ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۴۵۵ مورد.
۲۱.

تربیت عرفانی مبتنی بر علم وجودی اشتدادی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
نوشتار پیش رو بروش توصیفی تحلیلی، درصدد تبیین اهداف و مراتب تربیت عرفانی بر مبنای علم وجودی اشتدادی و دلالتهای آن در حکمت متعالیه است. ملاصدرا بر اساس مبانی فلسفی خود، علم را مساوق با وجود و دارای احکام آن، ازجمله اشتداد میداند. او با تأکید بر تناظر مراتب وجودی انسان با مراتب هستی، علم، حقیقت و سعادت بمثابه ساختارهای علم اشتدادی، ضمن ارائه نگرشی نو از علم، تصویری جدید از انسان و چگونگی تربیت نفوس انسانی ترسیم مینماید. در اندیشه وی، تربیت انواع مختلف دارد. بالاترین مرتبه آن، تربیت عرفانی است که خود ذومراتب بوده و مراتب مختلف آن در بستر علم وجودی اشتدادی، یکی پس از دیگری بمنظور استکمال نفس آدمی تحقق میابند. بر همین اساس، انسان در سیر تربیتی خود، در هر مرتبه از تربیت با اشتداد در علم، مرتبه برتری از هستی و حقیقت را احراز کرده و با قرار گرفتن در هر مرتبه از وجود، به ادراکی متناسب با آن نایل میگردد و به سعادت و لذتی متناسب با آن ادراک میرسد. این سیر استکمالی بهمین شیوه تا رسیدن به هدف غایی تربیت عرفانی که معرفت خداوند و بقاء بالله است، ادامه می یابد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که الگوی «تربیت عرفانی مبتنی بر علم اشتدادی» از شاخصه ها و دلالتهایی نظیر همگانی، تشکیکی و اشتدادی بودن آن و برسمیت شناختن فهمها و کشفهای عرفانی متعدد برخوردار است؛ بدون اینکه متربی در دام نسبیت گرایی و پلورالیسم گرفتار شود.
۲۲.

بررسی انتقادی ایرادات زنوزی بر نظریه وحدت وجود ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۷
«وحدت وجود» بنیادیترین و اصلیترین مسئله یی است که در عرفان اسلامی از سوی ابن عربی و شارحان مکتب وی مطرح شده است. عرفا با استفاده از ظهورات و تجلیات خداوند طبق قابلیت و استعداد اعیان ثابته، وحدت وجود را اثبات کرده اند، اما قابلیت اثبات برهانی وحدت وجود، یکی از چالشهایی است که فلاسفه و متکلمان با آن مواجه بوده اند که در نهایت، با اقامه برهان «رابط بودن معلول نسبت به علّت» توسط ملاصدرا، تبیینی برهانی از این مسئله فراهم آمد. آقا علی مدرس زنوزی یکی از بارزترین شارحان و مدرسان حکمت متعالیه پس از ملاصدراست که انتقاداتی چند نسبت بر این نظریه وارد کرده است. عمده اشکالات وی ناشی از غفلت از اثبات برهانی وحدت وجود با استفاده از برهان وجود رابط است.
۲۳.

تبیین دیدگاه تربیت عرفانی ملاصدرا (مفهوم شناسی، اهداف و روش های تربیت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۲
هدف از این نوشتار تبیین و تحلیل تربیت عرفانی از منظر ملاصدرا در حوزه مفهوم، اهداف و روش های تربیتی به شیوه توصیفی- تحلیلی است. در منظومه فکری ملاصدرا تربیت عرفانی گستره مفهومی وسیعی را در برمی گیرد به گونه ای که همه مراتب تربیت نفس انسان اعم از تربیت حواس، خیال، عقل و طور ورای عقل همه را شامل شده، متربی سالک پس از کناره گیری از خلق و اجتماع و طی کردن یک سیر تربیتی تشکیکی دوباره به آغوش خلق باز می گردد و به هدایت ایشان می پردازد. این بازگشت به سوی خلق در واقع ادامه همان سیر صعودی سالک بوده و استکمالی وجودی برای او به شمار می آید. نتایج پژوهش پیش رو حاکی از آن است که ملاصدرا در تربیت عرفانی خود دو دسته اهداف غایی و واسطه ای را دنبال می کند. اهداف غایی در مرتبه نظر و عمل به ترتیب نیل به معرفت اکتناهی اجمالی ذات خداوند متعال و وصول به سفر چهارم از اسفار اربعه عرفانی است. از اهدافی همچون فنای فی الله، بقای بالله، مقام خلافت، مقام ولایت، وجود مبارک نبی اکرم(ص)، حقیقت محمدیه، انسان کامل، رسیدن به عقل مستفاد، درک حضوری حقایق هستی و معرفت نفس نیز می توان به عنوان اهداف واسطه ای در اندیشه عرفانی ملاصدرا یاد کرد. از بین روش های اتخاذ شده برای رسیدن به اهداف فوق نیز می توان به روش ایقاظ و تنبیه، روش عزلت و خلوت، روش محاسبه نفس، روش پرورش خیال، روش دیالکتیک و روش استاد مداری اشاره نمود.
۲۴.

