ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۹۸۷ مورد.
۹۲۱.

بتن پلیمری تهیه شده از رزین پلی استر حاوی نانو کامپوزیت CNF/SiO2 و بررسی عملکرد مکانیکی و دوام آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۷
امروزه استفاده از بتن پلیمری به دلیل قیمت بالا، محدود به موارد خاص است. محبوب ترین رزین پلیمری که در بتن استفاده می شود، رزین پلی استر غیر اشباع می باشد. این نوع رزین به دلیل در دسترس بودن، قیمت مناسب، کیفیت مکانیکی خوب و مقاومت فشاری بالا به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مقاله بررسی ویژگی های مکانیکی بتن پلیمری تهیه شده با رزین پلی استر با نانو کامپوزیت CNF/SiO2، مقاومت فشاری، خمشی و سایش، عمق نفوذ آب تحت فشار و دوام آن در محیط های اسیدی است. طرح اختلاط شامل نمونه هایی با 5، 10 و 15 درصد رزین پلی استر و 1، 2، 3 درصد CNF/SiO2 تهیه شد و مقاومت و دوام آنها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این مطالعه نشان داد که بتن پلیمری در هنگام فرآوری اولیه مقاومت مکانیکی بالایی را نشان داد و با افزایش CNF/SiO2 مقاومت آن بیشتر افزایش یافت. بهترین نمونه CP10-CS2 دارای 10 درصد رزین پلی استر و 2 درصد CNF/ SiO2 است. همچنین، پس از قرار گرفتن در معرض اسید خورنده به مدت 3 و 10 ماه، نمونه ها به ترتیب کمتر از 10 درصد و 20 درصد افت مقاومت فشاری را نشان دادند.
۹۲۲.

عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه شهری شهرهای کوچک باتوجه به شاخص های شهر بیوفیلیک (مورد مطالعه: شهر تازیان پائین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
مقدمه: طراحی بیوفیلیک به عنوان رویکردی طبیعت محور در توسعه شهری، تلاشی برای بازگرداندن پیوند میان انسان و طبیعت در بسترهای شهری است. این رویکرد می تواند از طریق حفظ تعادل اکولوژیکی، کاهش آلودگی، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای سرمایه اجتماعی، به تحقق پایداری زیست محیطی و اجتماعی در شهرهای کوچک کمک کند. با توجه به رشد بی رویه جمعیت شهری و فشارهای فزاینده بر منابع طبیعی، استفاده از اصول طراحی بیوفیلیک در شهرهای کوچک اهمیت دوچندانی می یابد.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه طراحی بیوفیلیک در شهرهای کوچک و بررسی نقش این رویکرد در بهبود شاخص های پایداری شهری انجام شده است. مطالعه موردی این پژوهش شهر تازیان پائین در بندرعباس است که با چالش هایی همچون کمبود فضای سبز، بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی و ضعف در مشارکت اجتماعی مواجه است.روش شناسی: روش تحقیق حاضر ترکیبی از تکنیک دلفی برای گردآوری نظرات خبرگان و تحلیل اثرات متقاطع برای شناسایی متغیرهای کلیدی است. متغیرهای کلیدی شامل توسعه پیاده راه ها و مسیرهای سبز، طراحی المان های بومی با الهام از طبیعت، افزایش مشارکت شهروندان در پروژه های زیست محیطی و جذب سرمایه در گردشگری طبیعت محور شناسایی و تحلیل شدند.یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که برای توسعه طراحی بیوفیلیک در شهرهای کوچک، تقویت ظرفیت های نهادی، بودجه گذاری هدفمند و برنامه ریزی مشارکتی ضروری است. توسعه فضاهای عمومی سبز و ارتقای تنوع زیستی می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی ایفا کند. همچنین بهره گیری از مصالح بومی و فناوری های سازگار با محیط زیست در فرایند طراحی، موجب کاهش اثرات منفی توسعه شهری می شود.نتیجه گیری: این پژوهش بیان می کند که رویکرد بیوفیلیک نه تنها ابزاری برای ارتقای کیفیت محیط شهری است، بلکه می تواند مسیر تحقق پایداری زیست محیطی و اجتماعی در شهرهای کوچک را هموار سازد. در نهایت، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران شهری با تدوین راهبردهایی جامع، زمینه را برای تقویت ارتباط انسان و طبیعت در شهرهای کوچک فراهم کنند.
۹۲۳.

کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۲
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.
۹۲۴.

تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از  انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و  حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
۹۲۵.

