فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۶۹۶ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
نام خلیج فارس از دیرباز همیشه با تجارت گره خورده و به عنوان یکی از آبراهه های مهم نقش حیاتی در تبادل کالا بین شرق و غرب ایفا نموده که در منابع دوران گذشته به آن اشاره شده است. در آستانه ی انقلاب مشروطه و با گسترش روزنامه ها، منابع مکتوب جدیدی به این حوزه پرداختند. روزنامه ی مظفری که یکی از مهم ترین روزنامه های جنوب ایران بود، تعدادی از مقالات خود را به این حوزه اختصاص داد. این مقاله به دنبال یافتن پاسخی به این پرسش است که رویکرد این روزنامه به مقوله ی تجار و تجارت چه بود و می کوشد به شیوه ی توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی این موضوع را مورد بررسی قرار دهد. یافته ها نشان داد که از دید روزنامه مظفری تجارت ایران در خلیج فارس در این دوره رو به افول نهاد که یکی از عوامل اصلی آن دخالت ها و امتیازات بریتانیا بود که در عمل تجارت آزاد در منطقه را محدود کرد و جایی برای رقابت باقی نگذاشت. این روزنامه تجارت را تنها مبادله ی کالا نمی دانست، بلکه آن را فرآیند پیچیده ای تصور می کرد که تبادل کالا بخشی از آن بود. آنچه در این میان مغفول مانده روند تولید کالا است که بخشی جدانشدنی از آن تلقی می گردد. بخشی که به باور روزنامه در امر تجارت خارجی ایران چندان به آن بها داده نشده است.
سیاست خاندان گاورودی در تعامل با حکومت های تیموری و ترکمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی قدرت گیری خاندان حکومتگر پس از افول قدرت های مرکزی، روند تاریخی گذر از حکمرانی های متمرکز ایرانی به حکمرانی های محلی را نشان می دهد. متأسفانه مطالعات نظری مربوط به خاندان شناسی در ایران هنوز آغاز نشده است تا بتوان با تکیه بر آن ظهور و افول خاندان های حکومتگر را مورد بررسی تطبیقی دقیق قرار داد. این مقاله روند قدرت گیری و افول قدرت خاندان گاورودیان در منطقه گاورود بین همدان و کردستان و به طور مشخص سیاست گاورودیان در قبال سه حکومت قراقوینلو، تیموری و آق قوینلو را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. یکی از مشکلات فراروی این خاندان، تغییر سریع حکومت ها در ایران بود. مساله اصلی گاورودیان که در طول سده ی نهم قمری بر ایران حاکم شدند، این بود که بتوانند منافع خود را با منافع متفاوت و سیّال این سه حکومت تنظیم کنند. لذا سیالیّت منافع حکومت های مرکزی به سیالیّت و پیچیدگی واکنش گاورودیان انجامید. آنان نتوانستند در برابر سیاست تمرکزگرایی حکومت های مرکزی، قدرت استوار و باثباتی ایجاد کنند و سرعت تحولات، آنان را به اتخاذ سیاست های آنی و فرصت طلبانه وامی داشت. بنابراین گرفتار تذبذب و سردرگمی شدند. بعلاوه رقابت های درون خاندانی و عملکرد خاندان رقیب نیز قدرت آنان را به افول کشانید.