رویکرد ایجابی و سلبی ملاصدرا به آزادی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۷
موضوع آزاد های اجتماعی از دغدغه های ملی و جهانی است. آیا مبانی حکمت متعالیه با آن همگرایی و تجانس دارد یا موضع سلبی؟ مقاله پیش رو بر پایه بنیادهای اندیشه ملاصدرا، پرسمان آزادی اجتماعی و حدود و ثغور آن را واکاوی نموده است. در میان مکاتب فلسفی چهارگانه مشاء سینوی، اشراق سهروردی، یمانی میرداماد و متعالیه صدرایی، بهترین بازگفت و استقبال از آزادی اجتماعی را میتوان در حکمت متعالیه یافت. ملاصدرا ادراکات و مفاهیمی همچون مفهوم آزادی اجتماعی و ارزشگذاری آن را ذومراتب و مقول به تشکیک میداند. او اندیشه ها را مصون از اشتباه نمیداند و مانع فکر، قلم و نقد نیست. وی انسانی که به مقام شهود رسیده را به سعه وجودی و پذیرش و برتابیدن اندیشه ها توصیف میکند. در حکمت متعالیه، غایت فرجامین انسان، رسیدن به مقام عبودیت و سعادت است و «اختیار» ابزار نیل به آن است. ارزش انسان، بیش از آزادی بعنوان وسیله، رسیدن به مقصد است و بهمین دلیل آزادی اجتماعی باید در راستای رسیدن به غایت آفرینش انسان ساماندهی شود. حکمت متعالیه که به پشتوانه دلایل عقلی و نقلی، تنها عقیده صحیح را وحدت وجود و «توحید» میداند، مبارزه با توحید و لوازم آن را نمیپذیرد. علاوه بر این، زندگی اجتماعی، نیازمند قانون است و رسیدن به سعادت نیز نیازمند نقشه راه. بهترین قانونگذار و طراح نقشه راه تکامل، خالق هستی است که از طریق شرع، قوانین را ترسیم کرده و پیامبران را برای تبیین و اجرا، برانگیخته است.
۲۵.

بررسی تأثیر رسانه بر شخصیت از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
رسانه ها بعنوان پدیده های نوین عصر حاضر، تأثیراتی گسترده بر ابعاد مختلف زندگی انسانها داشته اند و بهمین دلیل، گستره یی وسیع از پژوهشهای حوزه رسانه به بررسی تأثیرات رسانه بر انسان اختصاص یافته است. برخلاف پژوهشهای چشمگیر مرتبط با نظریات رسانه، کمتر پژوهشی به بررسی زیرساختها و مبانی فکری این نظریات پرداخته است. مقاله به بررسی تأثیر رسانه ها بر شخصیت انسان از منظر فلسفه صدرایی میپردازد و بدنبال آنست که نظریه های حوزه رسانه را با مبانی صدرایی بحث شخصیت مورد مداقه قرار دهد. فلسفه ملاصدرا با تأکید بر اصولی همچون حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، چارچوبی عمیق و گسترده برای تحلیل تغییرات شخصیتی ناشی از تعامل با رسانه در اختیار ما قرار میدهد. در این بررسی، ضمن بیان الگوهای تأثیرات رسانه، نحوه تأثیرگذاری محتوای رسانه ها بر جوهر و ذات انسان مورد توجه قرار گرفته و تبیین میشود که بر اساس مبانی انسان شناسی صدرایی، چگونه این تعاملات میتوانند به تغییرات بنیادین در شخصیت و ادراک انسان منجر شوند. نتایج تحقیق نشان میدهد که استفاده مداوم و بیرویه از رسانه میتواند به تحولاتی عمیق در ساحتهای مختلف شخصیتی، ازجمله اخلاق، هویت و خودآگاهی منجر شود.
۲۶.