تدوین الگوی مفهومی – اجرایی پداگوژیِ شهرسازیِ انتقادی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر خلاق رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۴
پداگوژی (آموزش و پرورش در زمینه های گوناگون ) شهرسازی، نیازی زیرساختی برای مشارکت آگاهانه عمومی در مسیر تحقق برنامه های توسعه شهری بوده که باعث کمتر شدن خطاهای هر دو گروهِ مدیریت شهری و شهروندان، در فرایند برنامه ریزی تا اجرا می شود. نبود نگرش بلندمدت به تأثیرگذاری های عمیق آموزش های شهرسازی، پایین بودن باور و اعتماد به یادگیری مستمر و شکاف موجود میان محیط های آموزشی و حوزه های عملیاتی شهرسازی، از علل اصلی پرداختن به موضوع پداگوژی شهرسازی انتقادی در شهر خلاق رشت، به عنوان محدوده پژوهش است. رویکرد پژوهش کیفی است و بر اساس مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، با استفاده از روشِ استقراییِ نظریه داده بنیاد، 102 کد باز،  29 کد محوری و هشت کد گزینشی تجزیه و تحلیل شده اند. حجم نمونه شامل 15 متخصص از سمن(سازمان مردم نهاد) ها، اساتید دانشگاهی و مجموعه مدیریت شهری است. مدل مفهومی_ اجرایی حاصل شده نشان می دهد، « پداگوژی شهرسازی انتقادی» دارای پنج مرحله اصلی است که نیازمند طی نمودن گام هایی ترتیبی، شامل: 1.شناخت مسائل و بسترها (به عنوان شرایط عِلی) ، 2. پذیرش و تعدیل تعارضات اجتماعی و فرهنگی (به عنوان شرایط زمینه ای)، 3. اصلاح رویکردهای ناکارامد پداگوژیکال (به عنوان شرایط مداخله گر)، 4. تحول مد ل های اجرایی با تقویت نهادهای پاسخگو و نقدپذیر (به عنوان راهبردِ کلان)و 5. توسعه محیط های یادگیرنده با مشارکت پذیری و مسئولیت پذیری ذی نفعان (به عنوان پیامدِ اصلی) است. در این الگو، شهر خلاق رشت تحت تأثیر دو رویکرد: 1. تأثیرپذیری از ابعاد آموزشیِ اهداف توسعه پایدار 2030، و 2. نقش آفرینی شهروندان خلاق است. نتیجه نهایی نشان می دهد اصلاح ساختارهای اجرایی و محتوایی در آموزش های جریانِ اصلی ضروری بوده، اما کافی نیست و دستیابی به محیط های یادگیرنده، نتیجه ای مؤثرتر و کارآمدتر خواهد داشت. بدین منظور تولید محتوا با ابزارهای متنوع در فضاهای شهری و مجازی، برگزاری رویدادهای آموزش محور با مشارکت تمامی ذی نفعان و تأمین زیرساخت های فیزیکی با مشوق های سرمایه گذاری، دولتی و یا جهت دهی اقدامات خیرخواهانه شهرسازی، پیشنهادات اجرایی پژوهش است.   
۹۲۶.

سنجش اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهرهای ساحلی با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
توجه به معیارهای تاب آوری کالبدی در ارزیابی اثرات توسعه شهری می تواند علاوه بر حل مشکلات توزیع نامتناسب فضا،مسکن و خدمات،در سازمان دهی مناسب فضای شهری مؤثر باشد و از تغییر وسیع کاربری های مولد و تهدید محیط زیست ساحلی این شهرها جلوگیری نماید.این پژوهش،به بررسی اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی پرداخته است.روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و میدانی است.جامعه آماری در این پژوهش شامل کارشناسان دستگاه های اجرایی و شهروندان شهر نور بوده که حجم نمونه از میان آن ها به تعداد 109 نفر شهروند براساس فرمول کوکران و 32 کارشناس تعیین گردیده است.روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و پیمایشی و روش تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای،آزمون فیشر،ضریب کرامر ومدل سازی ساختاری) در قالب نرم افزار SPSS - pls انجام شد.نتایج پژوهش حاکی از آن است درروند توسعه شهری نور تأثیر فشار توسعه بر مؤلفه های اکولوژیکی، بیشترین اثرگذاری بر کیفیت خاک و تغییر چشم انداز طبیعی بوده است.در خصوص میزان آگاهی و عملکرد مدیریت شهری در کاهش تأثیر فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی،بیشترین عملکرد در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل و ایجاد فرم مطلوب شهری از طریق رشد هوشمند و توسعه میان افزای شهری بوده است.بر اساس نظرات کارشناسان بیشترین عملکرد مدیریت شهری در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل وکمترین عملکرد آن ها در حوزه جلوگیری از تغییر و تخریب اراضی حاصلخیز است.بر اساس مدل سازی ساختاری،با توجه به معیارهای اکولوژیکی،فشار توسعه تا حد زیادی بر کاهش تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور تأثیر داشته است.
۹۲۷.