بررسی اوضاع اقتصادی خراسان بزرگ در دوره حکومت شاه اسماعیل اول بر مبنای تغییرات وزن سکه ها (مطالعه موردی: سکه های موزه آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه سکه ها به عنوان وسیله ای برای تبادلات تجاری و اقتصادی در دسترس عموم قرار دارند، تحلیل و مقایسه آن ها می تواند به ما در درک بهتری از برخی ابهامات تاریخی در دوره حکومت شاه اسماعیل و نقش خراسان بزرگ به عنوان یکی از ایالت های مهم با پراکنش بالای ضراب خانه ها کمک کند. ضراب خانه ها که نمایانگر قدرت اقتصادی حکومت بودند، در شهرهایی با اهمیت اقتصادی، سیاسی، نظامی و راه های ارتباطی تأسیس می شدند و تغییرات سیاسی تأثیر مستقیمی در تعیین وزن سکه ها در یک ضراب خانه داشت. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه وزن و قطر سکه ها و بررسی وضعیت اقتصادی در خراسان بزرگ است، چرا که میزان و مقدار سکه ها از نظر وزنی یکی از زمینه های ارزشمند مباحث اجتماعی اقتصادی است. این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش تاریخی و مطالعه سکه شناسی و بررسی ضراب خانه های خراسان، سعی در پاسخ به این سؤال را دارد که چه عواملی در تغییرات شدید وزن سکه ها در بازه زمانی 916-928 ق (1510-1522 م) دخیل بودند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که رویدادهای سیاسی و اقتصادی بر ضرب سکه تأثیرگذار بود و دولت با کاهش و افزایش وزن سکه ها، از تورم جلوگیری و توازن اقتصادی در امور تجاری برقرار می کرد.
بازسازی نظام اداری - مالی حکومت قاجار در بندر بوشهر (1264- 1305 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت قاجار وارث نوعی از پراکندگی قدرت در ایران بود. از این رو برای بازگرداندن نظارت بر نهادهای اداری- مالی، سیاست هایی اتخاذ کرد که به پشتوانه ی تخصیص اعتبار ، اجرایی می شد. در راستای این هدف، از ابتدای دوره ی قاجاریه تا پایان پادشاهی محمدشاه در سال 1264 ه.ق اقداماتی برای بازسازی نظام اداری در بندر بوشهر انجام شد و سپس با شروع دوره ی ناصری و صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، از طریق اختصاص بودجه به مصارف کشوری و لشگری، بازسازی نظام اداری بندر بوشهر پیگیری شد. با بررسی دفاتر «دستورالعمل» و «مفاصاحساب» این دوره، می توان سیر تخصیص بودجه برای بازسازی نظام اداری و مالی بنادر را از ابتدای دوره ی ناصری پیگیری نمود. مطالعه ی این متون سیاقی، سیر سیاست های اداری- مالی حکومت قاجار برای توسعه ی نظام اداری- مالی خود در بندر بوشهر را نشان می دهد. شکل گیری ولایت «بوشهر و مضافات و بنادر» در سال 1305 ه.ق نقطه عطفی در این فرآیند بود. با تشکیل این ولایت، بندر بوشهر بیش از پیش به نظام اداری- مالی حکومت قاجار نزدیک شد. پرسش این پژوهش این است که سیاست گذاری حکومت قاجار برای جای دادن بندر بوشهر در نظام اداری – مالی خود چگونه بود؟ این پژوهش با استفاده از روش کیلومتریک، بودجه ی اختصاص داده شده به مصارف اداری - مالی بندر بوشهر را به عنوان یکی از مؤلفه های مؤثر بر بازسازی نظام اداری- مالی حکومت قاجار در بنادر جنوبی در نظر گرفته است. فرضیه این پژوهش آن است که تشکیل واحد اداری- مالی ولایت «بوشهر و مضافات و بنادر» به عنوان واحدی مستقل از ایالت فارس، امری دفعی نبوده، بلکه برآیندی از روند برنامه ی تخصیص بودجه برای بنادر جنوبی در دور ی ناصری است.
