خلافت در ترازوی اندیشه و قدرت: تحلیلی انتقادی بر دوره الحاکم بأمرالله فاطمی (375-411 ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست در آینه تاریخ دوره ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
21 - 36
حوزههای تخصصی:
خلافت فاطمی که در اواخر قرن سوم هجری قمری در مغرب اسلامی بنیان نهاده شد و در میانه قرن چهارم به مصر انتقال یافت و به یکی از قدرت های برجسته سیاسی–مذهبی در جهان اسلام تبدیل گردید. در این میان، خلافت الحاکم بأمرالله (۳۷۵–۴۱۱ ق) به عنوان یکی از دوره های مناقشه برانگیز، نقشی محوری در تحولات ساختاری و مشروعیت زدایی از خلافت فاطمی ایفا کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی ابعاد دینی، اجتماعی و سیاسی خلافت الحاکم و بررسی پیامدهای سیاست های وی بر ساختار اقتدار اسماعیلی، سامان یافته است. مطالعه با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر مبنای منابع اصیل تاریخی و پژوهش های معاصر، تلاش دارد؛ روند تحولات خلافت الحاکم را بازسازی و ارزیابی کند. یافته ها نشان می دهد که دوران حکومت وی با نوسانات ایدئولوژیک و سیاسی قابل توجهی همراه بود؛ به گونه ای که سیاست های آغازین مبتنی بر تساهل مذهبی و حمایت از دانش، با گذر زمان به محدودسازی های اجتماعی، سخت گیری های اعتقادی و مدارا با جریان های غالی نظیر نهضت دروزیه تبدیل شد. این چرخش های گفتمانی، با کاهش انسجام راهبردی خلافت و تضعیف سرمایه نمادین امام–خلیفه، زمینه ساز انشقاق ایدئولوژیک و بحران های سیاسی شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که خلافت الحاکم بأمرالله نمونه ای بارز از تنش میان اقتدار کاریزماتیک و پایداری نهادی در نظام های خلافت شیعی قرون میانه بوده و بررسی آن می تواند به فهم ژرف تری از سازوکارهای مشروعیت، واگرایی و اقتدار مذهبی در ساختارهای خلافت روشنگر باشد.