طراحی سامانه احصاء و مدیریت امداد رسانی پس از زلزله بر پایه طراحی گنسای و رویکرد کاربر محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۵
اگرچه جلوگیری از وقوع زلزله امری غیر ممکن، اما مدیریت در جهت پیش آگاهی، آموزش و کسب آمادگی به منظور کاهش اثرات سوء و پیامد های ناگوار آن منطبق با تعاریف پدافند غیرعامل امری قطعی و ضروری است. شناسایی و کاربست راهکارهای اتخاذ شده توسط ژاپن با پیشینه ای قدرتمند در مدیریت موفق بلایای طبیعی و به ویژه زلزله، نیز ضروری می نماید. گنسای به عنوان راهکاری برای آمادگی پیش از زلزله، مدیریت حین زلزله و آماده سازی و مدیریت برای حادثه بعدی، می تواند راهگشا باشد. در این پژوهش ضمن مطالعه و مرور پیشینه، طیف محصولات نرم افزاری امدادی و سامانه های هوشمند و محصولات جانبی طراحی شده، سعی شد در قالب ایجاد و بررسی رابط کاربری طراحی شده در جهت اصلاح، تسهیل و تدقیق شیوه احصاء و آمارگیری حادثه دیدگان و مدیریت پس از زلزله، به تحلیل میزان درک کاربران این برنامه کاربردی و همچنین افزونه سخت افزاری برای تسریع در عملیات امدادی پرداخته شود. پژوهش از نوع توصیفی و کاربردی، با روش پیمایشی، قوم نگاری و میدانی بوده است. برپایه اطلاعات استخراج شده، مطالعات میدانی نیاز سنجی اقلیمی، نمونه اولیه ای از این اپلیکیشن ارائه و با سنجش رضایت محور کاربران بر اساس پرسشنامه لیکرت، مورد کاوش قرار گرفت. در طراحی این سامانه هوشمند سطوح ارزش نسبت به مولفه های اصلی میزان رعایت معیارهای کاربرپسندی، کیفیت رابط های گرافیکی و کیفیت احساسی - ارتباطی، سنجش درک پذیری و میزان مطلوبیت عناصر گرافیکی مورد بررسی قرار گرفت.
۹۲۸.

مؤلفه های اثرگذار و اثرپذیر توسعه شهری و تغییرات اقلیمی، یک رابطه دو سویه در جهت انطباق پذیری با سناریوهای جهانی سیر تحول فضاهای میانی در مسکن شهر حلب از اواخر دوران عثمانی تا سال ۲۰۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
فضاهای میانی در مسکن، علاوه بر ایجاد ارتباط میان درون و بیرون، تأمین نور و تهویه طبیعی، فرصتی را ایجاد می کنند تا ساکنان با طبیعت و همسایگان خود ارتباط برقرار کنند. آن ها مرزهایی بین واحدهای مسکونی ایجاد می کنند که پیکره بندی واحدهای همسایگی و محله ها را شکل می دهد. فضاهای میانی ماهیتی مبهم دارند و نه به داخل و نه خارج به طور کامل تعلق ندارند. بنابراین، می توانند تنظیم کننده روابط بین بیرون و درون باشند. این مقاله درصدد شناسایی گونه های فضای میانی و سیر تحول آن در شهر حلب از مسکن سنتی تا آخرین توسعه رسمی مسکنِ پساجنگ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و شامل این مراحل می شود: تدوین چارچوب نظری برای تعریف و بررسی فضاهای میانی در مسکن شهر حلب؛ انتخاب نمونه هایی از واحدهای همسایگی در شهر حلب از دوره های تاریخی مختلف؛ شناسایی فضاهای میانی و تحلیل و طبقه بندی آن ها بر اساس ویژگی های کالبدی،کیفیت های محیطی و مالکیت. به این ترتیب، پنج دوره ی تاریخی بررسی شده و هشت دسته مسکن بر اساس انواع فضاهای میانی معرفی شده است. گونه های فضاهای میانی بر اساس مقایسه ویژگی های کالبدی شامل شکل، موقعیت، محصوریت و کیفیت های محیطی شامل دسترسی فیزیکی، نفوذپذیری بصری، امنیت و آسایش اقلیمی و همچنین مالکیت طبقه بندی شده اند. یافته ها حاکی از وجود دو گونه فضای میانی در نقش گذر و چهار فضای میانی در نقش اتصال است. یکی از بارزترین نتایج، تبدیل فضاهای گذر از کاملاً خصوصی به نیمه عمومی و از نیمه خصوصی به عمومی و افزایش تعداد آن ها و تبدیل فضاهای اتصال از طریق نفوذ پذیری بصری به فضاهای نیمه خصوصی و نیمه عمومی علی رغم مالکیت خصوصی آن است.
۹۲۹.

بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۷
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.
۹۳۰.

بهینه سازی کاربست مصالح و تکنیک ها در معماری با نگاهی به مفهوم قناعت و بازتاب آن در آثار معماری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۵
منظور از بهینه گرایی در معماری، استفاده ی بهینه از منابع در دسترس و کاهش هزینه های طراحی، ساخت و بهره برداری است. آن چه امروز پرداختن به این موضوع را ضروری نموده، تکرار الگوهای غیربهینه از مرحله ی طراحی تا فرآیند اجرا و بهره برداری از ابنیه ای است که باعث اتلاف منابع، مصالح، بودجه و زمان می گردد. پژوهش حاضر با رجوع به مفهوم ایرانی اسلامی «قناعت» که همزمان به «راضی بودن» و «بسنده کردن به کم» دلالت دارد، تلاش نموده است تا آثار معماری اصفهان را مورد بررسی قرار داده، با استخراج مصادیق فعل قناعت در استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت، راهکارهایی موثر برای بهینه گرایی در فرآیند معماری معرفی نماید. پژوهش حاضر در سه گام انجام گردیده است؛ در گام اول جلسات طوفان فکری در گروه های دو نفره و بیش تر برای شناسایی مصادیق بهینه گرایی در آثار معماری برگزار گردید. در گام دوم مصادیق مشابه به کمک نرم افزار مکس کیو دی ای برای تبیین راهکارهای موثر دسته بندی گردید و نهایتا در گام سوم این راهکارها بر اساس نظرات 30 نفر متخصص معماری و شهرسازی فعال در صنعت ساختمان اصفهان به روش مقایسه زوجی، وزن دهی گردیده است. در نتیجه 14 راهکار برای استفاده ی بهینه از مصالح و تکنیک ها در فرآیند معماری در قالب 5 راهبرد «صرفه جویی»، «چندمنظورگی»، «طبیعت دوستی»، «خوداتکایی» و «بازیافت پذیری» معرفی گردید که به ترتیب «مدولارسازی عناصر و اجزای معماری»، «توجه به نقش عملکردی تزئینات»، «استفاده از مواد طبیعی و چرخه پذیر در ساخت مصالح»، «ارجحیت استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت بوم آورد» و «ارجحیت استفاده از اتصالات خشک به جای اتصالات تر» موثرترین راهکار ذیل هر راهبرد بوده است.
۹۳۱.

