الگوی مصرف خانوارها در طول زمان و منبعث از تحولات فرهنگی، اجتماعی و درآمدی دستخوش تغییر و تحول می شود. این تغییرات سبد مصرفی خانوارها را تغییر می دهد و انتظار می رود که به تبع آن تولیدکنندگان و برنامه ریزان اقتصادی هماهنگ با بازار حرکت کنند و نیازهای تولیدی، واردات کالا و به طور کلی نوع نگرش به کالاهای مصرفی را در مجموعه ای واقع بینانه و منطبق با آمار و اطلاعات دقیق ساختارسازی نمایند.
لذا نگارندگان با در نظر گرفتن رویکرد شناسایی و اصلاح الگوی مصرف، با استفاده از اطلاعات مذکور به بررسی سبد مصرفی خانوارها در شهر تهران در فاصله سال های 1375 تا 1385 در گروه های مختلف درآمدی پرداخته اند. هدف این است تا با محاسبه هزینه صرف شده، میزان مصرف و تمایل خانوارها در شهر تهران در سبد مصرفی خانوارها در طول 10 سال گذشته معرفی شده، سپس براساس این اطلاعات روند مصرف در آینده و نوع کالاهای مورد نیاز جامعه در گروه کالاهای لوکس شناسایی گردیده تا سیاستگذاران را در جهت اصلاح الگوی مصرف کالاهای فوق یاری نماید.
"یکی از مسایلی که همواره در جهت تحلیل هویت در ایران مورد توجه قرار گرفته است، نحوه مواجهه روشنفکران، فعالان و کنش گران اجتماعی دوره مشروطه با «مدرنیته» است. فهم این مساله از آنجایی ضروری به نظر می رسد که فرهنگ سنتی و «شیوه زیست» مبتنی بر آن، به واسطه تاثیرات روزافزون نفوذ فرهنگ مدرن، با چالش های فراوانی روبرو شده است. پژوهش حاضر، درصدد است با تحلیل گفتمان هویتی شکل گرفته در انقلاب مشروطیت، به فهم این مساله یاری رساند که حرکت ها و جنبش های اجتماعی چه واکنشی در رویارویی با مدرنیته (غرب) از خود نشان دادند؟
هدف بحث ما تبیین و تحلیل گفتمان هویتی مشروطه است. بنابراین با نگاهی نیت مند، در این مقاله تلاش خواهد شد تا از چشم انداز هویتی به بررسی نحوه مواجهه جامعه ایرانی با دنیای مدرن پرداخته شود. اینکه چگونه در این مقطع، با ایجاد نوعی دگرگونی سیاسی- اجتماعی متمایز از ادوار پیشین، شاهد شکل گیری فرایندهای جدیدی هستیم که عناصر درون گفتمانی آن دارای نوعی «ناهم سنخی» و «ناهم زمانی» و «عدم انطباق» با گفتمان سنتی می باشد و انقلاب مشروطه را واجد صفات و خصایلی می کند که آن را بتوان «مرز ایران قدیم و جدید» تلقی نمود."
"با توجه به تحقیقات انجام شده، می توان گفت که ترس از جرم در میان زنان، یک مساله اجتماعی مهم در اکثر جوامع جهانی به شمار می رود. این تحقیق به منظور تعیین ماهیت و میزان ترس از جرم و پی آمدهای آن برای زنان 15 سال به بالا در وضعیت های متفاوت صورت گرفته است. با بررسی نظریه های مربوط به ترس از جرم متغیرهای زیر به عنوان عوامل موثر بر ترس از جرم در نظر گرفته شدند: «تجربه فردی از ناامنی»، «ادراک فردی از وابستگی به ارزش های مذهبی و اخلاقی در جامعه»، «خانواده، دوستان، تجربه های دیگران از ترس از جرم»، «اطاعت از قوانین در جامعه»، «عملکرد پلیس»، «عملکرد نظام قضایی»، «شناخت فرد از شهر»، «اتکا و اعتماد به نفس»، «توانایی اثبات و دفاع از خویش»، «آرا فرد در مورد جنایت و نظر او درمورد فراوانی و میزان آن در شهر خودش و یا مجاورت آن»، «میزان رابطه با همسایگان»، «اعتقادات مذهبی»، «تصور فرد از تبعیض»، «طبقه اجتماعی»، «سن»، «وضعیت تاهل»، «علایق پوششی»، «رویکرد پلیس در مورد شهروندان»، «روشنی کوچه ها و گذرگاه ها»، «حضور پلیس، وابستگی و مسوولیت او» و «وسایل حمل و نقل عمومی».
نتایج نهایی که از این تحقیق به دست آمده این است که تمام متغیرهای وابسته به جز «طبقه اجتماعی»، «علایق پوششی»، «وضعیت تاهل»، «اعتقادات مذهبی»، «اتکا و اعتماد به نفس»، رابطه معناداری با ترس از جرم دارند. هر چند که همچنان که آزمون رگرسیون چند متغیره نشان می دهد در بین دیگر متغیرها فقط دو متغیر تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند: «آرای فرد درباره اطلاعت از قانون با بتای 0.54 و «تجربه ناامنی از سوی فرد، خانواده اش و دوستانش با بتای 0.36 به علاوه روشنی کوچه ها و گذرگاه ها و «حضور پلیس» نقش مهمی در ادراک فرد (دختران و زنان بالای 15 سال) از ترس از جرم دارند.
"
سرمایه اجتماعی در معرض خطر رفتن به همان سویی است که فرهنگ سیاسی پیموده است ـ یک مفهوم بالقوه نیرومندی که به وسیله افراد گوناگون با اهداف مختلف ، معانی بسیار متفاوتی بدان داده شده است. این مقاله با انتخاب سه جنبه یا بعد متفاوت از این مفهوم ـ یعنی هنجارها (به ویژه اعتماد) ، شبکه ها و نتایج آغاز می شود. پس از آن سه الگو از سرمایه اجتماعی و اشکال اعتماد و دموکراسی مرتبط به آن مورد بررسی قرار می گیرد. سرانجام در مورد نقش انجمن های داوطلبانه به عنوان بنیان سرمایه اجتماعی بحث می شود و استدلال می گردد که ممکن است در الگوی کلاسیکی توکویل در قرن نوزدهم اهمیت بیش از حدی بدان داده شده باشد، و این که، دموکراسی مدرن ممکن است بیش از پیش به اشکال گوناگون اعتماد و ارتباط وابسته باشد.
"در این پژوهش«فرهنگ و سواد تغذیهای زنان در شهر شیراز»بررسی شده است.برای انجام این تحقیق، 499 زن در سنین بالاتر از 15 سال با روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی انتخابی گردیدند.با توجه به اینکه زنان بعنوان مهمترین عامل در تهیه مواد غذایی و مشخص کردن سبد غذایی خانوار بمشار میآیند، بهمین جهت آگاهی آنها از کیفیت مواد غذایی و تأثیر آن بر سلامت و تأمین نیازهای بدن و نیز باورهای آنها در مورد نحوه استفاده از مواد غذایی، شیوه تهیه و نگهداری آنها، نقش عمدهای را در تغذیه خانوار ایفا میکند.
یافتهها نشان میدهد که با وجود آگاهی تعدادی از زنان از بهترین شیوههای مصرف مواد غذایی، باز هم استفاده از شیوههای مطلوب، چندان متداول نیست.بطور کلی، در انتخاب مواد غذایی، بیشتر از این که نیاز اعضای خانوار در نظر گرفته شود، در دسترس بودن مواد و ذائقه اعضای خانوار ملاک قرار میگیرد.
"