برخی نظریات به نقش برجسته ارتباطات و نقش آفرینی آن در پیدایش، حفظ یا تحوّل و انتقال فرهنگ اشاره می کنند. در ابعاد گوناگون سیاست گذاری فرهنگی نیز لازم است به این مقوله توجه جدّی تری بشود. این مقاله درصدد است با تبیین اهمیت و جایگاه ارتباطات در تحقق فرهنگ دینی، به ارائه ابعاد کلی الگوی ارتباطات انسانی اسلامی بپردازد. بدین منظور، با روش کیفی- تحلیلی، ضمن بازخوانی نقش ارتباطات در فرهنگ دینی، محوریت توحید و ولایت در ارتباطات انسانی مطلوب دینی تبیین می گردد. بر اساس تحلیل این نوشتار، توحید محور اصلی نظام معنایی فرهنگ دینی است و بدین روی، ابعاد گوناگون ارتباطات نیز باید در جهت تحقق آن ترسیم شود. از سوی دیگر، چون ولایت ظرف تحقق توحید است، ارتباطات مطلوب دینی باید با توجه به درجه دین داری افراد و تولّا و تبرّا شکل گرفته، بر اساس آن اجرا شود و سایر حیثیات مخاطب و ساحاتی که ارتباط در آن محقق می شود به عنوان قیودی بر آن ملاحظه شود. با توجه به جایگاه برجسته ارتباطات در تحقق فرهنگ دینی، لازم است این مسئله در مراحل گوناگون سیاست گذاری و آموزش عمومی جامعه مدّ نظر سیاست گذاران قرار گیرد.
در این مقاله، نقش نهادهای فرهنگی و ارتباطی در تحولات هویتی زنان در دوره قاجار بررسی خواهد شد که با توجه به موضوع، از روش پژوهش تاریخی براساس استنادات کتابخانه ای با رویکرد توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. شروع تحولات در حوزه زنان را می توان اواخر دوره قاجار و به خصوص دوران مشروطه دانست. در این فضا برخی از زنان وابسته به جریان روشنفکری که معمولا خود از فارغ التحصیلان مدارس خارجی در ایران بودند، تلاش کردند با تأسیس مدارس جدید و سپس نشریات، زمینه ورود زنان به فضای عمومی جامعه را ایجاد کرده و نوع نگاه به زن در جامعه را تغییر دهند. در مجموع می توان عنوان داشت جریان فمینیستی شکل گرفته در چارچوب گفتمان سنتی پذیرفته شده، توانست با گسترش مدارس مدرن و ترویج ایده لزوم آموزش برای ایفای بهتر نقش های سنتی در نشریات، زمینه های تغییر هویت جنسیتی زنان را در جامعه ایجاد نماید.
آسیب های اجتماعی در جامعه ایرانی تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد. مردم عادی معمولا به چندبعدی بودن عوامل مؤثر بر آسیب های اجتماعی توجه نمی کنند. طلاق یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی در جامعه ایران اسلامی است و مطبوعات به عنوان یکی از عناصر مهم در جهت دهی به ذهنیت مردم محسوب می شوند. مسئله این پژوهش، تحلیل بازنمایی عوامل مؤثر بر طلاق به مثابه یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی در مطبوعات ایرانی است و روش آن، تحلیل محتوا است. بدین منظور، تمامی صفحات اجتماعی روزنامه ایران در سال 1396 با روش تحلیل محتوای کیفی عرفی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش اگر به متن بازنمایی شده در صفحات اجتماعی روزنامه رجوع کنیم، عوامل فرهنگی ای چون عدم مهارت گفت وگو، تغییر دیدگاه ها نسبت به گذشته، دخالت خانواده ها، عدم تفاهم و سازش، عدم مهارت زندگی کردن، عدم مهارت تعامل با همسر، عدم سواد ارتباطی، عدم فرهنگ زندگی سالم، اختلافات زناشویی، نزاع های خانوادگی، رواج فرهنگ غربی، کمرنگ شدن فرهنگ ایرانی، عدم تفاهم خانوادگی و فضای مجازی سهم اصلی را در ایجاد طلاق دارد؛ در مجموع می توان به ترتیب از عوامل فرهنگی، جامعه شناختی، روان شناختی، سیاستی و اقتصادی به عنوان مهم ترین عوامل بازنمایی شده مؤثر در طلاق در صفحات اجتماعی روزنامه ایران نام برد.
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل تربیت جنسی نوجوانان در نظام تعلیم و تربیت رسمی ایران و نقش آن در شکل دهی نگرشهای سالم و ارتقای سلامت روانی و اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر با بهره بردن از روش فراترکیب، 16 مقاله منتشرشده بین سالهای 1380 تا 1403 را بررسی کرد. مقالات در سه محور «اسناد و نظام آموزش و پرورش»، «نقش معلمان و مدارس» و «برنامه های درسی» تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که سیاستهای موجود، عمدتاً بر کنترل میل جنسی تمرکز دارند و کمتر به توانمندسازی و آموزش مثبت پرداخته اند. تناقض میان گفتمانهای «مهار غریزه جنسی» و «بهداشت جنسی» باعث کاهش انسجام و اثربخشی برنامه های تربیت جنسی شده است. همچنین، معلمان به دلیل کمبود آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی، آمادگی کافی برای ارائه آموزش مؤثر ندارند. محتواهای درسی بیشتر بر جنبه های شناختی، نظیر بلوغ تأکید دارند و به ابعاد عاطفی و اجتماعی کمتر توجه شده است؛ در حالی که تطابق آن با مبانی فرهنگی نیز به شیوه ای محدودکننده صورت گرفته است. نتیجه گیری: برای بهبود تربیت جنسی در نظام آموزشی، تغییر رویکرد به توانمندسازی، تقویت جنبه های عاطفی و اجتماعی، ارائه آموزشهای تخصصی به معلمان و همکاری میان خانواده، مدارس و سیاستگذاران، ضروری به نظر می رسد.