تحلیل دگرگونی جایگاه کاربریهای مکان محور شهری در عصر فضای مجازی؛ نمونه مورد مطالعه: کتابخانه های سه دانشگاه اصلی زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۹
برنامه ریزان شهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکه های جهانی اینترنت، پایگاه های داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکه های اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانه ها ی دانشگاهی همچون کاربری های مکان محور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکان معین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین و زمان سرویس دهی معین رها شده اند؟ این پژوهش کاربردی با روش توصیفی تحلیلی و حجم نمونه 480نفر(دانشجویان دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی) با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی در زاهدان (سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان) انجام شده است. مد ل های تحلیل:Uما ن ویتنی، کروسکا ل والیس، کای دو، کرامرزV، جدول متقاطع، کندال تائوC، کرامرزC و تست نشانه بودند. یافته ها نشان داد، جایگاه سنتی کتابخانه های دانشگاهی دگرگون شده است. به این اعتبار که 58 درصد دانشجویان گفته اند به ندرت کتابخانه رفته یا هرگز نرفته اند. 44 درصد دانشجویان جایگاه سنتی کتابخانه ها را کاهشی می دانند. دسترسی به پایگاه های علمی مانند Scopus, SID, در حد معنی داری، سبب اعتقاد دانشجویان به کاهشی بودن جایگاه کتابخانه بود (به استثنای دانشجویان پزشکی و پرستاری).دانشجویان به منابع علمی در هشت پایگاه علمی آکادمیک (Scopus، Web of Science، Pub Med و مشابه آن با میلیاردها آیتم علمی) مراجعه می کنند.نتیجه این که علیرغم پابرجایی نقش و جایگاه کتابخانه های دانشگاهی، پدیده «پژوهش، بدون مراجعه فیزیکی به کتابخانه دانشگاهی» سبب می شود برنامه ریزی و تخصیص فضا، محاسبه آستانه جمعیتی و شعاع عملکرد معین، نیازمند بازنگری گردد. نوآوری این پژوهش مراجعه مستقیم به دانشجویان و سنجش میزان مراجعه شان به کتابخانه و ادراک شان از جایگاه کتابخانه است که در پژوهش های داخلی و خارجی دیده نشد. ادامه پژوهش در کتابخانه های عمومی وگسترش مرزهای دانش مورد تأکید است.
۹۳۲.

مبانی و مصادیق حریم در شهر ایرانی-اسلامی از منظر حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: مفهوم حریم همواره در زندگی انسان ها چندبعدی بوده و درک صحیح آن به حفاظت از حقوق افراد و ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه اسلامی کمک می کند. احکام اسلامی نیز که بیانگر طریقه مناسب بروز حقوق اسلامی هستند، نقش مهمی برنامه ریزی شهرهای ایرانی-اسلامی دارند و ارتباط حریم ذهنی را با دنیای عینی برقرار می کنند. از همین حیث انتظار می رود شهر ایرانی-اسلامی به منظور فراهم کردن بسترِ کمالِ شهروندان، حریم را توامان در ابعاد فیزیکی و ذهنی آن مدنظر قرار دهد. بنابراین در مطالعه حاضر به تبیین جایگاه و الزامات حقوق اسلامی به عنوان یک اصل اساسی در مواجهه با مفهوم حریم در شهر ایرانی-اسلامی پرداخته می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین مبانی و مصادیق حریم در شهر، شناخت الزامات احکام اسلامی و قواعد حاکم بر حریم، در شهر اسلامی-ایرانی انجام می شود. روش شناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های موردِاستفاده از روش کتابخانه ای، اسنادی و عکس برداری حاصل شده اند. به منظور افزایش روایی و پایایی یافته ها، دسته بندی های انجام شده در ارتباط با حقوق چهارگانه و مؤلفه های شهرسازی، با بازبینی تعدادی از خبرگان حوزه فقه شهری و شهرسازی اسلامی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها و بحث: حقوق اسلامی حاکم بر مفهوم حریم در چهار دسته حق الله، حق النفس، حق الناس و حق به محیط زیست قابل مطالعه هستند. احکام اعتباری آن ها که تحت عنوان مولفه های شهرسازی نام برده می شوند، در ابعاد کالبدی، منظر، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی، کاربری، طبیعی، دسترسی و مدیریتی-سیاسی هستند. نتیجه گیری: الزامات احکام ثابت در مواجهه با مفهوم حریم در الزامات اجتماعی ((حرایم شخصی (فرد)، خانوادگی، همسایگی و محله ای))، کاربری (حرایم کاربری های مسکونی و مذهبی)، فرهنگی (حرایم فرهنگی از جمله سنن و ارزش های معنوی افراد)، کالبدی-فضایی (حرایم راه ها، معابر و...)، طبیعی (حرایم درختان، حیوانات و...)، منظر شهری (حرایم آسمان، زمین و...)، اقتصادی (اموال مسلمانان) و حرایم مدیریتی-حقوقی دسته بندی شده و در مطالعات شهر اسلامی-ایرانی به عنوان رویکرد کلی مطالعات قابل استفاده هستند.
۹۳۳.