حدوث و قدم عالم از منظر صدرالدین محمد دشتکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
یکی از مباحثی که همواره در تاریخ علوم عقلی اسلامی، میان متکلمان و فلاسفه مورد بحث و مناقشه بوده، مسئله حدوث و قدم عالم است. متکلمان قائل به حدوث و مشهور فلاسفه قائل به قدم عالمند. در اینباره تحقیقاتی گسترده صورت گرفته، اما از آنجا که آثار صدرالدین محمد دشتکی شیرازی بصورت نسخ خطی بوده و منتشر نشده، تحقیقی درباره نظر وی در مورد حدوث و قدم عالم انجام نشده است. نوشتار پیش رو با اتکا بر حاشیه قدیم و جدید وی بر شرح تجرید قوشچی، نظر او درباب مسئله مذکور را بصورت کتابخانه یی و تحلیلی مطالعه کرده است. حاصل بحث آنکه، نمیتوان قول به حدوث عالم را به دشتکی نسبت داد، چراکه او برای حل مشکل چگونگی ربط حادث به قدیم، نظر برخی از حکمای پیش از خود را پذیرفته و با پذیرش حرکت ازلی، قدیم بودن بعضی از موجودات عالم را قبول کرده و قائل به ماده ازلی شده است. با توجه به اینکه او علاوه بر موجودات مادی، قائل به موجود مجرد نیز هست، نمیتوان نظر وی در مورد موجودات مجرد را از بصراحت حاشیه قدیم و جدید بدست آورد.
۲۷.

تبیین سازگاری میان جبر و اختیار بر اساس نظریه خداگونگی انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۲۱
در این مقاله با روش عمدتا توصیفی-تحلیلی به تبیین، تحلیل و ارزیابی پاسخ ملاصدرا به این مسئله می-پردازیم که با اعتقاد به اصل علیت و توحید افعالی چگونه می توان اختیاری بودن اعمال انسان را پذیرفت. ملاصدرا بر اساس اصل علیت و تعیّن علّی می پذیرد که اختیار به معنای «امکان» یا «صحتِ» فعل و ترک نیست اما معتقد است حضور ویژگی هایی در فاعل باعث می شود که او را مختار و فعل او را اختیاری بدانیم. بدین سان دیدگاه وی نوعی سازگاری جبر و اختیار است که در صورت بندی کلامی از آن به «مکتب وسط» تعبیر می شود. مهم ترین تبیین او درباره مسئله اختیار انسان این است که آدمی به عنوان خلیفه خداوند و آئینه تمام نمای اوصاف الهی، از همه کمالات الهی و از جمله علم، قدرت و اختیار برخودار است. این راه حل مبتنی بر اعتقاد به نمونه انگاری انسان با خداوند یا خداگونگی انسان است که در برخی آیات قرآن و روایات ریشه دارد. ملاصدرا در این تبیین تلاش نموده است تا مبانی و اصول هستی شناختی و انسان شناختی خود در مورد وحدت تشکیکی وجود و مقام جامع و خلافت الهی انسان را در سازگاری با متون دینی و دیدگاه عارفان برای حل مسئله به کار گیرد. در پایان به بیان انتقادات و پاسخ هائی که می توان در مورد روش ملاصدرا و محتوای نظریه او مطرح نمود، خواهیم پرداخت.
۲۸.

متعلَق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
نفس شناسی یکی از حوزه های مهم فلسفه اسلامی است که در بسیاری از مسائل هستی شناسی و معرفت شناسی، نقشی اساسی و سازنده دارد. حدوث جسمانی نفس که نخستین بار توسط ملاصدرا در مقابل دیدگاه حکمای مشاء، یعنی حدوث روحانی نفس در ابتدای تعلق به بدن، مطرح شد، با چالشها و ابهاماتی مواجه گردید. شارحان آثار ملاصدرا درصدد رفع این ابهامات برآمده اند. مقاله پیش رو که با رویکرد توصیفی تحلیلی نگاشته شده، در پی این پرسش اصلی است که متعلق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی کدام مرتبه از نفس است؛ نباتی، حیوانی یا ناطقه؟ در پاسخ باید گفت: نفس ناطقه متعلق حدوث جسمانی است نه نفس نباتی یا حیوانی؛ با این استدلال که از باب تعرف الاشیاء باضدادها، نظریه حدوث جسمانی صدرایی در مقابل نظریه حدوث روحانی مشائی مطرح شده و ازآنجاکه نزد فلاسفه مشائی متعلق حدوث روحانی، نفس ناطقه است، پس باید در نظام فلسفی ملاصدرا نیز متعلق حدوث جسمانی، نفس ناطقه باشد. ملاصدرا در برخی از آثار خود نیز بصراحت بدان اذعان کرده است. استقصای انتقادی نظریه ملاصدرا در آثارش درباره متعلق حدوث جسمانی نفس، طرح اختلاف نظر شارحان و بررسی این اختلافات ساختار این مقاله را تشکیل میدهد.
۲۹.