«ضرب ده دشت»؛ معرفی مسکوکات صفوی نویافته ای از ضرابخانه مهجور ناحیه کهگیلویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ده دشت»، شاخص ترین شهر ناحیه کهگیلویه (واقع در جنوب غربی ایران) می باشد که طی حیات چندصدساله خود، همواره دارای پیوستگی جغرافیایی و پیوند تاریخی عمیقی با جنوب شرقی خطه خوزستان (خصوصاً شهر بهبهان) بوده است. علی رغم اهمیت راهبردی ده دشت و نقش تعیین کننده ای که این شهر در برخی تحولات سیاسی جنوب غربی ایران طی قرون اخیر داشته، هنوز تتبع خاصی در باب تاریخ سکه زنی آن، توسط پژوهشگران صورت نگرفته است؛ چنانکه در اکثر قریب به اتفاق منابع سکه شناسی، هیچگونه اشاره ای به فعالیت ضرابخانه ده دشت طی دوران اسلامی نشده است؛ لیکن چندی پیش، 9 قطعه مسکوک بسیار نادر از دارالضرب مذکور یافته و توسط یک وبگاه تخصصی معرفی گردیده اند که همگی متعلق به نیمه نخست «عصر صفویه» (1135-907 ق) هستند. نگارنده پژوهش حاضر، مصمم می باشد تا به روش توصیفی-تحلیلی، با معرفی سکه های مذکور و تبیین اصلی ترین ویژگیهای آنها، اهمیت ضرابخانه ده دشت و دلایل فعالیتش طی بخشی از سده دهم هجری قمری را روشن نماید. یافته های ما بیانگر آن است که مسکوکات نامبرده، از جنس نقره، به وزن حدوداً یک مثقال، با ارزش اسمی «دو شاهی» (= یک محمودی) و مضروب در سنه 949 ق یعنی مقارن با اواسط دوران سلطنت «شاه طهماسب اول» می باشند. شواهد تاریخی، مبین تولید سکه های فوق در حوالی زمان سرکوب والی وقت دزفول و مقارن با حضور لشکریان شهریار صفوی در نزدیکی کهگیلویه است؛ لذا ده دشت به عنوان اصلی ترین شهر ناحیه مزبور، بهترین گزینه برای استقرار ضرابخانه ای موقت به منظور تأمین بخشی از نقود مورد نیاز سپاهیان شاه بوده است؛ بنابراین شماری مسکوک سیمین صفوی با درشت ترین بهای رایج، در قصبه کهگیلویه ضرب گردیده اند که مندرجات جمیع آنها به خط نسخ و شامل «نام سلطان وقت»، «اسامی ائمه اطهار» (علیهم السلام) و «شهادات ثلاثه» یا صرفاً «علی ولی الله» بوده است تا سکه های مذکور علاوه بر کارکرد پولی خود، خبر اعاده حاکمیت سلسله شیعی صفویه بر صفحات جنوب غربی ایران را نیز به اطلاع عموم برسانند.
ماوراءالنهر در نقشه های کهن: رمزگشایی از میراث گمشده جغرافیای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی ماوراءالنهر، یکی از سرزمین های اسلامی، در نقشه های اسلامی از قرن سوم تا سیزده هجری (نهم تا نوزده میلادی) می پردازد. نقشه ها به عنوان یکی از اسناد معتبر و مهم برای درک نظام سیاسی و تقسیمات سرزمین ها در دوره های تاریخی شناخته می شوند. مقاله حاضر به تحلیل موقعیت ماوراءالنهر در این نقشه ها، گستره شهرها، عوارض طبیعی و مفاهیم مرتبط با هدف شناسایی مکان ها و تعیین موقعیت صحیح آنها، و معرفی محتوای این اسناد مهم و نشان دادن سهم نقشه نگاران مسلمان و ایرانی در میراث علمی و جغرافیایی تمرکز دارد. محقق تلاش کرده است با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی و تحلیل مضمون چهارده نقشه خطی از مکاتب بلخی، هفت کشور یونانی و مکتب نجیب بکران موجود در مراکز آرشیوی، تطابق هایی بین جایابی های نقشه نگاران و موقعیت های کنونی آنها ارائه دهد. این بررسی به ویژه در شناسایی موقعیت برخی شهرها که به دلایل مختلف از بین رفته یا در مکان های نادرستی جانمایی شده اند، اهمیت دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نقشه نگاران اسلامی پس از گذشت سده های نخستین، و به کمک بازدیدهای میدانی و اطلاعات روزآمد شده، جایابی های دقیق تری از ماوراءالنهر ارایه کرده اند. از سویی فراوانی آبادی ها و شهرها در ماوراءالنهر نشان از رونق بالای این منطقه در دوره مورد نظر دارد. از این نظراین مقاله نه تنها به غنای دانش جغرافیای تاریخی می افزاید بلکه به پژوهشگران امکان می دهد تا درک عمیق تری از تحولات تاریخی و جغرافیایی سرزمین ماوراءالنهر داشته باشند و نقش آن را در دوران اسلامی بهتر بشناسند.