اصول راهبردی مکان یابی مساجد جامع در شهر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: مسجد جامع به مثابه مهم ترین نهاد عبادی و اجتماعی شهر اسلامی، نقشی فراتر از یک بنای مذهبی دارد و همواره کانون هویت بخشی، انسجام اجتماعی و سازمان دهی فضایی شهر به شمار می رود. با وجود چنین اهمیتی، مکان یابی نامناسب بسیاری از مساجد جامع در شهرها موجب بروز چالش هایی در حفظ نقش و جایگاه آنها شده است. از این رو ضرورت دارد اصول راهبردی مکان یابی مسجد جامع مبتنی بر احکام فقه اسلامی و الزامات شهرسازی بازخوانی و تدوین گردد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش دستیابی و درجه بندی اصول مکان یابی مساجد جامع در سطح راهبرد است که بر اساس احکام فقهی و توأمان با معیارهای معماری و شهرسازی معاصر قابل تبیین باشند. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و مبتنی بر روش های کیفی و تحلیلی است. راهبرد اصلی تحقیق، استدلال منطقی بر پایه اصل استقراء احکام از منابع استوار بوده و در هر بخش از مباحث، روش متناسب اتخاذ گردیده است. داده ها از طریق بررسی متون فقهی و منابع تخصصی معماری و شهرسازی به روش کتابخانه ای گردآوری و در قالب سه دسته اصلی در جدول های مربوطه طبقه بندی و کدگذاری شده اند. در نهایت پس از برقراری تناظر میان آنها، سنجش و ارزیابی بعمل آمده تا اصول مکان یابی مساجد جامع بر اساس احکام فقهی متناظر، بر اساس اولویت درجه بندی شوند. یافته ها و بحث: محوریت مسجد در شکل گیری شهر اسلامی و مرکزیت فضایی و هندسی آن در شهر، نقش چندعملکردی آن، سهولت دسترسی برابر برای تمام شهروندان و نقش وحدت بخش و هویت ساز مسجد از برجسته ترین اصول در مکان یابی مساجد جامع هستند. نتیجه گیری: از طریق تطبیق احکام راهبردی فقهی با اصول تخصصی شهرسازی چارچوبی جامع برای مکان یابی مطلوب مساجد جامع فراهم شده است که هم ریشه در آموزه های اسلامی دارد و هم پاسخگوی نیازهای فضایی و اجتماعی شهرهای امروز خواهد بود. اصول این چارچوب در سه دسته ی کلی شامل اصول ساختاری-کالبدی، اصول کارکردی-عملکردی و اصول محتوایی-معنایی تبیین شده است.
۹۳۴.

شناسایی پیشران های کلیدی آینده توسعه شهری (نمونه مورد مطالعه: منطقه 5 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: منطقه پنج شهر تهران در دهه های اخیر به یکی از پرتحول ترین مناطق پایتخت تبدیل شده و با رشد سریع جمعیتی، کالبدی و اقتصادی، نقش مهمی در توسعه مسکونی و تجاری ایفا کرده است. این تحولات، فشار زیادی بر زیرساخت ها و محیط زیست شهری وارد کرده و ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت واکنشی به برنامه ریزی آینده نگرانه را برجسته ساخته است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده توسعه منطقه پنج با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی و تحلیل سیستمی است. این پژوهش می کوشد با ترسیم تصویری از عوامل اثرگذار و اثرپذیر، مبنایی برای تدوین سیاست های پایدار و راهبردی در مقیاس محلی فراهم آورد. روش شناسی: روش تحقیق به صورت ترکیبی و در شش گام طراحی شده است. این مراحل شامل تحلیل اسناد، انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حوزه های مرتبط، تحلیل سوآت، تدوین فهرست اولیه پیشران ها، تکمیل ماتریس اثرات متقابل، پردازش داده ها با نرم افزار میک مک، و در نهایت طبقه بندی متغیرها بر اساس اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بوده است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد ۱۵ پیشران اصلی در توسعه آینده منطقه پنج تهران نقش دارند که در چهار دسته اقتصادی -اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی -فضایی و حمل ونقل و تاسیسات شهری جای می گیرند. در بعد اقتصادی -اجتماعی تورم، سرمایه گذاری، قیمت و مالکیت مسکن، مشارکت اجتماعی، درآمد، اشتغال و حاشیه نشینی مطرح است. در بعد زیست محیطی، قیمت سوخت های فسیلی و کیفیت هوا اهمیت دارند. کالبدی -فضایی شامل بودجه عمرانی، تغییر کاربری، تراکم و فضاهای باز است و در نهایت حمل ونقل عمومی و زیرساخت های دیجیتال برجسته هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد آینده توسعه منطقه پنج تهران به شدت متأثر از پیشران های اقتصادی مانند سرمایه گذاری، تورم، بودجه عمرانی، قیمت زمین، مسکن، درآمد و اشتغال است. این عوامل دووجهی و بحرانی اند و تغییر در آن ها کل ساختار توسعه ای را دگرگون می سازد. در مقابل، متغیرهایی چون کیفیت هوا، زیرساخت دیجیتال، مشارکت اجتماعی و فضاهای باز بیشتر تابع و تأثیرپذیرند.
۹۳۵.