تبیین انگیزه و غایت اعمال انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۱
مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به تبیین دیدگاه ملاصدرا درباره غایت و انگیزه اعمال انسان و تحلیل مبانی آن میپردازد. خودگروی روان شناختی که از نظریه های پیامد گرایانه بشمار می آید، انگیزه همه اعمال انسان را رساندن سود و لذت به خویشتن معرفی میکند. اما ملاصدرا هر چند بر تأثیر انگیزه حب ذات در رفتارهای انسان تأکید کرده، بر اساس دیدگاهی فضیلت گرایانه، معتقد است با پرورش فضایل و ملکات نیکو، زمینه مناسب برای انگیزه های خیرخواهانه و نیات متعالی فراهم میگردد. انسان دارای قوای مختلف و مراتب وجودی گوناگون است و هر فرد برحسب آنچه کدامیک از قوا و مراتب وجودی وی تقویت شده و بر دیگر قوا مسلط و چیره گشته باشد، انگیزه هایی متناسب با آن قوه پیدا میکند. انگیزه سلوک و مقصود حرکت در سفر اول و دوم از سفرهای چهارگانه معنوی، رسیدن به خدا و سیر در اسماء و صفات اوست و این انگیزه از محبت انسان نسبت به خداوند نشئت میگیرد؛ از آن سو، سفر سوم و چهارم نقش توجه به دیگران را در سلوک آشکار میسازد. بدین ترتیب، میتوان انگیزه التفات به خلق و دستگیری از مردم و امداد معنویِ آنان را لازمه پیمودنِ مراحل سیر و سلوک دانست. با استقرار فضایلی مانند عفت، شجاعت، حکمت و عدالت، انگیزه های نیکوکارانه نسبت به دیگران تقویت میشود. افزون بر این، رشد فضایل الهیاتی، یعنی ایمان، عشق به خداوند و توکل به او نیز زمینه کمال و تعالی نفس را مهیا نموده و پیمودن مسیر بندگی خداوند و رسیدن به دیدار او را هموار میسازد.
۳۰.

نسبت وجودی جامعه و فرهنگ در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
رابطه ی جامعه (ساختارهای سیاسی، اقتصادی، نژادی و فنی) با فرهنگ (معانی، اندیشه ها، گرایشها و باورها) یکی از مسائل کلیدی مطالعات اجتماعی و فرهنگی است. نسبت فرهنگ و جامعه در علوم اجتماعیِ اروپایی عموما با دوگانگی و تضاد تعریف می شود که ریشه ی آن را می توان در لایه های فلسفی تفکر غربی نیز پیگیری نمود. این تلقی، جامعه را به قفس آهنین برای فرهنگ تبدیل می کند و فرهنگ را به ایدئولوژیِ سرکوبِ جامعه مبدل می سازد. مقاله پیش رو در پی هستی شناسی رابطه ی فرهنگ و جامعه در خلال یک مطالعه تطبیقی نامتوازن است. از این رو دوگانگی فرهنگ و جامعه در اندیشه ی اروپایی را مسئله یابی کرده و از خاستگاه فکری حکمت اسلامی در پی راهی برای خروج از دوگانه انگاری مدرن است. حکمت متعالیه با تکیه بر نظریه «وحدت وجود» و نفی «ثنویت» می تواند راهی برای رهایی از این دوگانگی باز کند. بر مبنای نگاه وجودی حکمت متعالیه، فرهنگ امری وجودی است که در مرتبه خیال متصل (میان طبیعت و عقل) قرار گرفته است. وجود جامعه نیز ناظر به تعینات مادی حیات اجتماعی، در یک «حرکت جوهری» به مرتبه ی فرهنگ می رسد و انسانها را در مرتبه ی خیالِ جمعیِ متصل، متحد می سازد. نتیجه آنکه، نسبت فرهنگ و جامعه نه تقابلی، بلکه تشکیکی است. فرهنگ همان وجود برتر جامعه به حمل حقیقه – رقیقه است. فرهنگ در دستگاه حکمت متعالیه از درون جامعه بالیده می شود اما در مرتبه بالاتر، به کالبد سیاسی و اقتصادی جامعه، حیات می بخشد بدون آنکه آن را نفی یا سرکوب کند.
۳۱.