بی قاعدگی ساختاری در اجرای اصلاحات نایب السلطنه عباس میرزا قاجار در آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلاحات فرمایشی و عمودی در سراسر دوره قاجاریه تکرار شدند؛ زیرا اصلاحات عباس میرزا نایب السلطنه به عنوان مبدا نوگرایی در دوره معاصر به فرجام دلخواه نرسید. آذربایجان به عنوان تختگاه نایب السلطنه نقطه آغاز اجرای اصلاحات و الگویی برای پیاده کردن آن در سایر نقاط ایران بود. گذشته از موانع کلی در سراسر کشور، ویژگی های خاص آذربایجان نیز بر روند نوگرایی تاثیر می گذاشت. چالش هایی که نه تنها با اقلیم و فرهنگ و مناسبات اجتماعی آذربایجان پیوند داشتند، که بیانگر سطح آگاهی و دغدغه های سیاسی درباریان دارالسلطنه نیز بودند. مراد از این تحقیق روشن کردن ماهیت این چالش ها و آزمودن این فرضیه است که عدم بررسی شرایط موجود و نیز بی قاعدگی ساختاری در ارایه چارچوب نظری باعث ناکامی مقطعی اصلاحات عباس میرزا در آذربایجان شد. براساس یافته های پژوهش، به دلیل عدم ایجاد تشکیلاتی که از ساز و کار یکسان و مدونی پیروی کند و صرفا ناظر به الزامات منطقی و مصالح جمعی باشد، کوشش نایب السلطنه و همراهانش در دارالسلطنه با مرگ او تقریبا تعطیل شد. با این همه، به نظر می رسد آنچه نایب السلطنه در آذربایجان آغاز کرد، الگوی حرکت های نوگرای بعدی در سراسر دوران قاجاریه شد.
خاندان مهنی جیرفت در دوران صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از خاندان های مهم جیرفت، خاندان مهنی است که در برهه ای از تاریخ این منطقه - در دوره صفویه- نقش مهمی ایفا کرده است. این خاندان در دوره یاد شده در منطقه اسفندقه نشو و نما یافته و بر این منطقه و بخش های دیگری از جیرفت، از جمله ساردویه، نیز تسلط داشته و اداره این بخش ها برعهده آن ها بوده است. نوادگان این خاندان با نام خانوادگی ابوسعیدی مهنی تا اواخر دوران پهلوی همچنان از مالکان و خوانین بزرگ بخش اسفندقه به شمار می رفتند. یکی از معدود بناهای کهنِ سالم و سرپای موجود در شهرستان جیرفت و البته مهم ترین آن ها، نامور به گورخانه میرحیدر، به این خاندان تعلق دارد. این سازه، که در روستای دولت آباد، مرکز بخش اسفندقه شهرستان جیرفت قرار دارد، به یکی از افراد خانواده یاد شده به نام میرحیدر منتسب است. عموما این بنا را آرامگاه، متعلق به اواخر دوره صفویه و از آن میرحیدر دانسته اند. در این بنا 15 گور متعلق به دوره های زمانی مختلف (از دوران صفویه تا زمان معاصر) وجود دارد که جملگی به خاندان مهنی تعلق دارند. پژوهش پیش رو، که به روش تاریخی کار شده، دو نتیجه درپی داشته است: یکم) بازسازی بخشی از تاریخ این خاندان در دوره صفویه - از اوایل سده یازدهم تا اوایل سده دوازدهم هجری - و دوم) طرح این احتمال که گورخانه امیرحیدر اسفندقه نه آن چنان که تصور می شود در اواخر دوره صفویه بلکه در میانه های این دوره ساخته شده است.