برای فهم پدیده های خاص باید از نمونه های خرد استفاده کرد که بتواند جزئیات را با عمق بیشتر از طریق شناخت زمینه یابی، شیوه های متنوع تعامل عقلانی و غیرعقلانی مردم با هم، فهم آن ها از جهان و چگونگی پردازش این کار، تشریح کند. از سوی دیگر امروزه اینستاگرام برای فهم «بازنمایی و نمایش خود»، «اجتماعات آنلاین» و «زندگی های روزمره» میانجی شده در نسبت با سایر پلتفرم ها و رسانه های اجتماعی برتری دارد. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش، شناخت گونه های مختلف بازنمایی شده از نقش مادری در سکوی مجازی اینستاگرام و چهره ترسیم شده از مادری، توسط مادران بلاگر در این سکو است. برای وصول به این هدف پس از نمونه گیری هدفمند (۲۱۰ پست اینستاگرامی حاصل نمونه گیری) از روش تحلیل محتوای کیفی برای صورت بندی آنها بهره گرفته شده است. یافته های به دست آمده از تحلیل محتوای صفحات کاربران، نشان می دهد دو گونه مادری اثباتی - ساختاری و سلبی - تعارضی در شبکه اجتماعی اینستاگرام در حال بازنمایی است. مادری نوع اول بر مبنای حوزه شناختی (تعالی بخشی مادری)، عقلانی (تقدم لوازم و شرایط بر مادری) و سنتی (تمرکز بر روال های طبیعی و عرفی مادر شدن) به گونه ای مثبت و ضروری بازنمایی می شود؛ اما در نوع دوم به دلیل شناختی (فراموش شدن خود شخصی مادر) و عاطفی (تعارض مادری با لذت و اهداف شخصی مادر) به شکل سلبی تصور می گردد.
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی سیستم آموزش سواد تحلیلی به دانش آموزان مقطع دوم متوسطه در سال 1402 انجام شده است. روش شناسی پژوهش: در این مقاله از روش های کیفی و کمی به صورت متوالی بهره برده شده است .مرحله اول پژوهش به کمک پرسشنامه از 384 نمونه دانش آموزان سطح سواد تحلیلی آنها سنجیده شد، سپس به کمک تمامی منابع مربوطه با در نظر گرفتن کد گذاری پیرامون موضوع مورد بحث، سرفصل های مناسب برای تدریس این سواد تعریف شده و سپس در این مرحله که با روش پیمایشی است 8 نفر از متخصصین به روش زنجیره ای انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند تا صحت و اهمیت سرفصل های انتخاب شده سنجیده شود. . یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد سرفصلهای آموزش سواد تحلیلی شامل 4 مولفه اصلی و 6 مولفه فرعی است .برای محاسبه ضریب توافق متخصصان نسبت مجموع افرادی که گزینه های خیلی زیاد و زیاد را انتخاب کرده بودند به کل متخصصین تقسیم شد .بررسی ضرایب توافق در خصوص همه سرفصلهای آموزشی و روشهای آموزش بالاتر از 0.6 است که حاکی از اعتبار نتایج به دست آمده است. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد با استفاده از آموزش خرد و با مدل ارائه شده میتوان این سواد را در بین نوجوانان ترویج داد
ارتباطات بین المللی از اهداف اصلی دولت هاست که تحقق آن بر مبنای الگویی مطلوب استوار است. هدف جمهوری اسلامی ایران این است که سیاست خارجی خود را بر مبنای آموزه های اسلامی در دو جبهه دیپلماسی و میدان پیش ببرد. در این میان، تناقض یا تداوم این دو رویکرد، به موضوعی چالش برانگیز تبدیل شده است. به همین منظور در پژوهش حاضر با روش مقایسه ، تلاش شده تا بین دیپلماسی و میدان در اسلام و جمهوری اسلامی ایران تطبیق صورت گیرد و تبیین کند که جمهوری اسلامی برای ارتباط گیری با دیگر کشورها از چه شاخصه هایی بهره برده است. یافته های تحقیق، حاکی از آن است که الگوی مطلوب روابط دیپلماسی بر مبنای فرامین الهی، مبتنی بر چند اصل غیرمتغیر استوار و دارای شاخصه های متغیر بوده است و جمهوری اسلامی همواره مبتنی بر اصول ثابت حرکت کرده و به پیشرفت های ارزشمندی دست یافته است؛ اما پیرامون شاخصه های متغیر، چون در هر دوره سیاست های متفاوتی اعمال شده دارای فرازونشیب هایی بوده است.