عقلانیت فلسفی و هویت سازی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
یافته های دانش روان شناسی هویت انسان را ساخت یافته بینش ها و ارزش های او می داند. به رغم وجود رابطه هم کنشی بین ساحت های رفتاری، گرایشی و بینشی، شدت و قوت تأثیر حوزه بینشی بر دیگر ساحت های وجودی انسان به اندازه ای است که باورهای انسان، جوهره شخصیت او را تشکیل می دهند. این موضوع باقاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» در حکمت صدرایی که نفس آدمی را متحد با مجموعه معلومات او می داند همخوانی کامل دارد. براین اساس حالت ها و ویژگی های ساحت معرفت در دیگر حوزه های وجودی انسان ساری و جاری است. ساماندهی معرفت، شکل گیری هویت و در نتیجه، بهداشت روانی و در مقابل، بحران معرفت، بحران هویت و در نتیجه بی معنایی زندگی را در پی دارد. از منظر فلسفه اسلامی، ساماندهی نظام معرفتی از طریق عقلانیت و پیروی از استدلال میسر می گردد. هرچند ملاصدرا علم یقینی را موهبتی و ویژه خواص می داند؛ ولی بر این باور است که مرتبه ای از عقلانیت که همان تبعیت از استدلال های متعارف عقلی است برای عموم انسان ها امکان پذیر است. عقلانیت فلسفی و نقش آن در هویت سازی، موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد. فرضیه این پژوهش این است که صورت بندی درون مایه های معرفتی و از جمله جهان بینی دینی بر اساس عقلانیت فلسفی، نقش مؤثری در سامان دهی نظام معرفتی و در نتیجه آرامش روانی و معناداری زندگی دارد.
۳۲.

بَداء در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۵
یکی از آموزه های مهم اسلامی که در احادیث امامان شیعه (علیهم السلام) بطور خاص مطرح شده، آموزه «بداء» است. «بداء» در لغت بمعنای ظهورِ بعد از خفا و علمِ پس از جهل است و به این معنا، به اتفاق عقل و نقل، محال است به خداوند نسبت داده شود. بنابرین پرسش اینست که در روایات اسلامی بداء به چه معنا و چگونه به خدا نسبت داده شده است؟ اندیشمندان شیعی پاسخهایی گوناگون به این پرسش داده اند. نوشتار پیش رو به گزارش و سنجش نظریه ملاصدرا میپردازد. نظریه او درباب بداء، درون نظریه جامعتر او درباب علم الهی جای میگیرد. بر اساس این نظریه، علم پیشین الهی چهار مرتبه دارد: 1) عنایت که عین ذات خداوند، و از اینرو، ثابت است؛ 2) قضا که عین عقول، و بهمین دلیل، ثابت است؛ 3) قدر که علم نفوس فلکی است و بخشی از آن ثابت و بخشی متغیر است. از نظر ملاصدرا، بداء در همین بخشِ متغیرِ قدر رخ میدهد. بنابرین، پاسخ ملاصدرا به مسئله بداء مبتنی بر طبیعیات قدیم و نظریه افلاک است؛ نظریه یی که دست کم در پارادایم معرفتی معاصر، پذیرفتنی نیست. بنابرین، بر حکمای نوصدرایی واجب است که با پیراستن این نظریه از مقدمات طبیعیاتی و فلکی، آن را بازسازی کنند و راه این بازسازی آنست که بدون استفاده از مفهوم «نفس فلکی»، طبقه یی از مجردات اثبات شود که مقهورِ عقول طولی و عرضی، و قاهر بر طبیعتند و نسبت به رخدادهای عالم ماده، پیش آگاهی ناقص متغیر دارند. همین پیش آگاهی مصحّح بداء خواهد بود.
۳۳.

کاربست نظریه «وحدت شخصی وجود» در فهم متون دینی بر پایه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
مقاله پیش رو درصدد است نشان دهد که تفسیر ملاصدرا از «وحدت شخصی وجود»، ظرفیت آن را دارد که با تحفظ حداکثری بر ظاهر آیات و روایات، معنای دقیق آنها را نیز بیان نماید. برای رسیدن به این هدف، ابتدا مبانی این نظریه تبیین میگردد و سپس روشن میشود که بسیاری از آیات مرتبط با بحث توحید ذاتی، صفات خبریه و توحید افعالی، با استناد به نظریه وحدت شخصی وجود، بهمراه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین، تفسیری عمیقتر می یابند، بدون آنکه مفسر در دام ظاهرگرایی و تشبیه یا تأویل غیرموجه گرفتار شود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و مدعای خویش را بر تفسیر نمونه هایی از آیات توحیدی تطبیق میدهد و بیان میدارد که در صفات خبریه، هر آنچه مخلوقات دارند، خداوند نیز حقیقتاً داراست، اما نه مصداق مادی آنها را، بلکه مطابق نظریه ارواح معانی، پس از پیراستن نقایص از مصادیق مادی، ضروری است روح معنای آنها را دریافت کرده و سپس به خداوند متعال اسناد دهیم و اینچنین بین تشبیه و تنزیه، حق جمع نماییم. همچنین بر اساس فهم صحیح نظریه وحدت شخصی وجود و توحید افعالی، تمام افعال اختیاری انسان، همانگونه که حقیقتاً به انسان نسبت داده میشوند، به خداوند متعال نیز منسوبند و خداوند فاعل قریب و حقیقی آنهاست.
۳۴.