بررسی اوضاع بهداشت و درمان شهرهای خوزستان در دوره ی رضاشاه (1320-1304ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اوان بنیان گذاری سلسله ی پهلوی، وضعیت بهداشت عمومی و درمانی خوزستان از جنبه هایی مانند داشتن آب آشامیدنی سالم، شیوع و درمان بیماری ها، بهداتشت فردی و عمومی، امکانات درمانی و پزشکی و آگاهی های مربوط به تندرستی، در وضعیت نامطلوبی قرار داشت. بر این اساس، این پژوهش با روش مطالعات تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اسناد و نشریات به دنبال پاسخگویی به این پرسش اصلی است که، وضعیت بهداشت و درمان شهرهایی نظیر اهواز، آبادان، خرمشهر، شوشتر، دزفول، مسجدسلیمان و بهبهان در طی دوره ی رضاشاه، به نسبت دوره ی قاجاریه، چه تغییر و تحولی، یافته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد، به رغم انجام برخی اقدامات بهداشتی و درمانی دوره ی پهلوی اول، همچون تأسیس مراکز درمانی جدید، التزام به رعایت قوانین بهداشتی، واکسیناسیون عمومی، نظارت بر کادر درمان، احداث تأسیسات بهداشتی نظیر رختشوی خانه، غسال خانه، بنگاه آبیاری، تسطیح و آسفالت خیابان ها و ترویج آگاهی های مربوط به بهداشت فردی و عمومی، شهرهای خوزستان همچنان، وضعیت بهداشتی و درمانی مطلوبی نداشتند. با وجود این، با تداوم تدریجی این اقدامات تا اواخر دوره ی رضاشاه، شاهد توفیق نسبی در ساختار بهداشت و درمان خوزستان، به نسبت عصر قاجار هستیم. با این همه، به علت مشکلاتی نظیر باورهای ناصحیح بهداشتی و درمانی مردم، ناکافی بودن بودجه و کمبود یا فقدان امکانات و نهادهای بهداشتی نظیر بیمارستان، کادر درمان و اداره ی صحیه در برخی شهرهای خوزستان، معضلات بهداشتی و درمانی این استان، همچنان تداوم یافت.
بررسی چالش های میسیون پرزبیتری آمریکا با کردها در ایران طی سال های (1834-1904 م./1249-1322ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میسیونرهای آمریکایی فرقه کانگرگیشنالیست اولین گروه تبشیری آمریکایی بودند که در اوایل قرن نوزدهم زمینه آشنایی جامعه ایرانی با آمریکا را فراهم کردند. میسیونرهای این فرقه در1870م/1286ق به دلایلی جای خود را به میسیونرهای پرزبیترین در ایران دادند و آنها نیز به واسطه اقدامات آموزشی، فرهنگی و بهداشتی توانستند توجه جامعه ایرانی را به سوی خود جلب کنند. فعالیت های میسیون پرزبیتری در دوره قاجاریه، با چالش های متعددی از جمله کردها نیز مواجه بود که این موضوع موانعی بر سر راه آنها ایجاد می نمود. نوشتار حاضر سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که کردها چرا و چگونه فعالیت های تبشیری میسیونرهای آمریکایی در ایران را با مانع مواجه می ساختند؟ این نوشتار با رویکرد و روش تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می کوشد به نقش کردها در ایجاد موانع در برابر فعالیت های میسیون آمریکا در ایران عصر قاجاریه بپردازد. فرضیه پژوهش پیش رو بر این موضوع استوار است که مواجهات سلبی کردها با مسیحیان غرب ایران زمینه شورش و ناامنی را در این مناطق به همراه داشت که در این میان حمایت های میسیونرها از مسیحیان، آنان را با چالش های گوناگونی از سوی کردها مواجه می ساخت. یافته های پژوهش نشان می دهد تلاش میسیون آمریکایی برای حمایت از مسیحیان غرب ایران آنان را وادار به تعامل با کردها نمود اما بیگانه ستیزی کردها و نیز تلاشی که میسیون برای مسیحی کردن آنان به انجام رساند پس از شکست شورش شیخ عبیدالله چالش های متعددی را برای میسیون پدید آورد.
