بررسی و تحلیل حیث التفاتی آگاهی در اندیشه هوسرل و جان سرل(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
233 - 255
حوزههای تخصصی:
ماهیت آگاهی از جمله امور مهم و تعیین کننده برای انسان به شمار می آید که مختص ساحت وجود اوست. در پدیدارشناسی هوسرل، آگاهی همیشه، معطوف به چیزی است که بیرون از خودش قرار دارد و همین امر، موجب می شود آگاهی همواره به جهان بیرون رجوع کند و این درباره چیزی بودن، اصلی ترین جنبه آگاهی در پدیدارشناسی است. ازاین رو، فرآیند شناخت در آگاهی موردنظر هوسرل، مبتنی بر التفاتی بودن آگاهی است، تا آن جا که جهان خارج، پیشاپیش آگاهی قرار دارد و متعلق آن به شمار می آید. ابه همین دلیل، آگاهی در ارتباطی دوسویه با جهان قرار می گیرد. از سوی دیگر، نگرش جان سرل که مبتنی بر اصول فیزیکالیستی و ناتورالیستی است، آگاهی و حیث التفاتی را در چارچوبی متفاوت و متقابل با هوسرل می بیند؛ زیرا به باور سرل، آگاهی، محصول فرآیندی است که در کنش های عصب زیست شناختی یا به عبارتی شلیک های عصبی ریشه دارد و فرآورده مستقیم مغز به شمار می آید. به همین دلیل هوسرل آگاهی را فرآیند سطح بالای مغز می داند که شلیک های عصبی، سطح پایین آن درنظر گرفته می شوند. ازاین رو حیث التفاتی آگاهی را به روشی نوروبیولوژیک بررسی می کند و آن را دومین مسئله دشوار فلسفه ذهن می شناسد که هم در مبحث زبان و هم ذهن آن را مورد ژرف کاوی قرار می دهد. مسئله ما در این پژوهش تحلیل آگاهی از نظر هوسرل و جان سرل است که دو روی یک سکه را تشکیل می دهند؛ ازاین رو به بررسی و تطبیق تحلیلی این مسئله نزد این دو فیلسوف خواهیم پرداخت.