بررسی دیدگاه ملاصدرا پیرامون اراده الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۲۳۵
ملاصدرا معتقد است با توجه به عدم امکان عروض اراده حادث بر ذات الهی، سبب ایجاد اشیاء در زمانی خاص، علم الهی به نظام اتمّ و احسن است؛ هر چیزی که مطابق نظام اصلح باشد، ضرورتاً از خداوند صادر میشود و این همان اراده الهی است. بنابرین، با توجه به بازگشت اراده الهی به علم به نظام احسن، این صفت را باید ذاتی دانست، نه فعلی. مقاله پیش رو، ضمن پذیرش اصل دیدگاه ملاصدرا در مورد ارجاع اراده به علم به نظام احسن، بر لزوم توجه به اختیار ذاتی خداوند و نیز تمکّن خداوند بر ترک فعل، تأکید میکند؛ سپس به مهمترین ایراداتی که به دیدگاه ملاصدرا وارد شده، پاسخ میگوید و روشن میشود که تغایر مفهومی اراده در انسان و خداوند، بمعنای نفی نظریه ارجاع اراده الهی به علم به نظام اصلح نیست. فعلی دانستن صفت اراده گرچه به یک معنا درست است، اما هرگز نمیتواند پاسخی به علت ایجاد اشیاء در زمانی خاص باشد. روایاتی که بر فعلی بودن صفت اراده تأکید داشته اند را نیز میتوان بصورتی تفسیر کرد که با نظریه ملاصدرا سازگار باشند.
۳۵.

بازخوانی انسان شناسی ملاصدرا بر اساس خداشناسی و جهان شناسی در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۳ تعداد دانلود : ۳۵۰
حکمت متعالیه صدرایی یک نظام فلسفی واحد است که ارتباط معقول و منسجمی میان سه حیطه خداشناسی، انسان شناسی و جهان شناسی برقرار می کند به طوری که شناخت یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست و همین پیوستگی میان این سه مفهوم این امکان را به ملاصدرا می دهد تا انسان شناسی متفاوتی از دیگر مکاتب فلسفی ارائه دهد. ملاصدرا از اصول هستی شناختی خود به نام اصالت وجود، تشکیک وجود، وحدت شخصی وجود و حرکت جوهری کمک می گیرد و مباحث اساسی علم النفس خود را همچون حقیقت نفس، رابطه نفس و بدن، رابطه نفس و قوا و... را شرح می دهد. و از طرف دیگر او نفس انسان را مثال خداوندی دانسته که در ذات، صفات و افعال شبیه باری تعالی است و از اصول خداشناسی خود همچون بساطت، جامعیت و سعه وجودی، فرای ماهیت، صفتی همچون علم باری تعالی و فاعلیت خداوند برای بیان شباهت نفس انسان به خداوند کمک می گیرد و انسان را وجودی بسیط، جامع و بدون ماهیت، دارای علمی نظیر علم الهی و توانایی خلاقیت معرفی می کند. ثمره معرفتی ارتباط خداشناسی، انسان شناسی و جهان شناسی، نظریه انسان کامل است که هم جامع تمامی اسماء و صفات الهی است و هم جامع تمامی حقایق هستی و به همین مناسبت می تواند خلیفه خداوند بر روی زمین باشد و واسطه فیض الهی در تمامی عوالم وجود باشد.
۳۶.