نظمیه و نقش آن در تامین امنیت بوشهر در دوره پهلوی اول (۱۳۲۰-۱۳۰۴ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظمیه بوشهر یکی از نهادهای جدید در دولت پهلوی اول بود که دولت وقت از این نهاد به منظور تثبیت سلطه و نفوذ خود در بوشهر بهره می برد. این پژوهش درپی آنست تا به نقش و تأثیرگذاری نظمیه بوشهر در برقراری نظم و امنیت بپردازد. پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اسناد آرشیوی و متکی بر گزارش های رسمی دولتی انجام گرفته است. گزارش های رسمی نشان می دهد که نظمیه بوشهر و رؤسای نخستین آن در سال های آغازین فعالیت با مشکلات و معضلات گوناگونی چون عدم بودجه و منابع مالی مناسب جهت تامین نیروی نظامی و همچنین ناتوانی در هماهنگی با کلانتران بوشهر و سایر ارگان های همسو در نظارت بر شهر روبه رو بودند اما به مرور با تثبیت و تعریف جایگاه نظمیه در امور انتظامی بوشهر توانستند امنیت نسبی را در بوشهر برقرار سازند. با این حال گزارش های غیر رسمی در مواردی در تعارض با گزارش های رسمی است.
ریشه یابیِ نام دریاچه «باباقمبر» در ایالت خراسان بر مبنای نقشه آدام اولئاریوس از ایران عصر صفوی: یک خوانش تطبیقی و تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با فرمانروایی صفویان بر ایران، فصل جدیدی در مناسبات ایران و اروپا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پی ریزی شد. گردآوری اطلاعات جغرافیایی از ایران توسط اروپائیان، یکی از مهمترین نتایج گسترش فزاینده مناسبات ایران و اروپا در این دوره تاریخی بود که علاوه بر نوشتارها، در بستر ترسیم نقشه های جغرافیایی نیز، بروز و ظهور پیدا کرد. سفرنامه اولئاریوس از ایران و درج یک نقشه جغرافیایی از ایران در ضمیمه این سفرنامه ، یکی از مصداق های بارزِ تکاپوهای اروپائیان برای کسب آگاهی های جغرافیایی از ایران عصر صفوی به شمار می رود. در این نقشه جغرافیایی، ضمن اشاره به مجموعه ای از پدیده های انسانی و طبیعی، در شمال ایالت خراسان، یک پدیده طبیعی با نام «دریاچه باباقمبر»، مکان یابی شد. در همین راستا، سؤال مشخص مقاله اینست که ریشه تاریخی نام باباقمبر در نقشه اولئاریوس که بر دریاچه ای در خراسان اطلاق شده چیست و چرا اولئاریوس از این نام برای نامگذاریِ این دریاچه، استفاده کرد؟ این پژوهش کوشید تا با شیوه کتابخانه ای و تحلیل و تطبیق داده های تاریخی و جغرافیایی بازتاب یافته در تواریخ محلی، نُسَخِ خطّیِ کم تر شناخته شده، نقشه هایِ تاریخی و نوشته های جغرافیایی، ادبی و تاریخنگاری و همچنین فرهنگنامه های جغرافیاییِ اروپایی، بدین سؤال پاسخ دهد. یافته ها نشان می دهد که منظور اولئاریوس از دریاچه باباقنبر، به نظر همان دریاچه ساری قمیش است که در حدفاصل بین دریاچه خوارزم و دریای مازندران قرار داشت. نام برگزیده اولئاریوس برای دریاچه باباقنبر، منتسب به نام یکی از غلامان و پیشخدمت های امام علی(ع) به نام «قنبر» بود که طبق روایت های تاریخی، برای مدتی او و فرزندانش در خراسان حضور داشتند. جایگاه دینی و اجتماعی قنبر در جامعه خراسان، باعث شد تا او و فرزندانش وجهه اجتماعی قابل توجهی به ویژه در تصوف پیدا کنند. همین اعتبار دینی و اجتماعی، زمینه ای برای آدام اولئاریوس فراهم کرد تا در مکان یابی دریاچه ساری قمیش، از نام باباقنبر استفاده نماید.
