تلاشهای چند دهه اخیر برای معاصرسازی پهنههای شهری جامانده تا کنون به نتیجه مورد انتظار نرسیده است. یکی از دلیلهای این امر و شاید مهمترین آن، طرح نادرست مسئله بوده است. تعریف درست مسئله نیاز ادبیات وپژه خویش دارد تا با روشنی افکندن بر معنا و مفهوم مقولههای حوزه مورد نظر زمینه طرح دقیق و بیش بعدی معاصرسازی پهنههای شهری جامانده آماده شود. نوشتهی حاضر تلاشی است برای جلب توجه به ضرورت جلوگیری از آنچه جاری است و پیشنهادی در بازاندیشی تعریف مسئله ""جاماندگی پهنههای شهری"" برای جبران تاخیر تاریخی در ""معاصرسازی"" آنها است.
این پژوهش، در پی شناخت مفهوم وجایگاه اتاق در معماری مسکونی و نقش آن در تامین خُرسندی ساکنان است، تا علاوه بر بازنمایی اهمیت موضوع، تعیین وضعیت، ترکیب و گُزینش شُمار مناسب از اتاق های متفاوت را در هنگام طراحی یا تدوین ضوابط معماری، ساماندهی کرده و آسان تر سازد. امروزه مشاهده میشود که اساس طراحی بیشتر خانه های متداول در ایران، فضای عمومی وسیعی است که معمولاً با آشپزخانة باز یکسَره بوده و سایر فضاها در باقیماندة سطح طرح جای گرفته اند. اما در معماری گذشتة این سرزمین، اتاق ها با عملکردهای پایه ای گونه گون، اندام های بنیادین خانه به حساب میآمدند. مطالعة میدانی نشان میدهد، امروزه نیز اتاق ها نقشی اساسی در رضایت ساکنان دارند. فراهم نشدن فضاهای کافی و مناسب در عرصه های متفاوت خانه به دلایلی مانند محدودیت های اقتصادی و اجرایی، به ویژه درتامین مسکن اقشار میان درآمد و کم درآمد، پیامد های ناخوشایند اجتماعی و فرهنگی را در پی دارد که جبران آنها دشوار و گاه ناممکن است. در جمع بندی این مقاله گفته میشود که در برنامه ریزی و طراحی مسکن، افزون بر الزامات فنی برای پایداری و ایمنی ساختمان، چرا و چگونه باید به انتظارات عملکردی و کیفی مهمی نیز در راستای تامین موقعیت ها یا اتاق های کافی و مناسب برای عرصه های مختلف زندگی خانواده، پرداخته شود.
امروزه به روش های گوناگون از شهر اسلامی سخن به میان می آید، بدون آنکه ویژگی های آن خیلی واضح و روشن باشد. در واقع، عموماً درباره ماهیت شهر اسلامی و به ویژه مبانی اسلامی آن و جایگاه آن در آموزه های دینی تفاهمی وجود ندارد. نظریه حاضر بر آن است تا اصلی ترین ویژگی های شهر آرمانی اسلام را که بتواند مرجعی برای تجلی کالبدی بخشیدن به آن در این دنیا باشد، با استناد به کلام الهی تبیین نماید.