نقش سن و جنسیت در ادراک حسی و تجربه زیسته کاربرانِ میدان های بهارستان و امام خمینی (ره) تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: ادراک فضا در میدان های تاریخی شهری، حاصل تعاملات بدنی، حسی و حافظه ای انسان با محیط پیرامون است و فراتر از تحلیل های صرفاً بصری یا کالبدی عمل می کند. در این میان، میدان های منطقه ۱۲ تهران، به ویژه میدان های دارای کارکردهای سیاسی و فرهنگی، فرصت مناسبی برای مطالعه تجربیات ادراکی شهروندان فراهم می آورند. عنصر آب به عنوان یک مؤلفه طبیعی و چندحسی، نقشی کلیدی در تقویت این تجربیات دارد، اما اغلب در طراحی های معاصر مورد غفلت قرار گرفته است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی نقش ادراک حسی و عناصر خاطره ساز، به ویژه آب، در شکل گیری تجربه زیسته کاربران دو میدان بهارستان و امام خمینی (سابقاً توپخانه) انجام شده است. پرسش های اصلی پژوهش بر چگونگی تأثیر حضور آب بر تجربه فضایی، عوامل مؤثر بر این تجربه، و تفاوت های ناشی از سن و جنسیت در تفسیر فضا تمرکز دارد. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساخت یافته با چهار محور اصلی است: انتظارات کاربران از میدان، اولویت های طراحی منظر، عناصر حافظه ساز، و نقش آب در تجربه زیسته. نمونه شامل ۵۹ کاربر میدان ها در ساعات مختلف روز بوده که با ترکیب روش های هدفمند و تصادفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها به صورت آماری-توصیفی انجام گرفته است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان دادند که آب با فعال سازی هم زمان چند حس، موجب ایجاد تجربه ای لذت بخش و به یادماندنی می شود. تفاوت هایی میان گروه های سنی و جنسی در نوع ادراک حسی نیز مشاهده شد. همچنین کیفیت، فرم و نگهداشت آب نماها تأثیر قابل توجهی بر عمق تجربه فضایی داشتند. نتیجه گیری: طراحی فضاهای عمومی، به ویژه در بافت های تاریخی، باید بر پایه درک چندحسی، پویایی اجتماعی، خاطره پذیری و پاسخ گویی به نیازهای روانی کاربران شکل گیرد. عنصر آب می تواند به عنوان عاملی مؤثر در تقویت حضور، هویت مکان و پیوندهای عاطفی کاربران با فضا عمل کند. توجه به ابعاد غیرکالبدی در طراحی، زمینه ساز ارتقای کیفیت تجربه شهری، افزایش حس تعلق و پایداری استفاده از فضا خواهد بود.
۹۳۶.

از فضاهای گمشده تا مکان های شهری: بازآفرینی مکان بر پایه تحلیل چندلایه فضاهای گمشده شهری (مطالعه موردی منطقه ۴ رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
بیان مسئله: بخش هایی از بافت های شهری ایران به رغم برخورداری از موقعیت مکانی مناسب و ظرفیت های بالقوه، در گذر زمان دچار افول کارکردی، گسست فضایی و حذف از تجربه روزمره شهروندان شده اند. این فضاها که در ادبیات شهرسازی معاصر به عنوان «فضاهای گمشده» شناخته می شوند، از منظر نظری و تجربی کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته اند. منطقه چهار شهر رشت نمونه ای عینی از بروز این پدیده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فضاهای گمشده در منطقه چهار رشت، تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها، استخراج مولفه های مکان و ارائه راهکارهای مکان سازی با رویکردی چندسطحی انجام شده است. روش: این مطالعه از رویکرد کیفی با راهبرد تلفیقی بهره گرفته و شامل سه لایه تحلیلی مکمل، تحلیل مورفولوژیک با استفاده از ۱۶ شاخص شکل-زمینه؛ تحلیل پیوند فضایی به کمک تکنیک چیدمان فضا و تحلیل ادراکی-اجتماعی بر پایه مصاحبه های عمیق و ترسیم نقشه های ذهنی است. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده و جهت پاسخ به سه پرسش کلیدی پژوهش به صورت مجزا بازخوانی و کدگذاری شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی یازده دسته فضای گمشده در منطقه چهار رشت شد. همچنین نتایج نشان داد سه بعد اصلی کالبدی-فضایی، عملکردی و اجتماعی-ادراکی در قالب ۲۶ عامل در ایجاد این وضعیت مؤثرند. تحلیل مضامین استخراج شده از مصاحبه ها، ده مؤلفه اصلی مکان را به عنوان مبنای مکان سازی تبیین نمود. راهکارهای طراحی، برنامه ریزی و مدیریتی نیز برای هر نوع فضای گمشده تدوین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر ضمن تلفیق سه سطح تحلیل، مدلی مفهومی برای مکان سازی در فضاهای گمشده شهری ارائه می دهد که قابلیت تعمیم به سایر مناطق شهری ایران را دارد و می تواند به عنوان ابزار تصمیم سازی در مدیریت شهری و طراحی زمینه محور مورد بهره برداری قرار گیرد.
۹۳۷.