بررسی وضعیت بهداشت، درمان و عملکرد اداره صحّیه در خوزستان (1320-1304 ش.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوزستان در طی سالهای 1304 تا 1320 از مناطق مهم اقتصادی کشور محسوب می شد. بر همین اساس، جلوگیری از ورود بیماری های واگیردار به داخل کشور از مرزها، رسیدگی به وضعیت بهداشتی این منطقه را ضروری تر می نمود. این پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و همچنین با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی درصدد بررسی وضعیت بهداشت و درمان خوزستان و عملکرد سازمان های متولی بهداشت و درمان زیر نظر اداره صحّیه کل (بهداری) در دوره پهلوی اول است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که موقعیت مرزی خوزستان، آلودگی شهرها و بدی آب و هوا ازعوامل بیماری زا در خوزستان بود. همچنین با شروع به کار شرکت نفت در خوزستان و در نتیجه آن افزایش رفت و آمدهای داخلی و خارجی و مهاجرت ها به خوزستان، خطر شیوع بیماری های واگیردار در این ناحیه افزایش یافت. در نتیجه این منطقه به ارائه خدمات بهداشتی-درمانی زیادی نیاز داشت. اما با بررسی خدمات بهداشتی-درمانی دوره پهلوی اول در خوزستان مشخص می شود که در حالی که خدمات ارائه شده اداره صحّیه در بخش کنترل بیماری های واگیردار در این ناحیه در سطح نسبتا مطلوبی بود؛ اما تعداد درمانگاه های خوزستان با توجه به جمعیت آن در دوره پهلوی اول از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. نظافت و به سازی شهری که بلدیه(شهرداری) متصدی انجام آن بود؛ نیز در وضعیت مناسبی قرار نداشت.
مهاجرت و قدرت یابی طایفه چگینی در خراسان عصر صفوی(1038-907 ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاندان صفوی با یاری قزلباش های ترک آسیای صغیر به قدرت رسید اما با گذر زمان طوایف غیر ترک نیز توانستند در نظام سیاسی جدید نقش آفرین باشند. در این بین برخی طوایف کرد مورد توجه شاهان صفوی قرار گرفتند. پژوهش حاضر به بررسی پیشینه حضور و اقامت طایفه کرد چگینی در برخی نواحی خراسان می پردازد؛ یعنی منطقه ای که سکونتگاه و محل استقرار اصلی ایلات کرد نبوده است. اما بر اساس برخی سیاستهای داخلی جهت ایجاد امنیت در مرزها و نظم دهی به ایلات سرکش خراسان محل استقرار برخی از ایلات کرد گردید.برخلاف آنچه اغلب تصور می شود حضور کردها در بخش هایی از ناحیه خراسان به دوره ی سلطنت شاه عباس اول (1038-996ه.ق) منحصر نمی شود بلکه قبل از آن برخی طوایف کرد به خراسان مهاجرت کرده بودند که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. تحقیق پیش رو درصدد است تا به ریشه شکل گیری مهاجرت طایفه کرد چگینی و کیفیت حضور آنان در سطوح سیاسی و اجتماعی خراسان عصر صفوی بپردازد. بر مبنای یافته های پژوهش طایفه ای که زمانی در گستره های غربی کشور حالت گریز از مرکز داشته و با ایجاد ناامنی در راه ها مانعی برای تجارت و کاروانها بوده اند با حضور در خراسان تغییر کارکرد داده و از این نیرو و توانایی آن در جهت نظم سیاسی و اجتماعی و امنیت مرزها استفاده شده است.