بررسی جنبه معرفت شناختی قوه خیال در فلسفه ملاصدرا و علوم اعصاب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۳
بررسی جنبه معرفت شناختی قوه خیال در فلسفه ملاصدرا و علوم اعصاب شناختیچکیدهرشد علوم اعصاب باعث شده بسیاری از دانشمندان این حوزه نیز مانند فلاسفه به موضوعاتی همچون مساله ذهن/بدن، اختیار، ادراک، حافظه و زبان بپردازند. علی رغم تفاوت این دو رشته در روش تحقیق، نظریه های ارائه شده می تواند گشودگی آنها را نسبت به یکدیگر بیشتر کرده و راه هم افزایی و همکاریِ متقابلِ سودمندِ آنها را هموار نماید. جستار حاضر با پی گیری همین هدف، تلاش کرده است تا قوه خیال صدرایی را به عنوان قوه باطنی مهمی در حوزه مسائل معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی و مورد توجه در فلسفه اسلامی و غربی، با معادل تقریبیِ آن در حوزه علوم اعصاب شناختی، «حافظه»، به عنوان سازنده هویت فردی و فرهنگ جمعی و موثر در روابط و مسائل اجتماعی، مورد بررسی قرار دهد. ابتدا بعد معرفت شناختی خیال از نظر ملاصدرا تبیین شده، و پس از توضیح حافظه و انواع آن از منظر علوم اعصاب شناختی، جهات اشتراک و تفاوت نظر آنان را به عنوان دو دیدگاه مختلف در فلسفه ذهن-دیدگاه ملاصدرا به نوخاستگی وجودشناختی نزدیک بوده و عصب شناسان نیز غالبا دیدگاه فیزیکالیستی دارند- بیان می کند و بدین نتیجه می رسد که علوم اعصاب شناختی در تبیین فیزیولوژیکی حافظه، مکمل و مددکارِ فلسفه است اما فلسفه صدرایی با دیدگاه جامع خود می تواند به پرسش ها و مسایل این حوزه کامل تر و بنیادی تر پاسخ دهد.
۳۷.

بازشناسی نسبت میان مؤلفه های سعادت در فلسفه ملاصدرا (با تأکید بر ثمرات آن در حلّ تعارضات عملی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۴
هر گونه نظریه پردازی درباره مؤلفه های سعادت، مستلزم تعیین ملاک هایی برای أولویت بندی آنهاست تا تزاحمات عملی میان آنها را مرتفع نماید. این ثمره عملی، منوط به تفکیک میان مؤلفه های وابسته (وسیله صرف) از مؤلفه های مستقل (هدف صرف) و نیمه مستقل (مقدمه و هدف همزمان) سعادت می باشد و این امکان را فراهم می آورد تا در شرایط تزاحم، نسبت به حفظ، تقلیل یا حذف مؤلفه ها اقدام نمود.حلّ این مسأله با تمسک به مبانی حکمت متعالیه دشوار به نظر نمی رسد. زیرا با وجود آنکه وی مؤلفه اصلی سعادت را در قوه نظری می داند (نظریه سعادت غالب) و دلایل محکمی هم برای آن دارد؛ اما نظریه خود را حول مفهوم وجودی کمال (به جای مفاهیم فضیلت و کارکرد ارسطویی) سامان داده و تبیین آن را بر "اتحاد" با عقل فعال _ و نه فقط اتصال با آن_ مُبتنی کرده است. با ضمیمه کردن این آراء به سایر مبانی وی به ویژه در حوزه نفس شناسی، تصویر جدیدی از مؤلفه های سعادت قابل صورت بندی است که ضمن توسعه آن مؤلفه ها، روشی برای بازشناسی نسبت میان آنها در جهت ثمره عملی پیش گفته به دست خواهد داد.توجه به نظریاتی همچون ارتباط عمیق نفس با بدن، وحدت نفس و قوای آن، و تساوق وجود با خیر و کمال، نشان می دهد که تمام کمالات وجودی (شامل امور بدنی) می توانند به عنوان غایتی بالذات، از مؤلفه های مستقل یا نیمه مستقل سعادت تلقی گردیده و شبکه ای طولی و عرْضی را تشکیل دهند که تعیین نسبت ها و تقدم و تأخر میان آنها، مسیر مناسبی خواهد بود برای أولویت سنجی در میان مؤلفه های سعادت و رفع تزاحمات عملی احتمالی. این دیدگاه را می توان نظریه سعادت شامل نامید.
۳۸.