خانه ای به وسعت شهر: بازتعریف فضاهای عمومی خانواده محور در برنامه ریزی و طراحی شهری؛ مطالعه موردی: کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۶
فضاهای عمومی شهری، بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه های جمعی و پیوند میان نسل ها هستند و می توانند نقشی بنیادین در بازتولید زیست خانوادگی و تحکیم روابط اجتماعی ایفا کنند. این فضاها نه تنها عرصه حضور افراد، بلکه صحنه تعامل میان ارزش ها، هویت ها و ساختارهای فرهنگی جامعه اند. در این میان، مفهوم «فضای عمومی خانواده محور» به عنوان رویکردی نو در پیوند خانه و شهر، هنوز در ادبیات علمی و سیاست گذاری شهری ایران جایگاه مشخصی ندارد و عمدتاً در قالب مفاهیمی چون «فضای شهری ایمن» یا «فضای اجتماعی مشارکتی» به صورت پراکنده مورد اشاره قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بازتعریف این مفهوم و تبیین ابعاد فرهنگی، نهادی و طراحی آن درزمینه اجتماعی تهران است. برای دستیابی به این هدف، مجموعه ای از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از متخصصان و کنشگران کلیدی در حوزه های خانواده، جامعه شناسی شهری، شهرسازی، معماری و مدیریت شهری انجام شد. نتایج نشان می دهد که فضاهای عمومی تهران در وضع موجود، بیش از آنکه بر بنیان های انسانی و خانوادگی استوار باشند، بر منطق کالبدی، ترافیکی و عملکردی متکی اند. این امر سبب کاهش حس تعلق، کاهش فرصت تعاملات میان نسلی و گسست میان عرصه های زیست روزمره و حیات خانوادگی شده است. متخصصان بر ضرورت بازاندیشی در نقش فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعامل اجتماعی، امنیت روانی، نشاط جمعی و تقویت هویت خانوادگی تأکید داشتند. درنتیجه، چهارچوب مفهومی حاصل از این پژوهش، ادغام سه بُعد فرهنگی اجتماعی، طراحی فضایی و نهادی سیاستی را در بازآفرینی فضاهای عمومی خانواده محور پیشنهاد می کند؛ چهارچوبی که می تواند مبنایی نظری و اجرایی برای توسعه سیاست ها و برنامه های شهری در جهت ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی و بازتعریف رابطه خانواده و شهر در ایران معاصر فراهم آورد.
۹۳۸.

آینده پژوهی انتقادی در بافت پیرامونی حرم های زیارتی: تحلیلی بر مبنای روش CLA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: امروزه شهرهای زیارتی به واسطه ی اقدامات ادواری توسط مدیریت شهری با هدف تأمین نیازهای پشتیبان زائران و گردشگران، دچار چالش هایی با دامنه ی فراگیر در ابعاد مختلف شهری هستند که مخدوش شدن هویت مذهبی-زیارتی آنها را در پی داشته است. هدف: مطالعه ی حاضر با هدف واشکافی لایه های مختلف تأثیرگذار در مداخلات بافت پیرامون حرم های زیارتی، صورت پذیرفته است تا سناریوهای مرتبط با آینده های بدیل مداخلات مذکور را تبیین نماید. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ی مروری نظام مند کیفی با جهت گیری آینده پژوهانه است که با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی، انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، مشتمل بر 42 مطالعه ی داخلی و خارجی در بازه ی زمانی سال های 1376 تا 1404 (1997 تا 2025) است. یافته ها: تحلیل چهارلایه ای علی (لیتانی، علل سیستمی، گفتمانی و اسطوره ای)، پیشران های کلیدی را شناسایی و مبنای طراحی چهار سناریوی بدیل آینده قرار داد تا امکان تصویرسازی و ارائه ی سیاست های جایگزین در برنامه ریزی بافت پیرامون حرم های زیارتی را فراهم آورد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقابل گفتمان ها در لایه های عمیق تر تحلیل علی (اسطوره ای و گفتمانی) با غلبه ی گفتمان گردشگر محور و سلطه ی ایدئولوژی سکولار در کنار بی اعتنایی به گفتمان زیارت محور و با تأسی از استعاره ی «هم زیارت-هم سیاحت» و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی در لایه ی میانی (ساختاری)، اصلی ترین ریشه های مسئله زایی مداخلات کنونی در بستر شهرهای زیارتی هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و چارچوب بندی مجدد مسئله، به واکاوی گذشته، حال و عدم قطعیت های کلیدی آینده ی مداخلات در بافت پیرامون حرم های زیارتی پرداخت. پس از استخراج پیشرا ن های کلیدی در لایه های تحلیل علی و امتیازدهی آنها در ماتریس اثرگذاری-عدم قطعیت، دو عدم قطعیت کلیدی مشتمل بر «تقابل زیارت-گردشگری» و «نظام مدیریتی»، شناسایی گردید و در ادامه، چارچوبی به منظور تبیین چهار سناریوی بدیل با عناوین «حفظ قداست در چارچوب اقتدار»، «تلفیق معنویت و حکمرانی نوین»، «تجاری سازی اجباری» و «شهر جهانی زیارت» را فراهم نمود.
۹۳۹.