مواضع و مناسبات محمدابراهیم خان علم (شوکت الملک دوم) نسبت به حضور بریتانیایی ها در ولایت قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران قاجار شرق ایران با موقعیت استراتژیک خاص خود به دلیل خودمختاری خاندان های حکومت گر آن و ضعف حکومت مرکزی در روابط بین الملل عرصه ای مهم برای حضور مستقیم بیگانگان بوده است. در اواخر این عصر «شوکت الملک دوم» (1259-1322ه .ش) از مؤثرترین چهره های این منطقه بود، که مشهور به همکاری با سیاست های بریتانیا می باشد. وی در دوران حکمرانی خود گسترده ترین مناسبات را با انگلیسی ها برقرار ساخت. نگرش و عملکرد «محمد ابراهیم خان عَلَم»، نسبت به حضور انگلیسی ها در ولایت قاینات باعث اتخاذ مواضع سیاسی خاصی از سوی وی گردید که در رخدادهای سیاسی آن دوران تأثیراتی عمیق برجای نهاد. با توجه به این امر پژوهش حاضر سعی دارد ضمن استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه ای با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تاریخی ماهیت این روابط و مواضع را مورد واکاوی قراردهد. یافته های پژوهش با طرح این سوال که «مناسبات شوکت الملک علم با بریتانیایی ها در ولایت قاینات چگونه بود و این مناسبات چه تأثیراتی در این منطقه برجای نهاده است». بر این مبنا استوار است: شوکت الملک در دوران حکمرانیش با بریتانیایی ها مناسبات دوستانه ای برقرار نمود. وی با آگاهی از ضعف قاجارها برای حفظ رهبری و تثبیت موقعیت خویش به اتخاذ این سیاست روی آورد و شرق کشور را پایگاه مطمئنی برای آن ها قرارداد. لکن این امر برای منطقه حاصلی جز ضعف و زوال در امور مختلف خصوصا امور اقتصادی و گسترش نارضایتی ها اجتماعی درپی نداشت.
بررسی علل قیام ابن اشعث بر حکومت اموی و نقش سیستانیان در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبدالرحمن بن محمد، مشهور به ابن اشعث (متوفی 85 هجری)، از چهره های سرشناس سیاسی و نظامی دوره خلافت بنی امیه بود که نخست به پاس خدماتش به امویان، به منظور سرکوب شورش ها و تثبیت اقتدار حکومت اموی و رفع تهدیدهای آن، از جانب حجاج بن یوسف ثقفی در رأس سپاهی بزرگ و مجهز به امارت سیستان روانه شد. او پس از متوقف ساختن جنگ در قلمرو رتبیل و خشم و عصبانیت حجاج از این کار، موضع سیاسی خود را نسبت به امویان تغییر داد و به سلک مخالفان آن ها درآمد. در این پژوهش که با روش تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای صورت گرفته، به بررسی و تحلیل علل و پیامدهای همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان پرداخته شده و سعی گردیده به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که مهم ترین علل همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان چه بوده و چه آثار و پیامدهایی داشته است؟ به نظر می رسد که ظلم و ستم حاکمان اموی نسبت به مردم سیستان، زیر پا نهادن ارزش های اسلامی، تبعیض نژادی و تحقیر مردم، مخالفت علما و شیعیان با خلافت اموی و تحمیل هزینه های هنگفت مالی و جانی در آن منطقه از جمله مهم ترین علل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که مردم سیستان را علیه امویان برانگیخت. این مبارزات هرچند به ظاهر به شکست انجامید، اما ماهیت ضد اسلامی فرمانروایی امویان را هرچه بیشتر آشکار نموده و ضربه مهلکی بر پیکر حکومت آنان وارد ساخت. البته پس از آن با برقراری صلح در مرزهای شرقی سیستان، از هزینه های مالی و جانی مردم منطقه کاسته شد.