بررسی معرفت شناسانه لذت و الم تشکیکی از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
ابن سینا و ملاصدرا، هر دو، لذت و الم را از سنخ ادراک میدانند. ادراک از نظر بوعلی دارای سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی است و بتبع آن، لذات و آلام نیز در همین سه مرتبه سامان می یابند. ملاصدرا نیز همچون بوعلی، به تثلیث در ادراک قائل است و ادراک وهمی را شعبه یی از ادراک عقلی میداند و بتبع آن، لذت و الم وهمی را نیز ذیل لذت و الم عقلی قرار میدهد. دو اندیشمند در اینباره اشتراکات و اختلافاتی دارند. از مهمترین اشتراکات میتوان به همراهی عوارض و جزئی بودن مدرَک حسی، جزئی بودن مدرَک خیالی، مجرد بودن قوه عاقله و مدرَکات آن، قویتر بودن لذت و الم خیالی از حسی و ضعیفتر بودن آن از لذت و الم عقلی اشاره کرد. از مهمترین اختلافات نیز میتوان سه مورد را برشمرد: 1 در دیدگاه ابن سینا مراتب ادراک از طریق فرایند تقشیر و زدودن اضافات صورت میپذیرد، درحالیکه در دیدگاه صدرالمتألهین، از طریق ترفیع و باریابی به نحوه وجودهای مجرد برتر محقق میشود. 2 مدرَکات و قوای حسی از نظر ابن سینا، مادی و لذت و الم این مرتبه ادراکی نیز مادی است، ولی از نظر ملاصدرا، قوا و مدرَکات حسی و بتبع آن، ل ذت و الم آنها، مجردند. 3 تصویری که بوعلی از مراتب و درجات لذت و الم قوای ادراکی ارائه کرده منطبق بر معیار تشکیک طولی است، ولی ملاصدرا رابطه درجات لذت و الم قوای ادراکی را بنحو تشکیک در مظاهر سامان میدهد.
۳۹.

تحلیل سینمای معنویت گرا در پرتو روایت ملاصدرا از جهان معنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
در طول تاریخ، هنر وسیله یی بوده است برای شرح پرسشهای بشری و معبری برای طرح مباحث فلسفی؛ بنابرین مکاتب بیشماری هنر را دستمایه کشف اسرار هستی قرار داده اند تا عطش عقل معرفتجوی بشر را درباره چگونگی نمایش جلوه های هستی سامان بخشند. اما امروزه هنری پا به عرصه عالم گذاشته که ضمن نمایش جلوه های بصری، تخیلات بشری را نیز سیلان داده و مصّورِ مفاهیم ماورایی و فراطبیعی گردیده است. این مقاله با هدف بررسی چگونگی پرداختن هفتمینِ هنرها به عوالم فراماده، در نظر دارد جهان معنا را از منظر حکمت متعالیه واکاوی نماید تا پردازش ذهن از تخیلات نفس بروایت ملاصدرا را در سینمای معنویتگرا ترسیم کند. ضرورت انجام چنین تحقیقی ناشی از ضرورت ارائه الگویی است که بتواند مرز میان حقیقت و خطا را در عالم معنا مشخص نموده و اندیشه یی سالم درمورد معنای جهان را به مخاطب القاء نماید. بنابرین، پرسش اصلی این جستار اینست که جهان معنا در فلسفه ملاصدرا، چه امکانات درونی یی برای سینمای معنویتگرا دارد؟ از این منظر، حکمت متعالیه میتواند جهان معنا را در پرتو التفات به «انسان کامل» بمثابه کانون حقیقت، و بر اساس مواجهه شناختی با ادراکات نفسانی از عوالم ماده و مثال و عقل، بازنمایی نموده تا با روایتی عمیق از ظاهر پدیده ها و تحلیلی پویا از عوالم باطنی، تصویری اصیل از دوگانه معنا و ساختار در پرده نقره یی ارائه گردد.
۴۰.

بررسی و نقد تأثیر آراء فلسفی ابن سینا و سهروردی درباره عقل فعال بر فهم آنان از آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۸
در فلسفه ابن سینا و سهروردی، عقل فعال آخرین موجود مجرد از سلسله طولی عقول است که وظیفه او تدبیر عالم مادون، ایجاد نفوس انسانی، اعطاء معقولات به انسان، و تعلیم و ابلاغ دستورات الهی به پیامبران است. ابن سینا و سهروردی در مقام فیلسوفان برجسته دو مکتب مشاء و اشراق، در آثار مختلف خود از این موجود و صفات آن، بر اساس آراء فلسفی خود، یاد کرده اند. آراء این دو حکیم درباره عقل فعال، بر فهم آنان از آیات قرآن نیز بسیار تأثیر داشته و سبب شده است تفسیری فلسفی و در برخی موارد، تطبیق یا تأویلی فلسفی ارائه دهند. در این مقاله تأثیر آراء فلسفی ابن سینا و سهروردی در مورد عقل فعال بر فهم آنان از آیات قرآن بررسی و نقد شده است. به این منظور، همه آثار ابن سینا و سهروردی مورد مداقه قرار گرفت، برداشتهای قرآنی آنان که متأثر از آراء آنها در مورد این موضوع بوده، استخراج، و نحوه استشهاداتشان تبیین گردید. سپس، برداشتهای مذکور با استفاده از معنای لغوی، علم تفسیر، آراء فلسفی و علوم نقلی مرتبط، بصورت روش جامع، مورد بررسی و نقد قرار گرفته و این نتیجه حاصل شد که اکثر برداشتهای مذکور، غیر قابل قبول است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان