاری های علمی در ایران آغاز شود ایرانیان با آثار باستانی محیط زندگیشان، تعامل داشتند. آن ها آثار را به افسانه ها و اسطوره ها مرتبط می ساختند یا اینکه جنبه مقدس به آن می دادند. پس از حضور دلالان عتیقه مردم بومی گاهی به تجارت مواد فرهنگی نیز اقدام می کردند. نگاه مردم به آثار در نگرش آن ها به خود نیز اهمیت داشت. این نگرش در ساخت هویت تاریخی ایرانیان موثر بود و بعدها قسمتی از هویت ملی ایرانیان را تشکیل داد. این پژوهش با روش کتابخانه ای و تحلیل تاریخی به بررسی تاثیر نگاه ایرانیان به میراث فرهنگی در ساخت هویت ملیشان پرداخته است.
در کوران مبارزات ملت ایران در واپسین سالهای قرن 13 و نخستین سالهای قرن 14 که استعمار، به اساس استقلال ایران چشم طمع دوخته بود، کسان بسیاری بودند که در برابر این زیادهخواهی، مردانه ایستادند و حتی بر سر مبارزه با بیگانگان، نرد جان نیز باختند.