بررسی چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۳
بازآفرینی و طراحی بافت های فرسوده شهری، زمانی موفق خواهد بود که فرایند تصمیم سازی و مداخله، بر بستر مشارکت واقعی و اعتماد شهروندان شکل گیرد. در شهر تبریز، تجربه سال های گذشته نشان داده است که ضعف ساختارهای نهادی، پیچیدگی فرایندهای اداری و نبود ارتباط سازنده میان مدیریت شهری و ساکنان، مانع مشارکت مؤثر مردم در طرح های نوسازی شده و بسیاری از پروژه ها را با شکست یا کندی مواجه کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی وتحلیل چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده تبریز انجام شد و با بهره گیری از رویکردی آمیخته، تلاش کرد تصویری جامع از عوامل بازدارنده و مسیرهای بهبود مشارکت ارائه کند. در بخش کیفی، تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان، ۹ مضمون محوری را آشکار ساخت که عبارت اند از: ضعف ضوابط و مقررات حمایتی، ناکارآمدی ساختارهای نهادی، کمبود ظرفیت سازی اجتماعی، فقر سرمایه اجتماعی، ضعف فرایند اطلاع رسانی و آموزش، نبود سابقه مشارکت، ناکارآمدی نظام نظارت، پیچیدگی فرایندهای اداری و کم اعتمادی نسبت به مدیریت شهری. بخش کمی پژوهش نیز این مضامین را تأیید و نشان داد که مجموعه این عوامل، ادراک شهروندان از مشارکت را تضعیف می کند و احتمال همراهی آن ها در پروژه های بازسازی را کاهش می دهد. یافته ها نشان می دهد مهم ترین سهم نظری پژوهش در تبیین این نکته است که مشارکت پایدار در بافت های فرسوده تنها زمانی امکان پذیر می شود که اصلاح نهادی، شفافیت فرایندها و بازسازی اعتماد اجتماعی هم زمان پیگیری شوند. بر این اساس، نتیجه تحقیق برای سه گروه بیشترین کاربرد را دارد: سیاست گذاران و مدیران شهری در تعریف ساختارهای مشارکتی جدید، طراحان و برنامه ریزان شهری در تدوین راهکارهای مبتنی بر همکاری مردمی و نهادهای محلی در تقویت سرمایه اجتماعی و آموزش شهروندان. این پژوهش نشان می دهد هرگونه بازآفرینی مؤثر در تبریز بدون بازسازی رابطه مدیریت شهری و مردم، امکان تحقق نخواهد داشت.
۹۴۰.

جنسیت و ادراک امنیت در پارک های محلی (نمونه موردی: باغ فیض تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: امنیت فضاهای عمومی برای گروه های مختلف جامعه یکسان نیست. مطالعات نشان می دهند که زنان در این فضاها احساس ناامنی بیشتری را نسبت به مردان تجربه می کنند. این تفاوت در ادراک امنیت می تواند بر نحوه استفاده از پارک ها و مشارکت اجتماعی تأثیر بگذارد. هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش جنسیت در تفاوت ادراک حس امنیت در پارک های محلی می پردازد. جنسیت در ارتباط با شش عامل کلیدی تعیین کننده احساس امنیت موردتوجه قرار گرفت تا مشخص شود کدامیک از این عوامل برای زنان اهمیت بیشتری دارد. روش شناسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی است و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل ۱۷۰ نفر از کاربران شش پارک محلی در محله باغ فیض تهران است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه شامل عوامل مؤثر بر ادراک امنیت پارک ها است: قابلیت رؤیت پذیری، نگهداری، پاکیزگی، حفاظت خارجی، سایر کاربران و امکانات حرکتی. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت های میان زنان و مردان تحلیل شد. یافته ها و بحث: زنان نسبت به مردان حساسیت بیشتری نسبت به عوامل شکل دهنده حس امنیت در پارک های محلی دارند و میانگین ادراک امنیت آن ها در اکثر عوامل بالاتر از مردان است. هشت عامل (روز روشن، نورپردازی مصنوعی، امکان دیده شدن و دیدن دیگران، گشت های پلیس، نظارت ویدیویی، وضعیت تجهیزات، مسیرهای پارک و حضور کاربران مزاحم) به عنوان مهم ترین عوامل امنیتی شناسایی شدند. تفاوت آماری در ادراک کلی امنیت بین زنان و مردان مشاهده نشد، اما تفاوت های معنادار جنسیتی در سطح عوامل خاص آشکار شد. همچنین، ویژگی های مکانی پارک ها، تأثیر قابل توجهی بر ادراک امنیت زنان داشتند. نتیجه گیری: ادراک امنیت زنان در پارک های شهری تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل کالبدی، محیطی و اجتماعی قرار دارد. امنیت موضوعی است که به عنوان ماهیتی چندبعدی و پیوسته باید موردتوجه طراحان و برنامه ریزان و مدیران شهری قرار داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان